همايش اخلاق و روابط بين‌الملل
18 و 19 آبان ماه 1389
تالار شيخ انصارى دانشگاه تهران
 

همايش علمى اخلاق و روابط بين‌الملل به همت انجمن ایرانی روابط بین الملل و با حضور شمار زيادى از اساتيد روابط بين‌الملل و پژوهشگران و دانشجويان در روزهای دوشنبه و سه‌شنبه 18 و 19 آبان 1389 در محل تالار شيخ مرتضى انصارى دانشکده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران برگزار شد. 

دکتر غلامرضا خواجه سروى با تاکيد بر سخنان رهبرى پيرامون علوم انسانى و اهميت اخلاق و روابط بين‌الملل آغازگر اين همايش بود. اين استاد دانشگاه با بيان اينکه در دنياى امروز به جاى صلح شاهد فقر و نابرابرى هستيم، گفت: مباحث اخلاقى در روابط بين‌الملل کمرنگ شده است و در غرب کم و بيش رخت بسته است پس بايد از منظر جمهورى اسلامى نگاه تازه‌اى به روابط بين‌الملل داشته باشيم چرا که دين اسلام مى‌تواند با ظرفيت بالايش اخلاق بشرى را در روابط بين‌الملل وارد کند.

در ادامه اين همايش دکتر محمد کاظم سجادپور، استاد دانشکده روابط بين‌الملل با سرفصل اخلاق در نظريه‌هاى روابط بين‌الملل و نظريه‌هاى اخلاقى روابط بين‌الملل سخنانش را آغاز کرد.سجادپور بر اين باور است که روابط بين‌الملل به طور مستقيم و يا بطور غيرمستقيم با اخلاق ارتباط دارد و مسئله محورى در اين رابطه همواره جنگ و صلح بوده و خواهد بود. استاد دانشکده روابط بين‌الملل مسئوليت و عدالت را مهم‌ترين مفاهيم روابط بين‌الملل عنوان کرد و افزود: اعلاميه جهانى اخلاق همانند اعلاميه جهانى حقوق بشر بايد وجود داشته باشد. وى با اشاره به وقايع نسل‌کشى بالکان، روآندا و حادثه 11 سپتامبر بازنگرى در روابط بين‌الملل را امرى ضرورى خواند. سجادپور با بيان اينکه در اخلاق و سياست انگاره‌ها، برداشت‌ها و پيش فرض‌هاى گوناگون و بعضا متضادى وجود دارد، اظهار کرد: برخى اين دو پديده را بدون ارتباط ، برخى با ارتباط و گروهى حدى ميانه را دنبال مى‌کنند و يکى از زمينه‌هايى که مى‌تواند روشن کننده ماهيت رابطه اخلاق و سياست باشد بخش نظريه‌هاى روابط بين‌الملل از زاويه ديد مباحث اخلاقى است. وى در اين خصوص دو پرسش نمادين مطرح کرد، نخست آنکه در نظريه‌هاى روابط بين‌الملل اخلاق چه جايگاهى دارد؟ و دوم آنکه نظريه‌هاى اخلاقى روابط بين‌الملل کدامند؟ در پاسخ به پرسش نخست ضمن مرور نظريه‌هاى رئاليستي، ليبراليستي، سازه‌انگارى و نظريات راديکال، روابط بين‌الملل به طور خاص از منشور رابطه با اخلاق مدنظر قرار مى‌گيرد. وى در پاسخ به پرسش دوم گفت که به نظريات هنجارى و خصوصا به منازعه بين اجتماع‌گرايى و جهان وطن‌گرايى توجه خواهد شد. در انتها سجادپور يادآور شد که هيچ نظريه‌اى در روابط بين‌‌الملل فارغ از دلمشغولى اخلاق نيست.

در ادامه اين همايش، دکتر سيد جواد امام جمعه‌زاده، به بررسى مقايسه‌اى مفهوم صلح در دو وضعيت هژمونيک و پلوراليسم گفتمان‌هاى ارزشى پرداخت.امام جمعه‌زاده عنوان کرد که اخلاق در روابط بين‌الملل جز با مفهوم صلح و امنيت معنا پيدا نمى‌کند.

وى با مقايسه خسارت‌ها، کشته‌ها و آمارهاى جنگ جهانى اول و دوم به اين موضوع اشاره کرد که از جنگ جهانى دوم تا سال 2000، 125 جنگ در جهان رخ داده است که 80 تا از آنها جنگ‌هاى قومى و مذهبى بوده است و اين در حالى است که از ميان 192 کشور شناخته شده 14 کشور بافت قومى و مذهبى يکسان دارد و در بقيه کشورها بافت‌هاى متفاوتى وجود دارد پس پتانسيل جنگ در آنها بسيار بالاست. اين استاد دانشگاه که در بررسى‌هايش به دنبال مفهوم صلح است، اظهار داشت که اکنون 20 هزار کلاهک اتمى آماده شليک در دنيا وجود دارد که بيشتر آنها در آمريکاست. از ديد امام جمعه‌زاده صلح پايدار زمانى است که صلح براى همه جامعه در نظر گرفته شود و تمامى افراد در صلح، تهديد و امنيت شريک باشند. وى در ادامه اساس اغلب جنگ‌ها را خودمحورى و خودبرتربينى قدرت‌ها عنوان کرد. استاد دانشگاه اصفهان سخنش را با بيان جمله‌‌اى از هگل که بيانگر ديد متفاوت وى به مقوله صلح است، پايان داد: «دوره طولانى صلح جامعه را به فساد مى‌کشاند پس جنگ لازم است.»
دکتر سيد اسدالله اطهري، استاد دانشگاه آزاد اسلامى تاکستان نقش اخلاق در نظريه‌پردازى سياست خارجى را براى بررسى انتخاب کرد. وى در اين راستا به بررسى جايگاه اخلاق در نظريه‌پردازى بين‌الملل‌گرايى کانت پرداخت. وى گفت: بحث کانت بر اين مبنا استوار بود که علوم انسانى نمیی توانندبومى و ملى شوند و با پيروى از اين ديدگاه بود که جهان غرب  اخلاق در روابط  بین الملل را مورد بحث  قرار داد. انديشه کانت بر سه محور اصلى استوار است:
1- هيچ حکومتى نمى‌تواند به انسان تحميل شود و تا سيستم‌هاى جهان دموکراتيک نشود جنگ وجود دارد پس دموکراسى مانع جنگ است
2- در سيستم‌هايى که انسان ابزار قرار بگيرد، احتمال جنگ زياد است.
3- انسان و خرد وى سرچشمه اخلاق است و حکومتى که به انسان و خرد وى توجه نکند، موفق نيست. در مجموع مى‌توان اينطور نتيجه گرفت که جامعه مدنى جهانى و دموکراتيزاسيون، صلح جهانى را به ارمغان مى‌آورد.

«اصول اخلاقى اسلام در روابط بين‌الملل» موضوع سخنرانى دکتر على اکبر عليخانى بود. رئيس پژوهشکده مطالعات فرهنگى و اجتماعى وزارت علوم، تحقيقات و فناورى در ابتدا به توضيح مفهوم دو واژه اصول و مبانى و تمايز ميان آنها پرداخت.مباني، آموزه‌هاى ثابت و غيرقابل تغيير مى‌باشد اما اصول، شيوه‌ها و قواعد رفتارى است که متناسب با شرايط زمان و مکان از مبانى استخراج مى‌شود و جوهره آن ثابت است اما شکل آن تغييرپذير. 
عليخانى در ادامه عنوان کرد: در شرايط عادي، جنگى و جنگ سرد مى‌توان از اصول اخلاقى اسلام بهره جست. در شرايط عادي، رعايت اصول اخلاقى بر چهار عنصر استوار است: 1- احترام متقابل 2- تعامل متقابل 3- اعتماد متقابل 4- عهد و پيمان متقابل.رئيس پژوهشکده مطالعات فرهنگى و اجتماعى اصول اخلاقى شرايط جنگ سرد را تلاش براى از بين بردن زمينه مخاصمات، مذاکره براى انصراف از درگيرى مسلحانه و آغاز نکردن جنگ تحت هر شرايطى عنوان کرد.

عليخانى در ادامه گفت: اخلاق اسلامى در شرايط جنگى بر ممانعت از محروم کردن دشمن از نيازهاى اوليه همچون غذا، دارو، آب، به حداقل رساندن تلفات، عدم تعرض به مجروحان، اسرا، فراريان و حتى اجساد دشمنان، عدم تعرض به زنان، کودکان و سالخوردگان و تداوم گفت‌وگوها در حين جنگ تاکيد مى‌کند. وى افزود: نگاه اسلام به اخلاق در روابط بين‌الملل نه يک نگاه تشريفاتى و تاکتيکي، بلکه يک نگاه راهبردى است چرا که اسلام رويکرد سياسى ارائه شده به نظام بين‌الملل را همراه با اخلاق مى‌داند.

اصغر افتخاري، استاد دانشگاه امام صادق (ع) در همايش اخلاق و روابط بين‌الملل با عنوان سخنرانى «فوايد اخلاقى روابط بين‌الملل: رويکرد قرآني» با بيان اينکه از نظر رويکرد قرآنى به مسئله اخلاق در دو بعد نگريسته مى‌شود، اظهار داشت: بعد اول فردى است، که در صورت روى کار بودن يک دولت اسلامى اين اخلاق تبديل به قانون شده و فرد ملزم مى‌شود براساس تقوا عمل کند. وى افزود: دومين رويکرد بعد بين‌المللى است، اما در اين بعد براساس اينکه همه داراى يک کيش و آيين نيستند، تئورى‌‌اى که از اسلام و قرآن ناشى مى‌شود تئورى دعوت است. اين استاد دانشگاه امام صادق (ع) با ذکر اين نکته که روابط بين‌الملل نمى‌تواند عارى از ملاحظات اخلاقى باشد، يادآور شد: گرايش‌هاى نوين در روابط بين‌الملل مويد اين ادعاست، لذا تعريف قواعد اخلاقى نياز جدى است که بايد به آن اهتمام ورزيد. افتخارى افزود: نوع ماهيت و ويژگى‌هاى اصول اخلاق به گونه‌ اى است که آن را قابل عرضه براى جامعه بين‌الملل مى‌سازد. وى در پايان خاطرنشان کرد: جامعيت، فرازمانى و فرامکانى بودن اسلام، از اصول اوليه‌اى هستند که مطلوبيت ذاتى قواعد اخلاقى اسلام را براى سامان بخشى به روابط بين‌الملل اثبات مى‌کنند.در ادامه اين نشست دکتر عباس مقتدايى موضوع سرفصل‌هاى اخلاقى مورد اتفاق مذاهب اسلامى قابل تعميم به عرصه روابط بين‌الملل را مورد بررسى قرار داد.

عضو هيئت علمى دانشگاه آزاد اسلامى شهرضا افزود: با بررسى ديدگاه‌هاى مذاهب اسلامى به اين نتيجه مى‌رسيم که کمترين اختلاف نظر آنها در حوزه مباحثى است که در قرآن کريم به صراحت بيان شده است و اگرچه ممکن است تفاسير و برداشت‌هاى مختلفى صورت گيرد ليکن در کليت امر اتفاق نظر وجود دارد.

وى گفت: تلاش من اين بوده تا ابتدا سرفصل‌هايى که در حوزه اخلاق اسلامى قرار مى‌ گيرد را از آيات قرآن کريم استخراج کنيم و سپس آن بخش از اين مفاهيم که قابليت تعميم به عرصه بين‌المللى و روابط ميان دولت‌ها و ملت‌ها دارد را بررسى و تشريح کنيم.وى خاطرنشان کرد: اين مباحث، مباحثى هستند که بخش زيادى از آن در کتب اخلاقى چه اخلاق نظرى و چه اخلاق عملى در حوزه اخلاقيات فردى مورد بحث و تشريح قرار مى‌گيرد و اينک مى‌توان اين مفاهيم را که براى بيش از 50 کشور اسلامى و بخش قابل توجهى از مردمان جهان مورد فهم و پذيرش اعتقادى است و با آن انس دارند را به عرصه مناسبات بين‌المللى وارد نمود و بدين ترتيب به اخلاقى‌تر کردن روابط بين‌الملل و به تبع آن روند صلح مثبت در سطح جهانى کمک کرد.

«اسلامگرايى راديکال و اخلاق در نظام بين‌الملل» موضوع سخنرانى دکتر سيد عبدالامير نبوى در اين همايش بود.عضو هيئت علمى پژوهشکده مطالعات فرهنگى و اجتماعى افزود: گروه‌هاى اسلامگراى راديکال به عنوان يکى از بازيگران غيردولتى در يک دهه اخير به صورتى جدى و اثرگذار در صحنه روابط بين‌الملل ظاهر شده‌اند و انديشه و عملکرد آنها بويژه پس از حملات 11 سپتامبر 2001 توجه ناظران و تحليلگران را به خود جلب کرده است. وى خاطرنشان کرد: اين گروه‌ها مناسبات موجود در نظام بين‌الملل را برپايه ديدگاه‌هاى خود نادرست و غيراخلاقى ارزيابى مى‌کنند و خواستار دگرگونى بنيادين آن هستند. بديل پيشنهادى اين گروه‌ها که به طور جدى بدان معتقدند و براى حاکميت آن مى‌کوشند قواعد و مناسباتى است که از دل متون مقدس قابل استخراج است البته آنها رويکرد راديکال و افراطى خود را به دين دارند و معتقدند که برداشت آنها مى‌تواند نيازهاى انسان‌ها را به نحو درستى پاسخ دهد و اخلاق و عدالت را که از آرزوهاى هميشگى بشر بوده است به طور کامل بر جهان حکمفرما کند. عضو هيئت علمى دانشگاه علامه طباطبايى با اشاره به جايگاه متفاوت اخلاق در نظريه‌هاى روابط بين‌الملل گفت: نظريه‌هاى هنجارى ارزش‌ها و اصول اخلاقى را به صورت عناصر ضرورى و مقوم خود به کار مى‌برند و به بايدها و نبايدهاى پديده‌هاى بين‌المللى مى‌پردازند.

دکتر دهقاني، عضو هيئت علمى دانشگاه علامه طباطبايى در اين همايش با اشاره به روابط گوناگون ميان اخلاق و نظريه در روابط بين‌الملل افزود: سه نوع رابطه بين نظريه‌هاى روابط بين‌الملل و اخلاق قابل تصور است:1- عدم توجه به ارزش‌ها و موازين اخلاقى 2- توصيف ارزش‌هاى اخلاقى بدون هرگونه تجويز رفتارى و عملى 3- به کارگيرى ارزش‌ها و قواعد اخلاقى به عنوان يک جزو مقوم نظريه.

وى افزود: بر اين اساس، سه دسته نظريه در روابط بين‌الملل قابل شناسايى است. نخست نظريه‌هايى که عارى از هرگونه ذکر ارزش‌هاى اخلاقى هستند و تنها به توضيح عناصر و شرايط قابل مشاهده و رابطه بين آنها مى‌پردازند. دوم، نظريه‌هايى که تنها نظام و ارزش‌هاى اخلاقى فردى و اجتماعى را به عنوان واقعيت‌هاى روابط بين‌‌‌الملل توصيف مى‌کنند. اين نظريه‌ها به داورى در مورد درستى و نادرستى ارزش‌ها و اصول اخلاقى نمى‌پردازند. وى خاطرنشان کرد: مورد سوم، نظريه‌هايى هستند که ارزش‌ها و اصول اخلاقى را به صورت عناصر ضرورى و مقوم خود به کار مى‌برند. نظريه‌هاى هنجارى يا ارزشى روابط بين‌الملل در اين گروه قرار مى‌گيرند. اين نظريه‌ها به بايدها و نبايدهاى پديده‌هاى بين‌المللى مى‌پردازند و روابط بين‌المللى را آن‌گونه که بايد باشد، مورد توجه قرار مى‌دهند. 
«در عصر جهانى شدن رعايت اخلاق ضرورى است‌»، دکتر احمد نقيب‌زاده با اين جمله وارد بحث شد و با سرفصل اخلاق در روابط خارجى ايران باستان سخنرانى‌اش را ادامه داد. نقيب‌زاده با بيان اينکه در دنياى امروز نبرد نمادين بسيار ارزشمند است، گفت: ايران در اين راستا ذخاير بسيار ارزشمندى دارد و بايد اين نمادها را در سطح جهان مطرح کند. هنگامى که آمريکا به مک‌دونالد و شلوار جين مى‌نازد و مى‌گويد که اينها در تمام دنيا رايج شده است ايران هم بايد از همان منظرى که انقلاب کرده و دم از اخلاق مى‌زند، ارزش‌هاى تاريخ ايران را مطرح کند و در اين صورت قطعا در دنيا مطرح خواهد شد. 

استاد دانشگاه تهران ادامه داد: در ايران باستان مدلى مبتنى بر جهان‌بينى وجود داشت که سه عنصر خدا، طبيعت و انسان را به هم گره زده بود. اين مدل، در واقع مدلى است براى توسعه پايدار و جلوگيرى از تخريب. زمانى که طبيعت در حال تخريب است اين راهکار جوابگو خواهد بود. به عنوان مثال تخريب لايه ازن يا توفان کاترينا که در نتيجه تخريب جنگل‌ها، حيوانات و انسان‌ها به دست آمريکا و غرب اتفاق افتاد از جمله اين موارد است. 

مطابق نظر نقيب‌زاده وقتى انسان خود را از طبيعت جدا نداند دست به تخريب آن نمى‌زند.در راستاى همين نگرش انسان هم بايد به عنوان مخلوق خدا و جلوه هستى نگريسته شود تا ميزان درگيرى‌ها کمتر شود. به همين خاطر بود که ايرانيان باستان وقتى جايى را فتح مى‌کردند با انسان‌ها کمال خوش رفتارى را انجام مى‌دادند. درست در عصرى که قدرت‌هاى ديگر دست به کشتار و تخريب وسيع مى‌زدند، هنگامى که ايرانيان وارد بابل شدند، گفتند که براى تحميل چيزى آنجا نرفته‌اند و فقط چون که پادشاه آنها ظالم بود، رفته بودند که سعادت آنها را تامين کنند. البته در آن زمان هم استثنائاتى بود. به عنوان مثال پادشاهانى که ديوانه بودند يا کسانى که رعايت نمى‌کردند اما در هر حال پشت تمام اينها يک جهان‌بينى وجود داشته است. نقيب‌زاده ادامه داد: بابت اين نوع جهان‌بينى هيچ کنوانسيونى امضا نمى‌شد يا کنفرانسى تشکيل نمى‌دادند و رعايت اخلاق در پس آن وجود داشت و کسى را به آن دعوت نمى‌کردند. استاد دانشگاه تهران در ادامه به مقايسه ايران باستان با غرب پرداخت و گفت: در غرب هميشه پشت کردارشان يک نگاه نژادپرستانه وجود دارد و يونان که يکى از پايه‌هاى تمدن غرب بود، خود مصداق اين حرف است. 

در پايان وى به سه نکته اشاره کرد: 
1- اخلاق يک ضرورت عينى است. 2- چنين الگوهايى حتى مى‌تواند بهتر از الگوهاى کانتى که نوعى نگاه دنيوى به اخلاق دارند، عمل کنند. 
3- ايران چنين ذخايرى دارد اما از آن استفاده نمى‌کند. 
در واقع دنيا، دنياى سمبليک است و ايران بايد سمبل‌هايش را در سطح جهان مطرح کند تا قبول شود در اين صورت در تمام عرصه‌ها پيروز خواهيم بود.از ديگر اساتيد شرکت‌کننده در اين نشست دکتر ابراهيم متقي، استاد دانشگاه تهران بود. متقى با عنوان اخلاق‌گرايى انتقادى در ملاحظات استراتژيک بحث را آغاز کرد. به عقيده وى اخلاق استراتژيک از پنج شاخص اصلى تشکيل شده است 1- نفوذ از طريق تعامل. يکى از شاخص‌هاى قدرت در عرصه بين‌الملل نفوذ است و هر فردى در حوزه استراتژيک براى پيروز شدن بايد اخلاق انتقادى داشته باشد. در واقع پيروزى از طريق سرکوب، زور و ابراز خشونت، زمينه‌هاى فرسايش قدرت را فراهم مى‌کند. اين در حالى است که در اخلاق انتقادى چگونگى فرايند پيروزى بسيار حائز اهميت است. 2- عقلانيت بازدارنده. کشورهايى که در فضاى منازعه و جنگ هستند نبايد فضاى ديپلماتيکشان قطع شود. 3- جنگ و صلح 4- تغيير مسالمت‌آميز. اخلاق انتقادى همواره بر تغيير مسالمت‌آميز تاکيد دارد. 5- آينده‌نگري، ‌اين گزينه بخشى از اخلاق استراتژيک است. در فضاى جنگ همواره بايد به شرايط بعد از جنگ توجه شود مثالى پيرامون اين بحث شايد به روشن شدن مقصود کمک کند. 
در جنگ بين حزب‌الله لبنان و اسرائيل در سال 2006 با وجودى که حزب‌الله موشک‌هايى با برد و توان بيشتر در اختيار داشت اما از آنها استفاده نکرد و اين يعنى عقلانيت استراتژيک در چارچوب اخلاق استراتژيک.متقى در ادامه خشونت نمادين را يکى از تاثيرگذارترين اقدامات دولت‌ها در عرصه بين‌الملل عنوان کرد. به عقيده وى مانور مى‌تواند جايگزين منازعه شود يعنى همان کارى که آدولف هيتلر انجام داد. هيتلر با انجام مانورهاى بزرگ نوعى رعب و وحشت را در ديگران ايجاد مى‌کرد.در مجموع مانور اقدامى است که خشونت نمادين دارد اما تاثيرگذارى آن بسيار زياد است. استاد دانشگاه تهران بمباران نيروهاى نظامى را امرى عجولانه دانست و گفت به جاى اين اقدام بايد انسجام ساختار فرماندهى را فرو ريخت يعنى بايد استراتژى طرف مقابل را نابود کرد. 

سخنران ديگر اين همايش دکتر رضا سيمبر بود. وى با سرفصل گذر از دوگانه اخلاقي- غيراخلاقى در پارادايم معاصر نظام بين‌الملل سخن آغاز کرد. سيمبر با طرح اين سوال که دوگانگى‌هاى نظام بين‌الملل چگونه شکل مى‌گيرد و راه گريز از آن چيست وارد بحث شد. به عقيده وى در نظام بين‌الملل با يک سرى مفاهيم نسبى روبه‌رو هستيم که برداشت‌هاى گوناگونى نيز از آنها وجود دارد. در واقع انسان‌هاى مختلف و جوامع گوناگون نسبت به مفاهيمى همچون صلح، حقوق بشر، تروريسم، عدالت و برابرى ديدگاه‌هاى متفاوتى دارند پس ادعاى جهانشمولى کردن در رابطه با آنها با توجه به ديدگاه‌هاى مختلفى که وجود دارد، مشکل است.به عنوان مثال در رابطه با تروريسم ديدگاه‌هاى مختلف باعث مى‌شود که کنوانسيون‌هاى مشترک بين‌المللى در زمينه مبارزه با تروريسم در حقوق و نظام بين‌الملل نداشته باشيم.البته در رابطه با صلح هم برداشت‌‌هاى مختلف وجود دارد. استاد دانشگاه گيلان با بيان اينکه دنيا، دنياى سياست بين‌الملل است نه حقوق بين‌الملل اظهار داشت: اکنون برترى دنياى سياست و قدرت محور آشکار است.
بعد از پيدايش نظام وستفالى دنياى بازيگرى ملت و کشور نمود پيدا کرد و آنچه که محور حرکت آنها را تشکيل داد، تحقق منافع ملى بود اما اين هدف قربانيان زيادى داشت. سيمبر ادامه داد: دولت‌ها در صورت ايجاب منافع ملي، برخلاف ديدگاه‌هايشان و با ناديده گرفتن مسائل اخلاقى در پى اين منافع مى‌روند. پس سياست بين‌الملل با اينچنين چالش‌هاى ساختارى در قدرت مواجه است.مطابق نظر سيمبر دوگانگى سپهر اخلاق و سياست منجر به پارادوکس‌هاى رفتارى گوناگون ملت‌ها و دولت‌ها مى‌شود و راه‌حل آن کمرنگ شدن حاکميت دولت‌ها و مداخله آنها و به دنبال آن پررنگ شدن مشارکت‌هاى مردمى است. به عنوان مثال پيشنهاد مجمع دوم عمومى سازمان ملل متحد يکى از گزينه‌هاى مطرح شده است.زيرا کرسى‌هايى که در مجمع سازمان ملل وجود دارد کرسى‌هاى واقعى نيستند و نمايندگان حقيقى ملت‌ها در اين مجمع حضور ندارند پس در همين راستا بايد نهادهاى مردمى و مدنى در سطح بين‌الملل تقويت شود تا راهکارها، پويش‌ها و نگرش‌هاى منافع ملى در عرصه جهانى نقش‌آفرين شود. در انتها قابل ذکر است که تنها راه گريز از اين دوگانگى‌ها پررنگ کردن نهادهاى جامعه مدنى بين‌المللى است و بس.در ادامه اين همايش دکتر محمدجواد حق‌شناس به بررسى تنش ميان ايران و آمريکا از منظرى متفاوت پرداخت. به گفته حق شناس تاثير اين تنش بر برخى رخدادهاى داخلي، جهانى و منطقه‌اى قابل مشاهده است.

استاد دانشگاه آزاد اسلامى عنوان کرد: اگر آغاز کشمکش ميان دو کشور را شروع انقلاب بدانيم اما ريشه‌هاى اين دشمنى در تمامى دوران حضور آمريکا در ايران قابل جست‌وجوست و نوسان‌هاى زيادى هم داشته است. در واقع آمريکا به کمک نگاه مثبتى که به او وجود داشت کارش را آغاز کرد، سپس به يک هم‌پيمان قابل اطمينان ارتقا يافت، بعد هم به يک مداخله‌گر داراى سوءنيت تبديل شد و در نهايت موقعيتش در وضعيت يک دشمن غيرقابل گذشت تثبيت شد. حق شناس ادامه داد: موارد اخلاقى و ارزش‌هاى مورد نظر دو کشور مى‌تواند عامل تشديد کننده تنش باشد. هر يک از دو طرف با استدلال‌هاى مبتنى بر چارچوب‌هاى اخلاقى خود تلاش مى‌کنند حقانيت خودشان را اثبات کنند. 

به عقيده وى حضور اوباما در ساختار قدرت سياسى مى تواند جهت‌گيرى رفتار استراتژيک آمريکا را اندکى تغيير دهد اما تاثير چندانى بر اخلاق سياسى آنها برجاى نمى‌گذارد. در واقع همگونى شاخص‌ها و مولفه‌هاى اخلاق سياسى ايران و آمريکا منجر به تشديد اختلافات و تعارض ميان آنها گرديده است. مديرمسئول روزنامه اعتماد ملى در ادامه گفت: اولين مهاجرين به آمريکا براى اين مهاجرت ابعادى معنوى قائل بودند و فکر مى کردند رسالت خداوندى دارند و آمريکا را يک جامعه خدايى تلقى مى‌کردند آنها به دنبال يک جامعه نمونه در داخل آمريکا و سپس قاره آمريکا و جهان پيرامون بودند، پس رسالت آمريکايى عليه ارزش‌هاى اروپايى شمرده مى‌شود.

وى افزود: آنها در تمامى حوزه‌ها علاوه بر سياست يعنى اقتصاد، تکنولوژى و فناوري، هنر، موسيقي، سينما، ورزش و صنعت نيز نگاهى برترى طلب دارند و اين در واقع نمادى از برترى‌جويى قوم آمريکا است. آنها با نماد‌هايى مثل مک دونالد، کوکاکولا و جنرال موتورز مى‌خواهند ارزش‌ها و اخلاق آمريکايى را به نمايش بگذارند. حق‌شناس تاکيد کرد: آنها براساس رسالتى که براى خود قائلند، مداخله‌گرا هستند و در نگاه آنها اين براى ريشه‌کنى فساد و گسترش ارزش‌ها و اخلاق آمريکايى است. در اين زمينه جنگ بوش، جنگ اسپانيا و جنگ اول و دوم جهاني، حضور در جنگ کره و ويتنام و در خاورميانه نيز مداخلاتشان در پاناما، ليبي، ايران، کوزوو، افغانستان و عراق قابل ارزيابى است.

قابل ذکر است که آئين اختتاميه همايش علمى اخلاق و روابط بين‌الملل و همچنين رونمايى از کتاب اخلاق سياسى با حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى برگزار شد.سيد محمد حسينى در جمع شمار زيادى از استادان روابط بين‌الملل دانشگاه‌هاى کشور و بيش از 400 نفر از محققان، پژوهشگران، دانشجويان گفت: اگر در بحث علوم انسانى مى‌خواهيم به سمتى حرکت کنيم که آموزه‌هاى ديگران را ارائه ندهيم، بايد استادان همت کنند.

وى نگاه به سياست را در اسلام متفاوت با ديگر مکاتب دانست و افزود: سياست در مکاتب ديگر به گونه‌اى مطرح مى‌شود که آميختگى آن با اخلاق، دشوار است.وى با استناد به آموزه‌هاى ديني، قرآن، نهج‌البلاغه و عهدنامه مالک اشتر قلب امير را مالامال از عشق به مردم توصيف کرد و افزود: با چنين نگرشى اين گونه نيست که فرد بخواهد به هر وسيله‌اى به قدرت برسد.

وزير ارشاد با اشاره به رونمايى کتاب اخلاق سياسى در اين همايش خطاب به استادان و دانشگاهيان حاضر در همايش گفت: با اراده شما مى‌توانيم گام بلندى برداريم.وى در عين حال افزود: در کنار فعاليت‌هاى ديگر کشور و نيازهاى مادى به مسائل آموزشي، علمى هم بايد توجه بشود.
حسينى با اشاره به طرح شدن بحث غلبه گفتمان علمى و رفع مظلوميت از چهره فرهنگ که از سوى مقام معظم رهبرى مطرح شده است، اظهار اميدوارى کرد که همگان دست در دست بتوانند گام‌هاى موثرى را بردارند.
 
+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در سه شنبه هشتم مهر 1393 و ساعت 0:53 |
همايش اخلاق و روابط بين‌الملل
18 و 19 آبان ماه 1389
تالار شيخ انصارى دانشگاه تهران
 

همايش علمى اخلاق و روابط بين‌الملل به همت انجمن ایرانی روابط بین الملل و با حضور شمار زيادى از اساتيد روابط بين‌الملل و پژوهشگران و دانشجويان در روزهای دوشنبه و سه‌شنبه 18 و 19 آبان 1389 در محل تالار شيخ مرتضى انصارى دانشکده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران برگزار شد. 

دکتر غلامرضا خواجه سروى با تاکيد بر سخنان رهبرى پيرامون علوم انسانى و اهميت اخلاق و روابط بين‌الملل آغازگر اين همايش بود. اين استاد دانشگاه با بيان اينکه در دنياى امروز به جاى صلح شاهد فقر و نابرابرى هستيم، گفت: مباحث اخلاقى در روابط بين‌الملل کمرنگ شده است و در غرب کم و بيش رخت بسته است پس بايد از منظر جمهورى اسلامى نگاه تازه‌اى به روابط بين‌الملل داشته باشيم چرا که دين اسلام مى‌تواند با ظرفيت بالايش اخلاق بشرى را در روابط بين‌الملل وارد کند.

در ادامه اين همايش دکتر محمد کاظم سجادپور، استاد دانشکده روابط بين‌الملل با سرفصل اخلاق در نظريه‌هاى روابط بين‌الملل و نظريه‌هاى اخلاقى روابط بين‌الملل سخنانش را آغاز کرد.سجادپور بر اين باور است که روابط بين‌الملل به طور مستقيم و يا بطور غيرمستقيم با اخلاق ارتباط دارد و مسئله محورى در اين رابطه همواره جنگ و صلح بوده و خواهد بود. استاد دانشکده روابط بين‌الملل مسئوليت و عدالت را مهم‌ترين مفاهيم روابط بين‌الملل عنوان کرد و افزود: اعلاميه جهانى اخلاق همانند اعلاميه جهانى حقوق بشر بايد وجود داشته باشد. وى با اشاره به وقايع نسل‌کشى بالکان، روآندا و حادثه 11 سپتامبر بازنگرى در روابط بين‌الملل را امرى ضرورى خواند. سجادپور با بيان اينکه در اخلاق و سياست انگاره‌ها، برداشت‌ها و پيش فرض‌هاى گوناگون و بعضا متضادى وجود دارد، اظهار کرد: برخى اين دو پديده را بدون ارتباط ، برخى با ارتباط و گروهى حدى ميانه را دنبال مى‌کنند و يکى از زمينه‌هايى که مى‌تواند روشن کننده ماهيت رابطه اخلاق و سياست باشد بخش نظريه‌هاى روابط بين‌الملل از زاويه ديد مباحث اخلاقى است. وى در اين خصوص دو پرسش نمادين مطرح کرد، نخست آنکه در نظريه‌هاى روابط بين‌الملل اخلاق چه جايگاهى دارد؟ و دوم آنکه نظريه‌هاى اخلاقى روابط بين‌الملل کدامند؟ در پاسخ به پرسش نخست ضمن مرور نظريه‌هاى رئاليستي، ليبراليستي، سازه‌انگارى و نظريات راديکال، روابط بين‌الملل به طور خاص از منشور رابطه با اخلاق مدنظر قرار مى‌گيرد. وى در پاسخ به پرسش دوم گفت که به نظريات هنجارى و خصوصا به منازعه بين اجتماع‌گرايى و جهان وطن‌گرايى توجه خواهد شد. در انتها سجادپور يادآور شد که هيچ نظريه‌اى در روابط بين‌‌الملل فارغ از دلمشغولى اخلاق نيست.

در ادامه اين همايش، دکتر سيد جواد امام جمعه‌زاده، به بررسى مقايسه‌اى مفهوم صلح در دو وضعيت هژمونيک و پلوراليسم گفتمان‌هاى ارزشى پرداخت.امام جمعه‌زاده عنوان کرد که اخلاق در روابط بين‌الملل جز با مفهوم صلح و امنيت معنا پيدا نمى‌کند.

وى با مقايسه خسارت‌ها، کشته‌ها و آمارهاى جنگ جهانى اول و دوم به اين موضوع اشاره کرد که از جنگ جهانى دوم تا سال 2000، 125 جنگ در جهان رخ داده است که 80 تا از آنها جنگ‌هاى قومى و مذهبى بوده است و اين در حالى است که از ميان 192 کشور شناخته شده 14 کشور بافت قومى و مذهبى يکسان دارد و در بقيه کشورها بافت‌هاى متفاوتى وجود دارد پس پتانسيل جنگ در آنها بسيار بالاست. اين استاد دانشگاه که در بررسى‌هايش به دنبال مفهوم صلح است، اظهار داشت که اکنون 20 هزار کلاهک اتمى آماده شليک در دنيا وجود دارد که بيشتر آنها در آمريکاست. از ديد امام جمعه‌زاده صلح پايدار زمانى است که صلح براى همه جامعه در نظر گرفته شود و تمامى افراد در صلح، تهديد و امنيت شريک باشند. وى در ادامه اساس اغلب جنگ‌ها را خودمحورى و خودبرتربينى قدرت‌ها عنوان کرد. استاد دانشگاه اصفهان سخنش را با بيان جمله‌‌اى از هگل که بيانگر ديد متفاوت وى به مقوله صلح است، پايان داد: «دوره طولانى صلح جامعه را به فساد مى‌کشاند پس جنگ لازم است.»
دکتر سيد اسدالله اطهري، استاد دانشگاه آزاد اسلامى تاکستان نقش اخلاق در نظريه‌پردازى سياست خارجى را براى بررسى انتخاب کرد. وى در اين راستا به بررسى جايگاه اخلاق در نظريه‌پردازى بين‌الملل‌گرايى کانت پرداخت. وى گفت: بحث کانت بر اين مبنا استوار بود که علوم انسانى نمیی توانندبومى و ملى شوند و با پيروى از اين ديدگاه بود که جهان غرب  اخلاق در روابط  بین الملل را مورد بحث  قرار داد. انديشه کانت بر سه محور اصلى استوار است:
1- هيچ حکومتى نمى‌تواند به انسان تحميل شود و تا سيستم‌هاى جهان دموکراتيک نشود جنگ وجود دارد پس دموکراسى مانع جنگ است
2- در سيستم‌هايى که انسان ابزار قرار بگيرد، احتمال جنگ زياد است.
3- انسان و خرد وى سرچشمه اخلاق است و حکومتى که به انسان و خرد وى توجه نکند، موفق نيست. در مجموع مى‌توان اينطور نتيجه گرفت که جامعه مدنى جهانى و دموکراتيزاسيون، صلح جهانى را به ارمغان مى‌آورد.

«اصول اخلاقى اسلام در روابط بين‌الملل» موضوع سخنرانى دکتر على اکبر عليخانى بود. رئيس پژوهشکده مطالعات فرهنگى و اجتماعى وزارت علوم، تحقيقات و فناورى در ابتدا به توضيح مفهوم دو واژه اصول و مبانى و تمايز ميان آنها پرداخت.مباني، آموزه‌هاى ثابت و غيرقابل تغيير مى‌باشد اما اصول، شيوه‌ها و قواعد رفتارى است که متناسب با شرايط زمان و مکان از مبانى استخراج مى‌شود و جوهره آن ثابت است اما شکل آن تغييرپذير. 
عليخانى در ادامه عنوان کرد: در شرايط عادي، جنگى و جنگ سرد مى‌توان از اصول اخلاقى اسلام بهره جست. در شرايط عادي، رعايت اصول اخلاقى بر چهار عنصر استوار است: 1- احترام متقابل 2- تعامل متقابل 3- اعتماد متقابل 4- عهد و پيمان متقابل.رئيس پژوهشکده مطالعات فرهنگى و اجتماعى اصول اخلاقى شرايط جنگ سرد را تلاش براى از بين بردن زمينه مخاصمات، مذاکره براى انصراف از درگيرى مسلحانه و آغاز نکردن جنگ تحت هر شرايطى عنوان کرد.

عليخانى در ادامه گفت: اخلاق اسلامى در شرايط جنگى بر ممانعت از محروم کردن دشمن از نيازهاى اوليه همچون غذا، دارو، آب، به حداقل رساندن تلفات، عدم تعرض به مجروحان، اسرا، فراريان و حتى اجساد دشمنان، عدم تعرض به زنان، کودکان و سالخوردگان و تداوم گفت‌وگوها در حين جنگ تاکيد مى‌کند. وى افزود: نگاه اسلام به اخلاق در روابط بين‌الملل نه يک نگاه تشريفاتى و تاکتيکي، بلکه يک نگاه راهبردى است چرا که اسلام رويکرد سياسى ارائه شده به نظام بين‌الملل را همراه با اخلاق مى‌داند.

اصغر افتخاري، استاد دانشگاه امام صادق (ع) در همايش اخلاق و روابط بين‌الملل با عنوان سخنرانى «فوايد اخلاقى روابط بين‌الملل: رويکرد قرآني» با بيان اينکه از نظر رويکرد قرآنى به مسئله اخلاق در دو بعد نگريسته مى‌شود، اظهار داشت: بعد اول فردى است، که در صورت روى کار بودن يک دولت اسلامى اين اخلاق تبديل به قانون شده و فرد ملزم مى‌شود براساس تقوا عمل کند. وى افزود: دومين رويکرد بعد بين‌المللى است، اما در اين بعد براساس اينکه همه داراى يک کيش و آيين نيستند، تئورى‌‌اى که از اسلام و قرآن ناشى مى‌شود تئورى دعوت است. اين استاد دانشگاه امام صادق (ع) با ذکر اين نکته که روابط بين‌الملل نمى‌تواند عارى از ملاحظات اخلاقى باشد، يادآور شد: گرايش‌هاى نوين در روابط بين‌الملل مويد اين ادعاست، لذا تعريف قواعد اخلاقى نياز جدى است که بايد به آن اهتمام ورزيد. افتخارى افزود: نوع ماهيت و ويژگى‌هاى اصول اخلاق به گونه‌ اى است که آن را قابل عرضه براى جامعه بين‌الملل مى‌سازد. وى در پايان خاطرنشان کرد: جامعيت، فرازمانى و فرامکانى بودن اسلام، از اصول اوليه‌اى هستند که مطلوبيت ذاتى قواعد اخلاقى اسلام را براى سامان بخشى به روابط بين‌الملل اثبات مى‌کنند.در ادامه اين نشست دکتر عباس مقتدايى موضوع سرفصل‌هاى اخلاقى مورد اتفاق مذاهب اسلامى قابل تعميم به عرصه روابط بين‌الملل را مورد بررسى قرار داد.

عضو هيئت علمى دانشگاه آزاد اسلامى شهرضا افزود: با بررسى ديدگاه‌هاى مذاهب اسلامى به اين نتيجه مى‌رسيم که کمترين اختلاف نظر آنها در حوزه مباحثى است که در قرآن کريم به صراحت بيان شده است و اگرچه ممکن است تفاسير و برداشت‌هاى مختلفى صورت گيرد ليکن در کليت امر اتفاق نظر وجود دارد.

وى گفت: تلاش من اين بوده تا ابتدا سرفصل‌هايى که در حوزه اخلاق اسلامى قرار مى‌ گيرد را از آيات قرآن کريم استخراج کنيم و سپس آن بخش از اين مفاهيم که قابليت تعميم به عرصه بين‌المللى و روابط ميان دولت‌ها و ملت‌ها دارد را بررسى و تشريح کنيم.وى خاطرنشان کرد: اين مباحث، مباحثى هستند که بخش زيادى از آن در کتب اخلاقى چه اخلاق نظرى و چه اخلاق عملى در حوزه اخلاقيات فردى مورد بحث و تشريح قرار مى‌گيرد و اينک مى‌توان اين مفاهيم را که براى بيش از 50 کشور اسلامى و بخش قابل توجهى از مردمان جهان مورد فهم و پذيرش اعتقادى است و با آن انس دارند را به عرصه مناسبات بين‌المللى وارد نمود و بدين ترتيب به اخلاقى‌تر کردن روابط بين‌الملل و به تبع آن روند صلح مثبت در سطح جهانى کمک کرد.

«اسلامگرايى راديکال و اخلاق در نظام بين‌الملل» موضوع سخنرانى دکتر سيد عبدالامير نبوى در اين همايش بود.عضو هيئت علمى پژوهشکده مطالعات فرهنگى و اجتماعى افزود: گروه‌هاى اسلامگراى راديکال به عنوان يکى از بازيگران غيردولتى در يک دهه اخير به صورتى جدى و اثرگذار در صحنه روابط بين‌الملل ظاهر شده‌اند و انديشه و عملکرد آنها بويژه پس از حملات 11 سپتامبر 2001 توجه ناظران و تحليلگران را به خود جلب کرده است. وى خاطرنشان کرد: اين گروه‌ها مناسبات موجود در نظام بين‌الملل را برپايه ديدگاه‌هاى خود نادرست و غيراخلاقى ارزيابى مى‌کنند و خواستار دگرگونى بنيادين آن هستند. بديل پيشنهادى اين گروه‌ها که به طور جدى بدان معتقدند و براى حاکميت آن مى‌کوشند قواعد و مناسباتى است که از دل متون مقدس قابل استخراج است البته آنها رويکرد راديکال و افراطى خود را به دين دارند و معتقدند که برداشت آنها مى‌تواند نيازهاى انسان‌ها را به نحو درستى پاسخ دهد و اخلاق و عدالت را که از آرزوهاى هميشگى بشر بوده است به طور کامل بر جهان حکمفرما کند. عضو هيئت علمى دانشگاه علامه طباطبايى با اشاره به جايگاه متفاوت اخلاق در نظريه‌هاى روابط بين‌الملل گفت: نظريه‌هاى هنجارى ارزش‌ها و اصول اخلاقى را به صورت عناصر ضرورى و مقوم خود به کار مى‌برند و به بايدها و نبايدهاى پديده‌هاى بين‌المللى مى‌پردازند.

دکتر دهقاني، عضو هيئت علمى دانشگاه علامه طباطبايى در اين همايش با اشاره به روابط گوناگون ميان اخلاق و نظريه در روابط بين‌الملل افزود: سه نوع رابطه بين نظريه‌هاى روابط بين‌الملل و اخلاق قابل تصور است:1- عدم توجه به ارزش‌ها و موازين اخلاقى 2- توصيف ارزش‌هاى اخلاقى بدون هرگونه تجويز رفتارى و عملى 3- به کارگيرى ارزش‌ها و قواعد اخلاقى به عنوان يک جزو مقوم نظريه.

وى افزود: بر اين اساس، سه دسته نظريه در روابط بين‌الملل قابل شناسايى است. نخست نظريه‌هايى که عارى از هرگونه ذکر ارزش‌هاى اخلاقى هستند و تنها به توضيح عناصر و شرايط قابل مشاهده و رابطه بين آنها مى‌پردازند. دوم، نظريه‌هايى که تنها نظام و ارزش‌هاى اخلاقى فردى و اجتماعى را به عنوان واقعيت‌هاى روابط بين‌‌‌الملل توصيف مى‌کنند. اين نظريه‌ها به داورى در مورد درستى و نادرستى ارزش‌ها و اصول اخلاقى نمى‌پردازند. وى خاطرنشان کرد: مورد سوم، نظريه‌هايى هستند که ارزش‌ها و اصول اخلاقى را به صورت عناصر ضرورى و مقوم خود به کار مى‌برند. نظريه‌هاى هنجارى يا ارزشى روابط بين‌الملل در اين گروه قرار مى‌گيرند. اين نظريه‌ها به بايدها و نبايدهاى پديده‌هاى بين‌المللى مى‌پردازند و روابط بين‌المللى را آن‌گونه که بايد باشد، مورد توجه قرار مى‌دهند. 
«در عصر جهانى شدن رعايت اخلاق ضرورى است‌»، دکتر احمد نقيب‌زاده با اين جمله وارد بحث شد و با سرفصل اخلاق در روابط خارجى ايران باستان سخنرانى‌اش را ادامه داد. نقيب‌زاده با بيان اينکه در دنياى امروز نبرد نمادين بسيار ارزشمند است، گفت: ايران در اين راستا ذخاير بسيار ارزشمندى دارد و بايد اين نمادها را در سطح جهان مطرح کند. هنگامى که آمريکا به مک‌دونالد و شلوار جين مى‌نازد و مى‌گويد که اينها در تمام دنيا رايج شده است ايران هم بايد از همان منظرى که انقلاب کرده و دم از اخلاق مى‌زند، ارزش‌هاى تاريخ ايران را مطرح کند و در اين صورت قطعا در دنيا مطرح خواهد شد. 

استاد دانشگاه تهران ادامه داد: در ايران باستان مدلى مبتنى بر جهان‌بينى وجود داشت که سه عنصر خدا، طبيعت و انسان را به هم گره زده بود. اين مدل، در واقع مدلى است براى توسعه پايدار و جلوگيرى از تخريب. زمانى که طبيعت در حال تخريب است اين راهکار جوابگو خواهد بود. به عنوان مثال تخريب لايه ازن يا توفان کاترينا که در نتيجه تخريب جنگل‌ها، حيوانات و انسان‌ها به دست آمريکا و غرب اتفاق افتاد از جمله اين موارد است. 

مطابق نظر نقيب‌زاده وقتى انسان خود را از طبيعت جدا نداند دست به تخريب آن نمى‌زند.در راستاى همين نگرش انسان هم بايد به عنوان مخلوق خدا و جلوه هستى نگريسته شود تا ميزان درگيرى‌ها کمتر شود. به همين خاطر بود که ايرانيان باستان وقتى جايى را فتح مى‌کردند با انسان‌ها کمال خوش رفتارى را انجام مى‌دادند. درست در عصرى که قدرت‌هاى ديگر دست به کشتار و تخريب وسيع مى‌زدند، هنگامى که ايرانيان وارد بابل شدند، گفتند که براى تحميل چيزى آنجا نرفته‌اند و فقط چون که پادشاه آنها ظالم بود، رفته بودند که سعادت آنها را تامين کنند. البته در آن زمان هم استثنائاتى بود. به عنوان مثال پادشاهانى که ديوانه بودند يا کسانى که رعايت نمى‌کردند اما در هر حال پشت تمام اينها يک جهان‌بينى وجود داشته است. نقيب‌زاده ادامه داد: بابت اين نوع جهان‌بينى هيچ کنوانسيونى امضا نمى‌شد يا کنفرانسى تشکيل نمى‌دادند و رعايت اخلاق در پس آن وجود داشت و کسى را به آن دعوت نمى‌کردند. استاد دانشگاه تهران در ادامه به مقايسه ايران باستان با غرب پرداخت و گفت: در غرب هميشه پشت کردارشان يک نگاه نژادپرستانه وجود دارد و يونان که يکى از پايه‌هاى تمدن غرب بود، خود مصداق اين حرف است. 

در پايان وى به سه نکته اشاره کرد: 
1- اخلاق يک ضرورت عينى است. 2- چنين الگوهايى حتى مى‌تواند بهتر از الگوهاى کانتى که نوعى نگاه دنيوى به اخلاق دارند، عمل کنند. 
3- ايران چنين ذخايرى دارد اما از آن استفاده نمى‌کند. 
در واقع دنيا، دنياى سمبليک است و ايران بايد سمبل‌هايش را در سطح جهان مطرح کند تا قبول شود در اين صورت در تمام عرصه‌ها پيروز خواهيم بود.از ديگر اساتيد شرکت‌کننده در اين نشست دکتر ابراهيم متقي، استاد دانشگاه تهران بود. متقى با عنوان اخلاق‌گرايى انتقادى در ملاحظات استراتژيک بحث را آغاز کرد. به عقيده وى اخلاق استراتژيک از پنج شاخص اصلى تشکيل شده است 1- نفوذ از طريق تعامل. يکى از شاخص‌هاى قدرت در عرصه بين‌الملل نفوذ است و هر فردى در حوزه استراتژيک براى پيروز شدن بايد اخلاق انتقادى داشته باشد. در واقع پيروزى از طريق سرکوب، زور و ابراز خشونت، زمينه‌هاى فرسايش قدرت را فراهم مى‌کند. اين در حالى است که در اخلاق انتقادى چگونگى فرايند پيروزى بسيار حائز اهميت است. 2- عقلانيت بازدارنده. کشورهايى که در فضاى منازعه و جنگ هستند نبايد فضاى ديپلماتيکشان قطع شود. 3- جنگ و صلح 4- تغيير مسالمت‌آميز. اخلاق انتقادى همواره بر تغيير مسالمت‌آميز تاکيد دارد. 5- آينده‌نگري، ‌اين گزينه بخشى از اخلاق استراتژيک است. در فضاى جنگ همواره بايد به شرايط بعد از جنگ توجه شود مثالى پيرامون اين بحث شايد به روشن شدن مقصود کمک کند. 
در جنگ بين حزب‌الله لبنان و اسرائيل در سال 2006 با وجودى که حزب‌الله موشک‌هايى با برد و توان بيشتر در اختيار داشت اما از آنها استفاده نکرد و اين يعنى عقلانيت استراتژيک در چارچوب اخلاق استراتژيک.متقى در ادامه خشونت نمادين را يکى از تاثيرگذارترين اقدامات دولت‌ها در عرصه بين‌الملل عنوان کرد. به عقيده وى مانور مى‌تواند جايگزين منازعه شود يعنى همان کارى که آدولف هيتلر انجام داد. هيتلر با انجام مانورهاى بزرگ نوعى رعب و وحشت را در ديگران ايجاد مى‌کرد.در مجموع مانور اقدامى است که خشونت نمادين دارد اما تاثيرگذارى آن بسيار زياد است. استاد دانشگاه تهران بمباران نيروهاى نظامى را امرى عجولانه دانست و گفت به جاى اين اقدام بايد انسجام ساختار فرماندهى را فرو ريخت يعنى بايد استراتژى طرف مقابل را نابود کرد. 

سخنران ديگر اين همايش دکتر رضا سيمبر بود. وى با سرفصل گذر از دوگانه اخلاقي- غيراخلاقى در پارادايم معاصر نظام بين‌الملل سخن آغاز کرد. سيمبر با طرح اين سوال که دوگانگى‌هاى نظام بين‌الملل چگونه شکل مى‌گيرد و راه گريز از آن چيست وارد بحث شد. به عقيده وى در نظام بين‌الملل با يک سرى مفاهيم نسبى روبه‌رو هستيم که برداشت‌هاى گوناگونى نيز از آنها وجود دارد. در واقع انسان‌هاى مختلف و جوامع گوناگون نسبت به مفاهيمى همچون صلح، حقوق بشر، تروريسم، عدالت و برابرى ديدگاه‌هاى متفاوتى دارند پس ادعاى جهانشمولى کردن در رابطه با آنها با توجه به ديدگاه‌هاى مختلفى که وجود دارد، مشکل است.به عنوان مثال در رابطه با تروريسم ديدگاه‌هاى مختلف باعث مى‌شود که کنوانسيون‌هاى مشترک بين‌المللى در زمينه مبارزه با تروريسم در حقوق و نظام بين‌الملل نداشته باشيم.البته در رابطه با صلح هم برداشت‌‌هاى مختلف وجود دارد. استاد دانشگاه گيلان با بيان اينکه دنيا، دنياى سياست بين‌الملل است نه حقوق بين‌الملل اظهار داشت: اکنون برترى دنياى سياست و قدرت محور آشکار است.
بعد از پيدايش نظام وستفالى دنياى بازيگرى ملت و کشور نمود پيدا کرد و آنچه که محور حرکت آنها را تشکيل داد، تحقق منافع ملى بود اما اين هدف قربانيان زيادى داشت. سيمبر ادامه داد: دولت‌ها در صورت ايجاب منافع ملي، برخلاف ديدگاه‌هايشان و با ناديده گرفتن مسائل اخلاقى در پى اين منافع مى‌روند. پس سياست بين‌الملل با اينچنين چالش‌هاى ساختارى در قدرت مواجه است.مطابق نظر سيمبر دوگانگى سپهر اخلاق و سياست منجر به پارادوکس‌هاى رفتارى گوناگون ملت‌ها و دولت‌ها مى‌شود و راه‌حل آن کمرنگ شدن حاکميت دولت‌ها و مداخله آنها و به دنبال آن پررنگ شدن مشارکت‌هاى مردمى است. به عنوان مثال پيشنهاد مجمع دوم عمومى سازمان ملل متحد يکى از گزينه‌هاى مطرح شده است.زيرا کرسى‌هايى که در مجمع سازمان ملل وجود دارد کرسى‌هاى واقعى نيستند و نمايندگان حقيقى ملت‌ها در اين مجمع حضور ندارند پس در همين راستا بايد نهادهاى مردمى و مدنى در سطح بين‌الملل تقويت شود تا راهکارها، پويش‌ها و نگرش‌هاى منافع ملى در عرصه جهانى نقش‌آفرين شود. در انتها قابل ذکر است که تنها راه گريز از اين دوگانگى‌ها پررنگ کردن نهادهاى جامعه مدنى بين‌المللى است و بس.در ادامه اين همايش دکتر محمدجواد حق‌شناس به بررسى تنش ميان ايران و آمريکا از منظرى متفاوت پرداخت. به گفته حق شناس تاثير اين تنش بر برخى رخدادهاى داخلي، جهانى و منطقه‌اى قابل مشاهده است.

استاد دانشگاه آزاد اسلامى عنوان کرد: اگر آغاز کشمکش ميان دو کشور را شروع انقلاب بدانيم اما ريشه‌هاى اين دشمنى در تمامى دوران حضور آمريکا در ايران قابل جست‌وجوست و نوسان‌هاى زيادى هم داشته است. در واقع آمريکا به کمک نگاه مثبتى که به او وجود داشت کارش را آغاز کرد، سپس به يک هم‌پيمان قابل اطمينان ارتقا يافت، بعد هم به يک مداخله‌گر داراى سوءنيت تبديل شد و در نهايت موقعيتش در وضعيت يک دشمن غيرقابل گذشت تثبيت شد. حق شناس ادامه داد: موارد اخلاقى و ارزش‌هاى مورد نظر دو کشور مى‌تواند عامل تشديد کننده تنش باشد. هر يک از دو طرف با استدلال‌هاى مبتنى بر چارچوب‌هاى اخلاقى خود تلاش مى‌کنند حقانيت خودشان را اثبات کنند. 

به عقيده وى حضور اوباما در ساختار قدرت سياسى مى تواند جهت‌گيرى رفتار استراتژيک آمريکا را اندکى تغيير دهد اما تاثير چندانى بر اخلاق سياسى آنها برجاى نمى‌گذارد. در واقع همگونى شاخص‌ها و مولفه‌هاى اخلاق سياسى ايران و آمريکا منجر به تشديد اختلافات و تعارض ميان آنها گرديده است. مديرمسئول روزنامه اعتماد ملى در ادامه گفت: اولين مهاجرين به آمريکا براى اين مهاجرت ابعادى معنوى قائل بودند و فکر مى کردند رسالت خداوندى دارند و آمريکا را يک جامعه خدايى تلقى مى‌کردند آنها به دنبال يک جامعه نمونه در داخل آمريکا و سپس قاره آمريکا و جهان پيرامون بودند، پس رسالت آمريکايى عليه ارزش‌هاى اروپايى شمرده مى‌شود.

وى افزود: آنها در تمامى حوزه‌ها علاوه بر سياست يعنى اقتصاد، تکنولوژى و فناوري، هنر، موسيقي، سينما، ورزش و صنعت نيز نگاهى برترى طلب دارند و اين در واقع نمادى از برترى‌جويى قوم آمريکا است. آنها با نماد‌هايى مثل مک دونالد، کوکاکولا و جنرال موتورز مى‌خواهند ارزش‌ها و اخلاق آمريکايى را به نمايش بگذارند. حق‌شناس تاکيد کرد: آنها براساس رسالتى که براى خود قائلند، مداخله‌گرا هستند و در نگاه آنها اين براى ريشه‌کنى فساد و گسترش ارزش‌ها و اخلاق آمريکايى است. در اين زمينه جنگ بوش، جنگ اسپانيا و جنگ اول و دوم جهاني، حضور در جنگ کره و ويتنام و در خاورميانه نيز مداخلاتشان در پاناما، ليبي، ايران، کوزوو، افغانستان و عراق قابل ارزيابى است.

قابل ذکر است که آئين اختتاميه همايش علمى اخلاق و روابط بين‌الملل و همچنين رونمايى از کتاب اخلاق سياسى با حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى برگزار شد.سيد محمد حسينى در جمع شمار زيادى از استادان روابط بين‌الملل دانشگاه‌هاى کشور و بيش از 400 نفر از محققان، پژوهشگران، دانشجويان گفت: اگر در بحث علوم انسانى مى‌خواهيم به سمتى حرکت کنيم که آموزه‌هاى ديگران را ارائه ندهيم، بايد استادان همت کنند.

وى نگاه به سياست را در اسلام متفاوت با ديگر مکاتب دانست و افزود: سياست در مکاتب ديگر به گونه‌اى مطرح مى‌شود که آميختگى آن با اخلاق، دشوار است.وى با استناد به آموزه‌هاى ديني، قرآن، نهج‌البلاغه و عهدنامه مالک اشتر قلب امير را مالامال از عشق به مردم توصيف کرد و افزود: با چنين نگرشى اين گونه نيست که فرد بخواهد به هر وسيله‌اى به قدرت برسد.

وزير ارشاد با اشاره به رونمايى کتاب اخلاق سياسى در اين همايش خطاب به استادان و دانشگاهيان حاضر در همايش گفت: با اراده شما مى‌توانيم گام بلندى برداريم.وى در عين حال افزود: در کنار فعاليت‌هاى ديگر کشور و نيازهاى مادى به مسائل آموزشي، علمى هم بايد توجه بشود.
حسينى با اشاره به طرح شدن بحث غلبه گفتمان علمى و رفع مظلوميت از چهره فرهنگ که از سوى مقام معظم رهبرى مطرح شده است، اظهار اميدوارى کرد که همگان دست در دست بتوانند گام‌هاى موثرى را بردارند.
 
+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در سه شنبه هشتم مهر 1393 و ساعت 0:53 |
جمهوری در حوزه تمدنی ایران قرار دارد.از نظر سیاسی حکومت موروثی دارد. همسر الهام علی اف از قدرت زیادی برخوردار است.البته افکار عمومی این را به ما یاد اور شدند.در زمان حضور ما شبیه به کشوری نبود که ۲۰ در صد ان به اشعال ارمنستان در امده باشد. از منظر اقلیتها تالشها و ارامنه و روسها در این جمهوری سکنی دارند.نزدیک به ۲۰۰۰۰ ارمنی در این کشور زندگی می کنند.انها خود را اذربایجانی می دانند.  نوعی گسست میان تالشیها وترکها احساس میشود.مناطق تالش عقب مانده است.انان در قدرت مرکزی حضور ندارند. مردم گرایش دینی دارند و حتی در عصر حاکمیت

کمونیسم در شهری مثل ماسالی توانسته بو دند مراسم مذهبی بر گزار کنند. البته اعتقادات دینی به شکل خصو صی است.

مردم احساس نوستالوژیک نسبت به دوره حاکمیت کمونیسم دارند.کار و عدالت و شغل برای مردم فراهم بوده است.معتقدند سرمایه داری واسه انها فلاکت اورده است. زنان روستایی و فقیر در باکو به دستفروشی مشغولند.انان در بازار لنکران هم فعا لند.

این جمهوری با سه مشکل بزرگ رو به روست.۱=جاده نامناسب.۲-مشکل برق و ۳-مشکل اب. بویژه در با کو.شیروان مهم ترین بول باکو  شیروان  است.هر شیروان تقریبا ۲ دلار .

باکو شهری رو به گسترش است.دیسکوها بارها کافه  ها به شکل غربی کل شهر  را فرا گرفته است.اهنگها غربی و روسی و هندی است.

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در شنبه پنجم مهر 1393 و ساعت 9:32 |
 
با به قدر ت رسیدن حزب عدالت و توسعه که در ادبیات سیاسی دمکرات های مسلمان و مسلما نان محا فظه کار نامیده می شوند نگاه اسلام گرایان به ارزشهای جهانی و مدرنیته فرهنگی تحول عمده ای را شاهد بود.ایران نیز با به قدرت رسیدن اسلام گرایان با انقلاب اسلامی تجربه جدیدی در ارتباط با ا یجاد تعادل میان ارزشهای جهانی و فرهنگ ملی و اسلامی ارائه کرد.اار .رائه این دو تجربه و تفا وتها و تشابهات در اینجا مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.چرا که هر دو گشور با سه فرهنگ اسلامی ملی و غربی روبه رو هستندومند تعادل میان  این سه عنصر  ثبات سیاسی در این دو کشور را به همراه دارد. مدرنیته فرهنگی که در کنار آن و زیر مجموعه آن مباحثی چون عقلانیت ارتباطی، کنش مفاهمه‌ای، عقلانیت زیست جهان، وضعیت کلامی آرمانی، حوزه عمومی و ... مطرح می‌شود، بنیان مدرنیته را تشکیل می‌دهد.در این میان سپهر عمومی مهمترین حوزه بررسی و مقایسه اسلام گرایان ایران و ترکیه خواهد بود.
+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در سه شنبه یکم مهر 1393 و ساعت 9:49 |
ایران / اسرائیل - 
این مقاله در این تاریخ منتشر شده دوشنبه 15 سپتامبر 2014 - آخرین تغییرات در این تاریخ انجام شده است. سه شنبه 16 سپتامبر 2014

ايران "بازي آذربايجان" را به اسراييل باخته است

نوشتۀ ارشاد علیجانی

برای اولین بار در تاریخ اسراییل و آذربایجان، روز دهم سپتامبر موشه یعلون وزیر دفاع اسراییل طی سفری اعلام نشده برای دو روز به باکو رفت. او در قالب حضور در نمايشگاهی نظامی به این کشور رفته است و دیدارهایی با رییس جمهور، وزیر خارجه و وزیر دفاع آذربایجان كرد. این در حالی است که حسن روحانی رییس جمهور ایران نیز در همان زمان سفری دوره ای به برخی کشورهای همسایه ایران مانند تاجیکستان و قزاقستان تركمنستان قرار داشت.

با اینکه باکو و تل آویو طی دو دهه اخیر روابط گرمی با هم دارند اما هیچگاه،هیچ مقام اسراییلی تا این حد به صورت رسمی نتوانسته بود خود را به مرزهای ایران نزدیک کند.

طی سی سال اخیر مقامات ایرانی همواره به نوعی در مرزهای اسراییل حضور پررنگ سیاسی و نظامی داشته اند:لبنان و سوریه. اما اسراییل به نوعی از این امتیاز استراتژیک بی بهره بوده است و تا سالیان تنها جای پای غیررسمی و کمرنگ اسراییل در مرزهای ایران به اخبار تایید نشده حضور آنها در کردستان عراق و قطر محدود میشد.

اما واقعیت آن است که جمهوری اسلامی سالهاست بازی در زمین همسایه شیعه شمالی خود آذربایجان را به اسراییل باخته است. سفرهای گه گهدار مقامات آذربایجانی و دیدار با روسای جمهور و حتی رهبر ایران نیز مانعی بر سر راه پیشرفت روابط عمیق تجاری-نظامی اسراییل و آذربایجان نشده است.کما اینکه چند هفته پیش الهام علی اف رییس جمهور آذربایجان طی سفری به تهران مورد استقابل گرم آقای حسن روحانی همتای خود قرار گرفت و به دیدار رهبر ایران نیز رفت و «روابط دوستانه و گرم بین دو ملت» حرف زده شد.

اگر روابط دیپلماتیک بین دو کشور را مرتبه بندی کنیم، از روابط فرهنگی و اداری، معاهدات اقتصادی،خرید وفروش سلاح تا نهایتا همپیمانی نظامی به عنوان بالاترین سطح روابط دیپلماتیک دو کشور. تل آویو و باکو تقریبا در تمامی این مراتب روابط چند میلیون دلاری ای با هم دارند.

آذربایجان یک سوم تولیدات نفتی خود رابه اسراییل میفروشد و این یعنی اسراییل حدود ۴۰ درصد از تمام نفت مورد نیاز خود را از کشور آذربایجان تامین میکند که این خود به نوعی نشان دهنده اطمینان سیاسی اسراییل به آذربایجان است که اندكي كمتر از ٥٠ درصد نیاز خود به انرژی را وابسته به یک کشور کرده است.

از سوی دیگر دو کشور روابط نظامی فراوانی نیز با هم دارند.طبق اعلام رسمی در سال ۲۰۱۲ کشور آذربایجان موافقت کرده است تا چند پایگاه هوایی خود را در اختیار اسراییل قرار دهد این پایگاه ها برای پرواز پهپادهای اسراییلی و یا حتی جنگنده های اسراییلی با هدف ایران میتوانند مورد استفاده قرار گیرند.

آذربایجان یکی از معدود مشتریهای سلاح و ادوات اسراییلی در خاورمیانه و همسایگی ایران است.

در سال ۲۰۱۲ آذربایجان به میزان۱.۵ میلیارد دلار از اسراییل اسلحه خریداری کرد که این مسیله مورد اعتراض شدید تهران قرار گرفت.

و البته نباید فراموش کرد مشکلات تهران-باکو منحصر به مسیله تل آویو نیست. ایران سالهاست که که کشور آذربایجان را متهم به حمایت از گروه های جدایی طلب آذری زبان در ایران میکند.

در آن سو آذربایجان نیز ایران را متهم به حمایت از گروه های جدایی طلب تالشی این کشور میکند. اقلیتی که به نام «جمهوری خود مختار تالش» که مدتی کوتاه در مناطق تالش کشور آذربایجان تشکیل و با حمله گسترده نیروهای نظامی آذربایجان سرکوب شد.

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در جمعه بیست و هشتم شهریور 1393 و ساعت 9:16 |
 

    تركيـه از عثمـاني‌گري تـا تكرار غـرب گرايي،ميزگرد تخصصي بررسي اوضاع داخلي و سياست خارجي تركيه

     

    روزنامه ایران: سيد سعيد مير حسيني ،موسي محمدي ، ترکيه يکي از کشورهاي مسلمان منطقه همواره تلاش زيادي را به کار گرفته تا بتواند در عرصه‌هاي مختلف داخلي و خارجي جايگاه خود را ارتقا ببخشد. دولتمردان اين کشور با تأكيد بر اين نکته که سياست خارجي ترکيه در ادامه سياست داخلي است، راه‌هاي گوناگون را آزموده‌اند تا بتوانند وضعيت اقتصادي و اجتماعي ترکيه را افزايش دهند که انصافاً چند دهه گذشته بتدريج به اين اهداف خود دست يافته‌اند و شرايط اقتصادي و سرمايه‌گذاري خوبي را نسبت به ترکيه دهه هفتاد به خود گرفته است. اما هر چند دولتمردان ترکيه در سال‌هاي پس از به قدرت رسيدن حزب عدالت و توسعه با پيشه کردن نظريه عمق استراتژيک احمد داوود اوغلو معمار ترکيه نوين تئوري راهبرد استراتژيک سياست خارجي اين کشور را تبيين مي‌کند ولي افق و دورنماي آن در هاله‌اي از ابهام قرار دارد.

     آنکارا هر چند در عرصه داخلي طي اين سالها تا حدودي موفق عمل کرد که البته در برخي زمينه‌ها از جمله سياست گشايش کردي و مسئله حقوق بشر ناکارآمد بوده ولي در عرصه سياست خارجي بسيار ضربه پذير شد و در اين زمينه شکست‌هاي زيادي را بر خود تحميل کرده است که از جمله مي‌توان به مشکلاتي که با تمامي همسايگان خود از جمله عراق،سوريه، ارمنستان، يونان و قبرس دارد، اشاره کرد. درقرن 21 تركيه درحالي خود را مدلي براي منطقه معرفي مي‌كند كه با مشكلات داخلي و خارجي متعدد رو به روست. براي آشنايي بيشتر مخاطبان روزنامه با شرايط سياست‌هاي داخلي وخارجي ترکيه ميزگردي با حضور آقايان دکتر اسدالله‌ اطهري، دکتر رضا دهقاني و دکتر رحمت حاجي مينه برگزار شد که مشروح مسائل مطرح شده در اين ميزگرد را در زير مي‌خوانيم:

     

    •  آقاي دكتر اطهري كارشناسان معتقدند از نگاه جامعه‌شناسي سياسي شكاف‌هاي متعددي در جامعه تركيه وجود دارد. نظر شما در اين زمينه چيست؟ 

    دكتر اطهري : بله همين طور است، اين شكاف وجود دارد. شكاف مذهبي ميان علوي‌ها و سني‌ها، شكاف قومي ميان ترك‌ها و كردها، شكاف ميان سكولارها و اسلامگراها و در نهايت شكاف ميان دو قرائت متعارض از اسلام از جمله شكاف‌هاي جامعه سياسي تركيه است كه هر يك پيامدهاي سياسي و امنيتي خاص خود را چه در بعد داخلي و چه در بعد خارجي براي اين كشور و حاكمان آن به دنبال دارند.

     

    اسلامگرايي كه حزب عدالت و توسعه به رهبري رجب طيب اردوغان مطرح مي‌کند با اسلامگرايي حزب سعادت به رهبري مصطفي كامالاك كه وارث سياسي نجم‌الدين اربكان است تفاوت اساسي دارد و در ابعاد متعددي با همديگر دچار شكاف و اختلاف بارزي هستند. حزب عدالت و توسعه به رهبري اردوغان شديداً تلاش مي‌كند تا به‌ اتحاديه اروپا ورود پيدا كند در حالي كه حزب سعادت اتحاديه اروپا را يك نهاد امپرياليستي قلمداد مي‌كند و خواهان اتحاد كشورهاي اسلامي است.

     

    از بعد توسعه اقتصادي نيز در داخل تركيه شكاف بارزي ميان مناطق مختلف شهري مشهود است. به عنوان مثال ميزان توسعه شهري در استانبول با ازمير قابل مقايسه نيست و اصولاً مناطق جنوب شرق تركيه توسعه نيافته تلقي مي‌شوند و به هيچ وجه نمي‌توان آنكارا و استانبول را با منطقه‌اي در جنوب شرق تركيه و يا با مناطق مرزي يكسان در نظر گرفت. همه اين شكاف‌ها به نوبه خود براي تركيه چالش‌آفرين هستند و پيامدهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و در نهايت نظامي – امنيتي به دنبال دارند.

    • ·         آيا ارتباطي ميان شكاف مذهبي در تركيه و بحران سوريه وجود دارد؟ 

    دكتر اطهري : حزب عدالت و توسعه به رهبري اردوغان و سني‌ مذهب‌ها از سرنگوني رژيم بشار اسد حمايت مي‌كنند و تركيه از آغاز بحران سوريه در خط مقدم حمايت از مخالفان دولت سوريه قرار گرفته است و در حال حاضر از جهت نظامي – امنيتي اين كشور محل ورود نيروهاي مخالف رژيم سوريه از 30 كشور جهان همانند چچن، سين كيانگ، قطر، افغانستان، عربستان، تونس، ليبي و ساير كشورها به داخل سوريه است.

    اين در حالي است كه علوي‌هاي تركيه، عكس بشار اسد را همانند يك قهرمان در اسكندرون نصب مي‌كنند و به اين شكل گرايش و علاقه خود را به رهبر سوريه نشان مي‌دهند. سخنان تحريك‌آميزي كه اردوغان درباره علويان زد و آنها را نيروهاي شيطاني ناميد و آشكارا به آنها اهانت كرد بشدت علويان را عليه سياست‌هاي تركيه نگران كرد و باعث موضعگيري علويان عليه سياست تركيه در برابر بحران سوريه شد.

    •  شما به عنوان كارشناسي كه اوضاع تركيه را به طور كامل تحت بررسي و مطالعه قرارداد، شكاف قومي در تركيه را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ 

    كردها همواره يكي از چالش‌هاي تركيه بوده است و دولت تركيه علي‌رغم تلاش‌هايي كه در راستاي كاهش تنش با كردها داشته و گشايش نسبي كه به اين قوم و مسائل و مطالبات آنان از حاكميت ترك‌ها فراهم كرده است درگيري‌هاي شديدي با پ. ك. ك و اكراه ملي‌گراي افراطي دارد. كردها بخش قابل توجهي از جمعيت تركيه را تشكيل مي‌دهند و بعد از ترك‌ها بزرگترين قوميت جامعه تركيه هستند و معتقدند دولت تركيه حقوق ملي و زباني كردها را نقض مي‌كند.

    • اخيراً يكي از كارشناسان مسائل بين‌الملل تركيه عليه ايران مطلبي را نوشته بود در اين باره توضيح مي‌دهيد؟ 

    دكتر اطهري : آيدين از كارشناسان بين‌الملل تركيه اخيراً مقاله بسيار تندي را عليه ايران نوشت كه البته سفارت جمهوري اسلامي ايران در تركيه به آن پاسخ داد و با اين حال من هم به عنوان يك كارشناس ايراني مي‌خواهم به آن پاسخ دهم. ترديدي وجود ندارد كه تركيه در دوران حاكميت حزب عدالت و توسعه پيشرفت‌هاي خوبي كرده و توانسته است از لحاظ رشد اقتصادي و توسعه از يك سو و سازش ميان اسلام و مدرنيته و يا اسلام و دموكراسي از سوي ديگر به پيشرفت قابل توجهي برسد اما اين تنها يك روي واقعيت است و روي ديگر واقعيت اين است كه هنوز در اين كشور حقوق بشر به شكل فاحشي نقض مي‌شود.

    چنانكه روزنامه‌نگاران، آكادميسين‌ها، نمايندگان و سياستمداران منتخب و دانشجويان به خاطر تفكرات خود بازداشت مي‌شوند. يك سوم افراد بازداشتي هنوز محاكمه نشده‌اند. بين سال‌هاي 2002 تا 2009 جنايت و قتل زنان افزايش قابل توجهي داشته است. زنان كرد به دلايل قومي و‌نژادي دچار مشكلات زيادي هستند. تركيه زندان روزنامه‌نگاران است. چندين هزار نفر از كودكان كردستان عراق كه كمتر از 10 سال سن دارند بازداشت شده و هنوز آزاد نشده‌اند.

     كوچ‌هاي اجباري در درون تركيه در ميان مناطق كردنشين و اطراف استانبول، ازمير و برخي از شهرهاي بزرگ صورت گرفته و يكي از مواردي است كه باعث شده تركيه نتواند وارد اتحاديه اروپا شود. ايران و تركيه همسايه دائمي هستند. بايستي توجه داشت كه كشورها دوستان و دشمنان دائمي ندارند بلكه منافع ملي دائمي دارند. هر دو كشور به خاطر همسايگي منافع ملي اجتناب‌ناپذيري دارند.

     با وجود ديدگاه‌هاي متفاوت و اختلاف نظرهاي دو كشور نسبت به مسئله سوريه، بحرين و تحولات خاورميانه، همكاري جدي در زمينه‌هاي سياسي، اقتصاد و انرژي دارند. ديدارهاي متعدد رهبران دو كشور در 8 سال اخير نشانگر اهميت روابط دو كشور براي هر دو طرف است. ايران و تركيه قراردادهاي متعدد اقتصادي و امنيتي دارند و قراردادهاي مهمي همچون ساخت شهرك صنعتي در نقطه صفر مرزي دارند. بنابراين نبايد در بررسي سياست‌هاي دولت تركيه راه افراطي را پيمود. متأسفانه برخي فكر مي‌كنند دولتمردان تركيه نگاه فرقه‌گرايانه به منطقه دارند. تركيه حتي در مواجهه با مسائل عراق بيشتر با خود نوري المالكي مشكل دارد و با شيعيان عراق و ساختار سياسي اين كشور مشكل ندارد. از اين جهت بايد دقت كرد كه طرز تلقي‌هاي اشتباه مي‌تواند در آينده در روابط ما با تركيه مشكل‌ساز شود.

    •  ابعاد و رويكردهاي سياست خارجي تركيه را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ 

    دكتر اطهري : در بحث سياست خارجي تركيه به نظر مي‌رسد با دو انديشه و رويكرد در اين كشور مواجه هستيم. يك رويكرد و انديشه همان استراتژي تنش صفر با همسايگان و امحاي همه مشكلات اين كشور با همسايگان بود كه بسيار خوب شروع شد ولي بد تمام شد كه از جمله به عدم امضاي پروتكل زوريخ با ارمنستان و ايجاد مشكلاتي در اين راستا، تنش با عراق كه بايستي تنش در روابط تركيه با عراق در حوزه روابط شخصي و مشكل با نوري مالكي تفسير گردد، به روابط گسترده با كردستان عراق و مسعود بارزاني رهبر اقليم كردستان مي‌توان اشاره كرد و همچنين نزديكي به غرب و استقرار موشك‌هاي پاتريوت در مرزها كه باعث ايجاد مشكلاتي در روابط با جمهوري اسلامي ايران شده است.

    تنش قبرس كه بويژه در حوزه انرژي درگيري‌هاي شديدي با قبرس و اسرائيل در زمينه استخراج گاز و انرژي دارند و در نهايت مشكلات جدي در رابطه با سوريه، سياست خارجي مبتني بر استراتژي تنش صفر با همسايگان را عقيم گذاشت. انديشه و رويكرد دوم كه بر سياست خارجي تركيه حاكم شده است، ايجاد عمق استراتژيك براي اين كشور است. در اين رويكرد، تركيه بشدت فعاليت‌هاي بخش خصوصي خود را در خاورميانه و آفريقا گسترش داده است.

    تركيه كه هيچ گاه در مسائل آفريقا دخالت نمي‌كرد، با نگاه و ملاحظات انساندوستانه نفوذ اقتصادي خود را در آفريقا گسترش داده است. بنابر اين مي‌توان گفت كه تركيه در حوزه‌هايي كه ايران در آنها ورود كرده بود، از ما مي‌گيرد و در واقع ايران را از لحاظ ژئوپليتيك خلع يد مي‌كند.

     كاهش 20 درصدي خريد انرژي از ايران تحت فشار امريكا و حضور در پروژه انتقال گاز خزر تحت عنوان پروژه نوباكو، پروژه باكو- جيحان- تفليس و عدم دعوت از ايران براي حضور در اين پروژه‌ها نشان‌دهنده همين موضوع است. از سوي ديگر، تركيه در قالب نيروهاي ناتو به افغانستان و لبنان كه حوزه‌هاي ايران تلقي مي‌شوند، سرباز فرستاد و نيز در شمال عراق كه حياط خلوت ما محسوب مي‌شود، حالا تركيه با نفوذ و ورود به همان منطقه، عملاً در راستاي خلاف منافع ايران كار مي‌كند. در آذربايجان هم تركيه به نوعي باعث واگرايي ميان آذربايجان و ايران شده است. در حقيقت تركيه در حال بازيگري به عنوان يك قدرت هژمون در منطقه است و نتيجه اينكه تركيه امروز، تركيه ديروز نيست. بايد به اين نكته توجه داشت كه به گفته يكي از تحليلگران ترك، ايران و تركيه با يكديگر رقباي طبيعي و دوستان ضروري هستند زيرا همسايه هميشگي هم هستند و اين رقباي طبيعي بنا بر ضرورت دوستي هميشگي بايستي بازي سياست خارجي‌شان مبتني بر بازي با حاصل جمع صفر نباشد و به عبارت ديگر، مبين بر بازي برد- برد و با نگاه حفظ منافع دو طرف باشد.

     


    رضا دهقانی،اسدالله‌ اطهري،رحمت حاجی مینه

     ارتش تركيه نسبت به كردها سركوبگر بوده‌ و جنايت‌هايي را نسبت به اين قوم داشتند و بسياري از آنها را مجبور به كوچ كردند. با اين حال ارتش تركيه نسبت به غرب تفكر خاصي دارد. به نظر من تحليلگراني كه عدم همكاري تركيه در حمله 2003 امريكا به عراق را به پاي حزب عدالت و توسعه مي‌نويسند، اشتباه مي‌كنند. مخالفت و عدم همكاري تركيه در كمك به امريكا جهت حمله به عراق به خاطر مخالفت ارتش اين كشور بود و نه اردوغان. دقيقاً به همين دليل هم است كه حزب جمهوريخواه خلق، حزب توسعه و عدالت و رهبران آن را به نفاق و رياكاري سياسي متهم مي‌كند و بر اين باور است كه عليرغم مخالفت ظاهري اردوغان با رژيم صهيونيستي در عمل در پشت پرده با اسرائيل رابطه دارد. حزب عدالت و توسعه در دوران حاكميت خويش تلاش كرده است مدل موفقي را ارائه دهد كه براساس آن بتواند با دادن يكسري آزادي‌هاي اساسي بر چالش‌ها و شكاف‌ها‌ي متعدد جامعه اين كشور غلبه كند.

     

    مهمترين برنامه اين حزب نوعي گشايش درامور كردها و دادن يكسري آزادي‌هاي فرهنگي و حقوقي به آنها بود. سعي كرد زبان كردي و هويت كردي را به رسميت بشناسد. با اين حال باز هم با آنها بد برخورد كرد و در انتخابات نامزدهاي كرد را رد صلاحيت كرد و از مشاركت آنها در فرايند سياسي اين كشور ممانعت كرد و اجازه ورود به مجلس را به آنها نداد.

     اين برخورد حزب توسعه و عدالت به هيچ وجه قابل قبول نيست. مگر مي‌شود حدود 20ميليون انسان را بي‌هويت قلمداد كرد. براساس تئوري يكسان‌سازي و يا همسان‌سازي در علوم سياسي، تركيه نيز همانند دوران رضا شاه در ايران تلاش كرد در دوره تكوين دولت - ملت، جامعه تركيه را براساس يك قوميت ساختار‌سازي كند. در اين دوران شيخ سعيد و بسياري از كرد‌ها كشته شدند وميليون‌ها كرد بوي‍ژه در استانبول و ازمير آواره شدند. به همين دليل درحال حاضر مي‌بينيم كه كردهايي كه از سوريه و تركيه در مدت 50-60سال اخير وارد شمال عراق شدند و حزب كارگران كردستان يا همان پ.ك.ك را تشكيل دادند و الان در اتحاد ميهني سوريه اختيارات را به دست گرفته‌اند از تصور اينكه زماني اخوان‌المسلمين در سوريه برسر كار بيايند وحشت دارند. با توجه به اين موارد ادعاي رهبران حزب عدالت و توسعه مبني بر اينكه اين حزب و نوع حكومت آن در تركيه يك الگو و مدل موفق براي اداره جوامع در منطقه خاورميانه است، خنده‌دار مي‌باشد. به طور كلي درباره سياست خارجي تركيه بر اين باورم كه ترك‌ها در سياست خارجي به دنبال ايجاد نوعي توازن ميان شرق و غرب هستند و در آسياي مركزي و قفقاز با چيني‌ها همكاري مي‌كنند.

    •   در سال 86 طي مصاحبه‌اي گفته بوديد حزب عدالت و توسعه در مقايسه با احزاب ديگر (ملي‌گراها يا جمهوريخواهان) از جهت انديشه و جذب افكار عمومي فراگيرتر است و بخش بيشتر جامعه اين كشور را فرا مي‌گيرد. آيا همچنان براين نظر هستيد؟ 

    دكتر اطهري : من هنوز هم بر اين باورم. از سال 86 تا 91 حزب عدالت و توسعه در 2 انتخابات پيروز شده است. ولي در حال حاضر نگراني از توتاليتاريسم اين حزب وجود دارد. يكي از راهكارهاي اين حزب براي كسب قدرت اين است كه شخصيت‌هاي محبوب جامعه را پيدا كرده و از حزب خود نامزد مي‌كند. حال اين شخصيت‌ها چه سكولار باشند و چه از حزب جمهوريخواه خلق، جالب اينجاست عبدالله گل بر گردن يك كرد به نام ياشار كمال گل مي‌اندازد و به وي جايگاه ويژه‌اي مي‌دهد! واقعيت اين است كه مسئولان حزب عدالت و توسعه به سوي توتاليتاريسم و نوعي ديكتاتورمآبي سوق پيدا مي‌كند.

     در سياست داخلي و خارجي آنچه كه ما امروز شاهد آن هستيم متفاوت از آن چيزي است كه عدالت و توسعه به مردم گفته است. آنها مي‌گويند مسلمانان محافظه‌كار هستيم و اسلام برنامه‌هايش در زندگي شخصي هست و حوزه دين و دولت جدا از هم هستند. اين حزب با علويان، كردها و ارمني‌ها برخوردهاي غلطي دارد. هدلي آدا مدرسه ارمني‌ها را در استانبول باز مي‌كند و از طرف ديگر به مكاني براي ضربه زدن به ارمني‌ها تبديل مي‌شود.

    •   كمي هم درخصوص روابط تركيه و روسيه توضيح دهيد. 

    دكتر اطهري : در مورد ترکيه و روسيه بايد گفت كه ويزاي روسيه و تركيه لغو شده است. اين دو كشور قرارداد انرژي با هم دارند و قرارداد هسته‌اي با هم امضا كردند. روابط ديپلماتيك با يكديگر دارند. البته هنوز اختلاف جدي درباره تحولات سوريه و منطقه دارند. تركيه هم متوجه شده كه در آسياي مركزي و قفقاز نمي‌تواند پيشروي كند و از سوي ديگر احساس كرده كه جمهوري آذربايجان با تركيه بازي خوبي كرده است و با دور زدن ترك‌ها قراردادهاي چند ميليارد دلاري با رژيم صهيونيستي بسته است. به نظر من تركيه و روسيه سعي مي‌كنند به راهبرد مشترك دست پيدا كنند

    + نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در چهارشنبه پنجم شهریور 1393 و ساعت 14:51 |
    رشنبه 5 شهریور 1393  | 
    02:49:33 بعد از ظهر

    تركيـه از عثمـاني‌گري تـا تكرار غـرب گرايي،ميزگرد تخصصي بررسي اوضاع داخلي و سياست خارجي تركيه

     

    روزنامه ایران: سيد سعيد مير حسيني ،موسي محمدي ، ترکيه يکي از کشورهاي مسلمان منطقه همواره تلاش زيادي را به کار گرفته تا بتواند در عرصه‌هاي مختلف داخلي و خارجي جايگاه خود را ارتقا ببخشد. دولتمردان اين کشور با تأكيد بر اين نکته که سياست خارجي ترکيه در ادامه سياست داخلي است، راه‌هاي گوناگون را آزموده‌اند تا بتوانند وضعيت اقتصادي و اجتماعي ترکيه را افزايش دهند که انصافاً چند دهه گذشته بتدريج به اين اهداف خود دست يافته‌اند و شرايط اقتصادي و سرمايه‌گذاري خوبي را نسبت به ترکيه دهه هفتاد به خود گرفته است. اما هر چند دولتمردان ترکيه در سال‌هاي پس از به قدرت رسيدن حزب عدالت و توسعه با پيشه کردن نظريه عمق استراتژيک احمد داوود اوغلو معمار ترکيه نوين تئوري راهبرد استراتژيک سياست خارجي اين کشور را تبيين مي‌کند ولي افق و دورنماي آن در هاله‌اي از ابهام قرار دارد.

     آنکارا هر چند در عرصه داخلي طي اين سالها تا حدودي موفق عمل کرد که البته در برخي زمينه‌ها از جمله سياست گشايش کردي و مسئله حقوق بشر ناکارآمد بوده ولي در عرصه سياست خارجي بسيار ضربه پذير شد و در اين زمينه شکست‌هاي زيادي را بر خود تحميل کرده است که از جمله مي‌توان به مشکلاتي که با تمامي همسايگان خود از جمله عراق،سوريه، ارمنستان، يونان و قبرس دارد، اشاره کرد. درقرن 21 تركيه درحالي خود را مدلي براي منطقه معرفي مي‌كند كه با مشكلات داخلي و خارجي متعدد رو به روست. براي آشنايي بيشتر مخاطبان روزنامه با شرايط سياست‌هاي داخلي وخارجي ترکيه ميزگردي با حضور آقايان دکتر اسدالله‌ اطهري، دکتر رضا دهقاني و دکتر رحمت حاجي مينه برگزار شد که مشروح مسائل مطرح شده در اين ميزگرد را در زير مي‌خوانيم:

     

    •  آقاي دكتر اطهري كارشناسان معتقدند از نگاه جامعه‌شناسي سياسي شكاف‌هاي متعددي در جامعه تركيه وجود دارد. نظر شما در اين زمينه چيست؟ 

    دكتر اطهري : بله همين طور است، اين شكاف وجود دارد. شكاف مذهبي ميان علوي‌ها و سني‌ها، شكاف قومي ميان ترك‌ها و كردها، شكاف ميان سكولارها و اسلامگراها و در نهايت شكاف ميان دو قرائت متعارض از اسلام از جمله شكاف‌هاي جامعه سياسي تركيه است كه هر يك پيامدهاي سياسي و امنيتي خاص خود را چه در بعد داخلي و چه در بعد خارجي براي اين كشور و حاكمان آن به دنبال دارند.

     

    اسلامگرايي كه حزب عدالت و توسعه به رهبري رجب طيب اردوغان مطرح مي‌کند با اسلامگرايي حزب سعادت به رهبري مصطفي كامالاك كه وارث سياسي نجم‌الدين اربكان است تفاوت اساسي دارد و در ابعاد متعددي با همديگر دچار شكاف و اختلاف بارزي هستند. حزب عدالت و توسعه به رهبري اردوغان شديداً تلاش مي‌كند تا به‌ اتحاديه اروپا ورود پيدا كند در حالي كه حزب سعادت اتحاديه اروپا را يك نهاد امپرياليستي قلمداد مي‌كند و خواهان اتحاد كشورهاي اسلامي است.

     

    از بعد توسعه اقتصادي نيز در داخل تركيه شكاف بارزي ميان مناطق مختلف شهري مشهود است. به عنوان مثال ميزان توسعه شهري در استانبول با ازمير قابل مقايسه نيست و اصولاً مناطق جنوب شرق تركيه توسعه نيافته تلقي مي‌شوند و به هيچ وجه نمي‌توان آنكارا و استانبول را با منطقه‌اي در جنوب شرق تركيه و يا با مناطق مرزي يكسان در نظر گرفت. همه اين شكاف‌ها به نوبه خود براي تركيه چالش‌آفرين هستند و پيامدهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و در نهايت نظامي – امنيتي به دنبال دارند.

    • ·         آيا ارتباطي ميان شكاف مذهبي در تركيه و بحران سوريه وجود دارد؟ 

    دكتر اطهري : حزب عدالت و توسعه به رهبري اردوغان و سني‌ مذهب‌ها از سرنگوني رژيم بشار اسد حمايت مي‌كنند و تركيه از آغاز بحران سوريه در خط مقدم حمايت از مخالفان دولت سوريه قرار گرفته است و در حال حاضر از جهت نظامي – امنيتي اين كشور محل ورود نيروهاي مخالف رژيم سوريه از 30 كشور جهان همانند چچن، سين كيانگ، قطر، افغانستان، عربستان، تونس، ليبي و ساير كشورها به داخل سوريه است.

    اين در حالي است كه علوي‌هاي تركيه، عكس بشار اسد را همانند يك قهرمان در اسكندرون نصب مي‌كنند و به اين شكل گرايش و علاقه خود را به رهبر سوريه نشان مي‌دهند. سخنان تحريك‌آميزي كه اردوغان درباره علويان زد و آنها را نيروهاي شيطاني ناميد و آشكارا به آنها اهانت كرد بشدت علويان را عليه سياست‌هاي تركيه نگران كرد و باعث موضعگيري علويان عليه سياست تركيه در برابر بحران سوريه شد.

    •  شما به عنوان كارشناسي كه اوضاع تركيه را به طور كامل تحت بررسي و مطالعه قرارداد، شكاف قومي در تركيه را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ 

    كردها همواره يكي از چالش‌هاي تركيه بوده است و دولت تركيه علي‌رغم تلاش‌هايي كه در راستاي كاهش تنش با كردها داشته و گشايش نسبي كه به اين قوم و مسائل و مطالبات آنان از حاكميت ترك‌ها فراهم كرده است درگيري‌هاي شديدي با پ. ك. ك و اكراه ملي‌گراي افراطي دارد. كردها بخش قابل توجهي از جمعيت تركيه را تشكيل مي‌دهند و بعد از ترك‌ها بزرگترين قوميت جامعه تركيه هستند و معتقدند دولت تركيه حقوق ملي و زباني كردها را نقض مي‌كند.

    • اخيراً يكي از كارشناسان مسائل بين‌الملل تركيه عليه ايران مطلبي را نوشته بود در اين باره توضيح مي‌دهيد؟ 

    دكتر اطهري : آيدين از كارشناسان بين‌الملل تركيه اخيراً مقاله بسيار تندي را عليه ايران نوشت كه البته سفارت جمهوري اسلامي ايران در تركيه به آن پاسخ داد و با اين حال من هم به عنوان يك كارشناس ايراني مي‌خواهم به آن پاسخ دهم. ترديدي وجود ندارد كه تركيه در دوران حاكميت حزب عدالت و توسعه پيشرفت‌هاي خوبي كرده و توانسته است از لحاظ رشد اقتصادي و توسعه از يك سو و سازش ميان اسلام و مدرنيته و يا اسلام و دموكراسي از سوي ديگر به پيشرفت قابل توجهي برسد اما اين تنها يك روي واقعيت است و روي ديگر واقعيت اين است كه هنوز در اين كشور حقوق بشر به شكل فاحشي نقض مي‌شود.

    چنانكه روزنامه‌نگاران، آكادميسين‌ها، نمايندگان و سياستمداران منتخب و دانشجويان به خاطر تفكرات خود بازداشت مي‌شوند. يك سوم افراد بازداشتي هنوز محاكمه نشده‌اند. بين سال‌هاي 2002 تا 2009 جنايت و قتل زنان افزايش قابل توجهي داشته است. زنان كرد به دلايل قومي و‌نژادي دچار مشكلات زيادي هستند. تركيه زندان روزنامه‌نگاران است. چندين هزار نفر از كودكان كردستان عراق كه كمتر از 10 سال سن دارند بازداشت شده و هنوز آزاد نشده‌اند.

     كوچ‌هاي اجباري در درون تركيه در ميان مناطق كردنشين و اطراف استانبول، ازمير و برخي از شهرهاي بزرگ صورت گرفته و يكي از مواردي است كه باعث شده تركيه نتواند وارد اتحاديه اروپا شود. ايران و تركيه همسايه دائمي هستند. بايستي توجه داشت كه كشورها دوستان و دشمنان دائمي ندارند بلكه منافع ملي دائمي دارند. هر دو كشور به خاطر همسايگي منافع ملي اجتناب‌ناپذيري دارند.

     با وجود ديدگاه‌هاي متفاوت و اختلاف نظرهاي دو كشور نسبت به مسئله سوريه، بحرين و تحولات خاورميانه، همكاري جدي در زمينه‌هاي سياسي، اقتصاد و انرژي دارند. ديدارهاي متعدد رهبران دو كشور در 8 سال اخير نشانگر اهميت روابط دو كشور براي هر دو طرف است. ايران و تركيه قراردادهاي متعدد اقتصادي و امنيتي دارند و قراردادهاي مهمي همچون ساخت شهرك صنعتي در نقطه صفر مرزي دارند. بنابراين نبايد در بررسي سياست‌هاي دولت تركيه راه افراطي را پيمود. متأسفانه برخي فكر مي‌كنند دولتمردان تركيه نگاه فرقه‌گرايانه به منطقه دارند. تركيه حتي در مواجهه با مسائل عراق بيشتر با خود نوري المالكي مشكل دارد و با شيعيان عراق و ساختار سياسي اين كشور مشكل ندارد. از اين جهت بايد دقت كرد كه طرز تلقي‌هاي اشتباه مي‌تواند در آينده در روابط ما با تركيه مشكل‌ساز شود.

    •  ابعاد و رويكردهاي سياست خارجي تركيه را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ 

    دكتر اطهري : در بحث سياست خارجي تركيه به نظر مي‌رسد با دو انديشه و رويكرد در اين كشور مواجه هستيم. يك رويكرد و انديشه همان استراتژي تنش صفر با همسايگان و امحاي همه مشكلات اين كشور با همسايگان بود كه بسيار خوب شروع شد ولي بد تمام شد كه از جمله به عدم امضاي پروتكل زوريخ با ارمنستان و ايجاد مشكلاتي در اين راستا، تنش با عراق كه بايستي تنش در روابط تركيه با عراق در حوزه روابط شخصي و مشكل با نوري مالكي تفسير گردد، به روابط گسترده با كردستان عراق و مسعود بارزاني رهبر اقليم كردستان مي‌توان اشاره كرد و همچنين نزديكي به غرب و استقرار موشك‌هاي پاتريوت در مرزها كه باعث ايجاد مشكلاتي در روابط با جمهوري اسلامي ايران شده است.

    تنش قبرس كه بويژه در حوزه انرژي درگيري‌هاي شديدي با قبرس و اسرائيل در زمينه استخراج گاز و انرژي دارند و در نهايت مشكلات جدي در رابطه با سوريه، سياست خارجي مبتني بر استراتژي تنش صفر با همسايگان را عقيم گذاشت. انديشه و رويكرد دوم كه بر سياست خارجي تركيه حاكم شده است، ايجاد عمق استراتژيك براي اين كشور است. در اين رويكرد، تركيه بشدت فعاليت‌هاي بخش خصوصي خود را در خاورميانه و آفريقا گسترش داده است.

    تركيه كه هيچ گاه در مسائل آفريقا دخالت نمي‌كرد، با نگاه و ملاحظات انساندوستانه نفوذ اقتصادي خود را در آفريقا گسترش داده است. بنابر اين مي‌توان گفت كه تركيه در حوزه‌هايي كه ايران در آنها ورود كرده بود، از ما مي‌گيرد و در واقع ايران را از لحاظ ژئوپليتيك خلع يد مي‌كند.

     كاهش 20 درصدي خريد انرژي از ايران تحت فشار امريكا و حضور در پروژه انتقال گاز خزر تحت عنوان پروژه نوباكو، پروژه باكو- جيحان- تفليس و عدم دعوت از ايران براي حضور در اين پروژه‌ها نشان‌دهنده همين موضوع است. از سوي ديگر، تركيه در قالب نيروهاي ناتو به افغانستان و لبنان كه حوزه‌هاي ايران تلقي مي‌شوند، سرباز فرستاد و نيز در شمال عراق كه حياط خلوت ما محسوب مي‌شود، حالا تركيه با نفوذ و ورود به همان منطقه، عملاً در راستاي خلاف منافع ايران كار مي‌كند. در آذربايجان هم تركيه به نوعي باعث واگرايي ميان آذربايجان و ايران شده است. در حقيقت تركيه در حال بازيگري به عنوان يك قدرت هژمون در منطقه است و نتيجه اينكه تركيه امروز، تركيه ديروز نيست. بايد به اين نكته توجه داشت كه به گفته يكي از تحليلگران ترك، ايران و تركيه با يكديگر رقباي طبيعي و دوستان ضروري هستند زيرا همسايه هميشگي هم هستند و اين رقباي طبيعي بنا بر ضرورت دوستي هميشگي بايستي بازي سياست خارجي‌شان مبتني بر بازي با حاصل جمع صفر نباشد و به عبارت ديگر، مبين بر بازي برد- برد و با نگاه حفظ منافع دو طرف باشد.

     


    رضا دهقانی،اسدالله‌ اطهري،رحمت حاجی مینه

     ارتش تركيه نسبت به كردها سركوبگر بوده‌ و جنايت‌هايي را نسبت به اين قوم داشتند و بسياري از آنها را مجبور به كوچ كردند. با اين حال ارتش تركيه نسبت به غرب تفكر خاصي دارد. به نظر من تحليلگراني كه عدم همكاري تركيه در حمله 2003 امريكا به عراق را به پاي حزب عدالت و توسعه مي‌نويسند، اشتباه مي‌كنند. مخالفت و عدم همكاري تركيه در كمك به امريكا جهت حمله به عراق به خاطر مخالفت ارتش اين كشور بود و نه اردوغان. دقيقاً به همين دليل هم است كه حزب جمهوريخواه خلق، حزب توسعه و عدالت و رهبران آن را به نفاق و رياكاري سياسي متهم مي‌كند و بر اين باور است كه عليرغم مخالفت ظاهري اردوغان با رژيم صهيونيستي در عمل در پشت پرده با اسرائيل رابطه دارد. حزب عدالت و توسعه در دوران حاكميت خويش تلاش كرده است مدل موفقي را ارائه دهد كه براساس آن بتواند با دادن يكسري آزادي‌هاي اساسي بر چالش‌ها و شكاف‌ها‌ي متعدد جامعه اين كشور غلبه كند.

     

    مهمترين برنامه اين حزب نوعي گشايش درامور كردها و دادن يكسري آزادي‌هاي فرهنگي و حقوقي به آنها بود. سعي كرد زبان كردي و هويت كردي را به رسميت بشناسد. با اين حال باز هم با آنها بد برخورد كرد و در انتخابات نامزدهاي كرد را رد صلاحيت كرد و از مشاركت آنها در فرايند سياسي اين كشور ممانعت كرد و اجازه ورود به مجلس را به آنها نداد.

     اين برخورد حزب توسعه و عدالت به هيچ وجه قابل قبول نيست. مگر مي‌شود حدود 20ميليون انسان را بي‌هويت قلمداد كرد. براساس تئوري يكسان‌سازي و يا همسان‌سازي در علوم سياسي، تركيه نيز همانند دوران رضا شاه در ايران تلاش كرد در دوره تكوين دولت - ملت، جامعه تركيه را براساس يك قوميت ساختار‌سازي كند. در اين دوران شيخ سعيد و بسياري از كرد‌ها كشته شدند وميليون‌ها كرد بوي‍ژه در استانبول و ازمير آواره شدند. به همين دليل درحال حاضر مي‌بينيم كه كردهايي كه از سوريه و تركيه در مدت 50-60سال اخير وارد شمال عراق شدند و حزب كارگران كردستان يا همان پ.ك.ك را تشكيل دادند و الان در اتحاد ميهني سوريه اختيارات را به دست گرفته‌اند از تصور اينكه زماني اخوان‌المسلمين در سوريه برسر كار بيايند وحشت دارند. با توجه به اين موارد ادعاي رهبران حزب عدالت و توسعه مبني بر اينكه اين حزب و نوع حكومت آن در تركيه يك الگو و مدل موفق براي اداره جوامع در منطقه خاورميانه است، خنده‌دار مي‌باشد. به طور كلي درباره سياست خارجي تركيه بر اين باورم كه ترك‌ها در سياست خارجي به دنبال ايجاد نوعي توازن ميان شرق و غرب هستند و در آسياي مركزي و قفقاز با چيني‌ها همكاري مي‌كنند.

    •   در سال 86 طي مصاحبه‌اي گفته بوديد حزب عدالت و توسعه در مقايسه با احزاب ديگر (ملي‌گراها يا جمهوريخواهان) از جهت انديشه و جذب افكار عمومي فراگيرتر است و بخش بيشتر جامعه اين كشور را فرا مي‌گيرد. آيا همچنان براين نظر هستيد؟ 

    دكتر اطهري : من هنوز هم بر اين باورم. از سال 86 تا 91 حزب عدالت و توسعه در 2 انتخابات پيروز شده است. ولي در حال حاضر نگراني از توتاليتاريسم اين حزب وجود دارد. يكي از راهكارهاي اين حزب براي كسب قدرت اين است كه شخصيت‌هاي محبوب جامعه را پيدا كرده و از حزب خود نامزد مي‌كند. حال اين شخصيت‌ها چه سكولار باشند و چه از حزب جمهوريخواه خلق، جالب اينجاست عبدالله گل بر گردن يك كرد به نام ياشار كمال گل مي‌اندازد و به وي جايگاه ويژه‌اي مي‌دهد! واقعيت اين است كه مسئولان حزب عدالت و توسعه به سوي توتاليتاريسم و نوعي ديكتاتورمآبي سوق پيدا مي‌كند.

     در سياست داخلي و خارجي آنچه كه ما امروز شاهد آن هستيم متفاوت از آن چيزي است كه عدالت و توسعه به مردم گفته است. آنها مي‌گويند مسلمانان محافظه‌كار هستيم و اسلام برنامه‌هايش در زندگي شخصي هست و حوزه دين و دولت جدا از هم هستند. اين حزب با علويان، كردها و ارمني‌ها برخوردهاي غلطي دارد. هدلي آدا مدرسه ارمني‌ها را در استانبول باز مي‌كند و از طرف ديگر به مكاني براي ضربه زدن به ارمني‌ها تبديل مي‌شود.

    •   كمي هم درخصوص روابط تركيه و روسيه توضيح دهيد. 

    دكتر اطهري : در مورد ترکيه و روسيه بايد گفت كه ويزاي روسيه و تركيه لغو شده است. اين دو كشور قرارداد انرژي با هم دارند و قرارداد هسته‌اي با هم امضا كردند. روابط ديپلماتيك با يكديگر دارند. البته هنوز اختلاف جدي درباره تحولات سوريه و منطقه دارند. تركيه هم متوجه شده كه در آسياي مركزي و قفقاز نمي‌تواند پيشروي كند و از سوي ديگر احساس كرده كه جمهوري آذربايجان با تركيه بازي خوبي كرده است و با دور زدن ترك‌ها قراردادهاي چند ميليارد دلاري با رژيم صهيونيستي بسته است. به نظر من تركيه و روسيه سعي مي‌كنند به راهبرد مشترك دست پيدا كنند

    + نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در چهارشنبه پنجم شهریور 1393 و ساعت 14:51 |
    تحليل اسدالله اطهري از وضعيت روابط تهران- آنکارا
    ترکيه همسايه يي بهتر از اعراب

    لادن سلامي

    ترکيه جديد در حال اجراي يک سياست خارجي فعال در جغرافياي عثماني و مناطق پيراموني خويش است. سفر تاريخي عبدالله گل به ارمنستان، سفر اردوغان به عراق و امضاي 48 توافقنامه بين آنکارا و بغداد و سفر بلافاصله اردوغان به تهران با تيمي 200 نفره نشان از اجراي هماهنگ و سازمان يافته اين راهبرد در دو حوزه سياست خارجي و اقتصاد خارجي ترکيه دارد. سياستي که به نظر مي رسد نگاهي نو به گسترش روابط ترکيه با همسايگانش دارد اما تبايني با نزديکي ترک ها به اتحاديه اروپا و امريکا ندارد.با چنين راهبرد درازمدت و ديپلماسي پرتحرک براي اجراي آن، تصميم گيران کليدي در نظام حکومتي ترکيه تکليف پيش روي کشور خود را روشن کرده اند و سخت و کوشا در پي تحقق آن هستند. اما در اين ميان ما چه راهبردي براي توسعه روابط با همسايگان داريم و به طور خاص براي آينده روابط با ترکيه چه راهبرد و برنامه يي داريم. دکتر اسدالله اطهري کارشناس ارشد امور ترکيه نظرات و ديدگاه هاي خود را در اين باره چنين مطرح کرده است.

    ---

    -آيا ترکيه نقش همسايگي براي ايران دارد يا نقش يک ميانجي، آيا ترکيه در حال ميانجيگري بين ايران و امريکا است؟


    در مورد درست بودن يا نبودن نقش ميانجي ترکيه نبايد بحث کرد بلکه بايد در مورد امکان و امتناع آن صحبت کرد. ديدگاه هاي متفاوتي در اين باره مطرح شده است. ديدگاه اول اين است که ترکيه داراي چند فاکتور شاخص براي انجام اين کار است. با توجه به عضويت ترکيه در ناتو، جايگاهي که اين کشور در امريکا دارد و سطح تاثيرگذاري اش در منطقه، برخي معتقدند ترکيه ايفاگر اين نقش است. اين مساله يي بسيار جدي است. اردوغان به دعوت اوباما رئيس جمهوري امريکا به واشنگتن مي رود، و بعد از اينکه از تهران برگشت براي ميانجيگري اعلام آمادگي کرد. ديدگاه بعدي اين است که ايران و غرب به طور مستقيم در حال مذاکره هستند و نيازي به ميانجي نيست. سابقه مذاکره هم دارند. ايران در اجلاس بن ساعت ها با مقامات غربي در مورد اوضاع عراق و افغانستان، پرونده هسته يي و مسائل منطقه يي مذاکره مستقيم داشت. اخيراً هم در ژنو رهبران دو کشور از طريق کانال هاي ديپلماتيک با هم به طور مستقيم وارد مذاکره شده اند.

    -پس ترکيه چه نقشي در اين زمينه دارد؟

    آنچه ترکيه مي تواند انجام دهد، تلطيف روابط ايران و امريکا است. ترکيه نسبت به کشورهاي عربي منطقه حساسيت کمتري به ايران دارد و مي تواند اطلاعات درست و دقيق تري نسبت به کشورهايي مانند امارات متحده عربي و ديگر کشورهاي عربي منطقه ارائه دهد. حساسيتي که عرب ها به پرونده هسته يي ايران دارند ترکيه ندارد. مخصوصاً از زماني که حزب عدالت و توسعه در ترکيه قدرت را به دست گرفته موارد مشترک ميان دو کشور زياد تر شده است. عرب ها با ايران مشکل تاريخي دارند اما تنها وجه اختلاف ما با ترکيه ايدئولوژي متفاوتي است که دو کشور نسبت به اسلامگرايي دارند.

    -يعني ترکيه و ايران دو مدل مختلف از اسلام سياسي ارائه مي دهند؟

    کاملاً درست است. مدلي که در حال حاضر در ترکيه حاکم است با مدلي که امروز در ايران حاکم است متفاوت و با ديروز ما يکي است. اما اين طور نيست که اين دو مدل با همديگر در تضاد و تعارض باشند، بلکه مکمل يکديگر هستند.براي مثال در حال حاضر در ترکيه مکانيسم حل و فصل منازعه وجود دارد. آنها اعتقاد بيشتري به آشتي دين با مدرنيته دارند. به دموکراسي شدن، برداشت شان از اسلام، نقش زنان و گردش نخبگان نگاه متفاوتي دارند. در ترکيه به منافع ملي اهميت زيادي مي دهند. آنها ايدئولوژي را در منافع ملي دخالت نمي دهند. تعريفي اقتصادي ارائه مي دهند تا ايدئولوژيک. اينها ويژگي هاي خاص اسلامگرايي جديد در ترکيه است. اسلامي که در ترکيه حاکم است چيزي شبيه به دموکرات مسيحي ها در اروپا است که بين مسيحيت و مدرنيته و سياست آشتي ايجاد کرده اند. در واقع مدلي اينچنيني در ترکيه در حال ارائه است؛ دين و مدرنيته، دين و سياست در کنار هم. در زمينه اسلام سياسي روي متون اسلامي که توسط نويسندگان ايراني مانند دکتر علي شريعتي و شهيد مطهري نوشته شده، کار مي کنند. اين متون را ترجمه کرده اند و از آن استفاده مي کنند. ولي باز تاکيد مي کنم در تعارض با هم نيستند.

    -آيا مواضع اردوغان نسبت به اسرائيل باعث نزديکي ترکيه به ايران شده است؟

    نگاه ترکيه تا پيش از اين به غرب و اسرائيل بود اما در حال حاضر قصد دارد مشکلاتش در منطقه را به صفر برساند. شما ببينيد مشکلات خود را با ارمنستان چگونه حل مي کند. نگاه ترکيه به کشورهاي همسايه و اسلامي منطقه و بهبود روابطش با کشورهاي خاورميانه است و در اين زمينه حزب عدالت و توسعه بسيار خوب عمل کرده است.

    -پس در اين زمينه ها از ايران پيشي گرفته است؟

    بله در اين زمينه ما داريم مي بازيم. استراتژي منطقه يي که «داود اوغلو» وزير خارجه ترکيه نوشته، پيش از اين در ايران تحت نام «ايران منطقه يي» نوشته شده است ولي آنها به آن عمل کردند. آنها ترانزيت انرژي و گاز به اروپا را دست گرفتند. شرکت سام تيرو ترکيه به ايران اجازه داد سالانه تا سقف 35 ميليارد متر مکعب در سال از ترکيه گاز صادر کند. آنها احداث خطوط لوله را به بخش خصوصي واگذار کرده اند.

    -اينکه ترکيه قصد دارد گاز عراق را به اروپا برساند مانعي براي تجارت گاز ايران به اروپاست؟

    بله، همين طور است. خط باکو- تفليس- ترکيه، قرارداد گازي روسيه و ترکيه و قرارداد گازي ايران و ترکيه از جمله پيشرفت هايي است که اين کشور در زمينه انتقال انرژي داشته است. ما شاهد بوديم که در اجلاس نابوکو حتي از ايران دعوت به عمل نيامد. اينها تنها بعد اقتصادي پيشي گرفتن ترکيه از ايران است. ترکيه ميان سوريه و اسرائيل ميانجيگري مي کند و با ارمنستان همکاري مي کند. از بعد امنيتي نيز رئيس امنيت کابل و فرمانده ايساف در افغانستان است. در ابعاد ديگر شاهد لغو ويزاي گردشگري ترکيه با سوريه بوديم. کشوري که در دهه 90 تا آستانه جنگ با ترکيه پيش رفته بود. ترکيه همچنين قراردادهاي تجاري زيادي با کشورهاي عربستان و حاشيه خليج فارس بسته است. اين کشور عضو گروه 20 و عضو غيردائم شوراي امنيت است. تمام اين مسائل باعث مي شود ما در سطح منطقه عقب بيفتيم. موقعيت هاي ما را مي گيرد و رقيب سرسختي براي ايران محسوب مي شود. اما در خصوص بحث هسته يي بر خلاف کشورهاي عربي، جانب ايران را مي گيرد. ترکيه معتقد است فعاليت هاي هسته يي ايران صلح آميز است. حتي کمک کرد کنفرانسي در استانبول براي حل مساله هسته يي ايران تشکيل شود. حتي در کنفرانس وين و ژنو جانب ايران را گرفت. در مجموع ترکيه در تلطيف روابط ايران و غرب تاثيرگذار است.

    -چه چيزي ترکيه و ايران را در مورد پ ک ک و پژاک به هم نزديک کرده است؟

    به عقيده من طرح آشتي که ترکيه پيش گرفته است براي حل مساله کردها موثر است. در واقع اين مسائل را نبايد به شکل غيرامنيتي و نظامي حل کرد.

    + نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در چهارشنبه پنجم شهریور 1393 و ساعت 13:25 |
    دیر و تشکر

    وزارت علوم، تحقیقات و فناوری

    دانشکده علوم اجتماعی

    گروه علوم سیاسی

    عنوان پایان نامه / رساله

    عوامل موثر بر روابط ایران و ترکیه بعد از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه(2002-20013)

    پایان نامه / رساله برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی

    نام دانشجو :

    رحیم کاظمی

    استاد راهنما :

    دکتر دکتر یحیی فوزی

    استاد مشاور:

    دکتر حاکم قاسمی

    ماه و سال تنظیم:

    اسفند 1392

     

    به نام خداوند جان و خرد

    جلسه دفاع از پایان نامه اینجانب با موضوع «عوامل موثر بر روابط ایران و ترکیه بعد از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه (2002تا 2013). در تاریخ 12/12/ 93برگزار شد و با نمره عالی 19 بدون احتساب یک نمره مقاله علمی پژوهشی دفاع گردید. بدین وسیله از جناب آقای دکتر یحیی فوزی استاد راهنمام و دکتر قاسمی استاد مشاورم که برایم زحمت کشیدند تشکر می کنم.

    علاوه بر این عزیزان اساتید دیگری هم در گردآوری منابع و نوشتن پایان نامه به بنده مشاوره دادند و کمک کردند که جا دارد از این عزیزان هم تشکر کنم.

    استاد سید عباس هاشمی عضو هیأت علمی دانشگاه بین المللی امام خمینی. دکتر روح الله بیات معاون اموربین الملل دانشگاه امام خمینی، استا میر قاسم بنی هاشمی عضو مرکز مطالعات راهبردی . استاد سید اسدالله اطهری رئیس گروه ترکیه شناسی مرکز مطالعات استراتژیک. دکتر پورپاشا. استاد نصیرزاده بکرآباد. وآقای قلی پور مسئول کتابخانه عمومی ورزقان از همه این عزیزان کمال تشکر را دارم.

    همچنین جا دارد از دوستان خوبم که تو ارائه این پایان نامه به بنده کمک کردند کمال تشکر را داشته باشم ارکین شاهینر و جیهون از ترکیه ُ اسماعیل زمانلی از آذربایجان(فرهاد محمدی. امین طالبی.علیرضا انصاریار. احد اباشی، مهدی بیگدلو ُ محمد ندری و تمامی دوستانی که زحمت کشیدند و تشریف آوردن برای جلسه دفاع از پایان نامه.

    + نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در پنجشنبه سی ام مرداد 1393 و ساعت 1:0 |

    ایزدی‌ها چه کسانی هستند؟

    بی بی سی/ دایانا دارک


    iran-emrooz.net | Sat, 09.08.2014, 12:34

    بی بی سی/ دایانا دارک، پژوهشگر و نویسنده

    بین قربانیان گوناگون پیشروی‌های ‘دولت اسلامی’ در خاورمیانه یک گروه ۵۰ هزار نفری ایزدی یا یزیدی‌ ها هم هستند که در کوه‌های شمال غرب عراق بدون آب و آذوقه گرفتار شده‌اند. این گروه پر رمز و راز عمیقا باورمند به دین خود کیستند؟

    توجه ناگهانی به آنها به خاطر مخمصه‌ای که در آن گرفتار شده‌اند، بسیار بیشتر شده است. ایزدی‌ها نمی‌خواهند زیر نورافکن توجه بین‌المللی باشند. به خاطر باورهای غیرمعمول، آنها را بی‌انصافانه “شیطان‌پرست” نامیده‌اند. آنها از قدیم توانسته‌اند خود را در جوامع کوچک و پراکنده در شمال غرب عراق، شمال غرب سوریه و جنوب شرق ترکیه حفظ کنند.

    تخمین شمار ایزدی‌ها امروز دشوار است. آمار مختلف بین ۷۰ هزار تا ۵۰۰ هزار را نشان می‌دهد. جمعیت ایزدی‌هایی که ارعاب شده‌اند، به آنها بهتان‌ زده شده و تحت آزار و اذیت قرار گرفته‌اند، در سده گذشته بطور قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته است. مانند اقلیت‌های دیگر دینی این منطقه، مثل علوی‌ها و دروزی‌ها تنها می‌شود ایزدی متولد شد، گرویدن به این مذهب ممکن نیست.

    آزار و اذیت ایزدی‌ها در قلب مناطق مسکونی آنها در کوهستان سنجار در غرب موصل که این روزها صورت می‌گیرد، بر پایه درک غلط از نام آنها است. سنی‌های افراطی مثل “دولت اسلامی” باور دارند که این از نام یزید بن معاویه (۶۴۷-۶۸۳ میلادی)، خلیفه بسیار نامحبوب دوم سلسله اموی است.

    ولی پژوهش‌های تازه ثابت کرده‌اند که این نام هیچ ربطی به یزید و همچنین به شهر ایرانی یزد ندارد ولی می‌گویند از واژه فارسی ایزد مشتق شده است که به معنی الهه یا رب‌النوع است. نام ایزدی، که ایزدی‌ها خود را به آن می‌نامند، به معنی “پرستندگان خدا” است.

    دسیان (جمع آن دواسان) نامی که آنها بر خود می‌گذارند، از یک نام نسطوری قدیمی (نسطوری‌ها مسیحیان باستانی در خاورمیانه (شرق) هستند) گرفته شده است. بسیاری از باورهای ایزدی‌ها از مسیحیت مشتق شده است. آنها هم به انجیل و هم به قرآن احترام می‌گذارند. ولی بسیاری از آیین‌های آنها تنها به صورت شفاهی منتقل شده‌اند.

    در ارتباط با پنهان نگاهداشتن بخشی از کیش ایزدی‌ها درک نادرستی از ارتباط این آیین با فلسفه دوگانگی جهان زرتشتیان (نور و تاریکی) و حتی خورشید‌پرستی ایجاد شده است.

    پژوهشگران در سال‌های اخیر نشان داد‌ه‌اند که زیارتگاه‌ها (معابد) آنها اغلب با تصویر خورشید آراسته شده و گورهای آنها به سمت شرق، در جهت طلوع آفتاب هستند و آنها عناصر مشترک زیادی با اسلام و مسیحیت دارند.

    کودکان به دست یک پیر (موبد) با آب متبرک غسل تعمید داده می‌شوند، در زمان ازدواج، پیر یک نان را دو نیمه می‌کند و نیمی از آن را به عروس و نیمه دیگر را به داماد می‌دهد. عروس در لباس سرخ از کلیساهای مسیحی بازدید می‌کند.

    در ماه دسامبر، ایزدی‌‌ها سه روز روزه می‌گیرند و بعد از آن با پیر خود شراب می‌نوشند. از روز پانزدهم تا بیستم سپتامبر ایزدی‌ها مراسم زیارت همگانی سالانه از آرامگاه شیخ عدی در لالش، در شمال موصل را برگزار می‌کنند که طی آن در رودخانه یک مراسم آیینی غسل دارند. ایزدی‌ها همچنین مراسم قربانی حیوانات و ختنه دارند.

    نام خدای آنها (بالاترین مرتبه ربانی) یزدان است. تصور بر آن است که او در چنان منزلت بالایی است که نمی‌تواند مستقیما پرستش شود. نقش این مرتبه الهی در عین حال نقشی غیرفعال است. او خالق جهان است ولی نگهدارنده آن نیست. هفت روح (فروهر) بزرگ از او منبعث شده‌اند که مهمترین آنها فرشته طاووس یا آنطور که در آیین ایزدی نامیده می‌شود، ملک طاووس، قیم اراده الهی است. در آیین مسیحیت باستانی طاووس نماد بدمنشی بود بخاطر آنکه گفته می‌شد گوشت او فاسد نمی‌شود. ملک طاووس در باور ایزدی‌ها نفس آغازین الهی و از او جدا ناشدنی است و با این ارزیابی آیین ایزدی تک‌خدایی است.

    ایزدی‌ها پنج بار در روز ملک طاووس را عبادت می‌کنند. نام دیگر او شیطان است که در عربی به فرشته رانده شده از درگاه خدا گفته می‌شود. همین موجب شده که به ایزدی‌ها انگ اشتباه “شیطان‌پرست” زده شود. ایزدی‌ها به تناسخ اعتقاد دارند، به این معنی که روح به طور متناوب تا تطهیر کامل در جسم حلول می‌کند و به این شکل کاربرد دوزخ از بین می‌رود.

    بدترین سرنوشت برای یک پیرو آیین ایزدی، رانده شدن از جامعه ایزدی است چرا که این به معنی آن است که روح او دیگر هرگز پیشرفتی نمی‌کند. گفتگو با هر دین و آیین دیگر هم برای آنها مطلقا ناممکن است.

    در مناطق دورافتاده جنوب شرقی ترکیه به سوی مرزهای سوریه و عراق، روستاهای قبلا فراموش شده ایزدی‌ها با خانه‌های تازه‌سازی که خود پیروان این آیین ساخته‌اند، رنگ زندگی به خود می‌گیرند. بسیاری از ایزدی‌ها حالا بعد از آنکه حکومت ترکیه آنها را راحت گذاشته، از تبعید باز‌می‌گردند.

    علیرغم قرن‌ها ایذا و آزار ایزدی‌ها، آنها هرگز باورهای خود را رها نکردند. این مسئله گواه درک بالای آنها از هویت و قدرت شخصیت‌ خود است. اگر افراطی‌های گروه “دولت اسلامی” (داعش سابق)، ایزدی‌ها را از عراق و سوریه بیرون کنند، احتمال دارد که بسیاری از آنها در مناطق جنوب شرق ترکیه سکنی گزینند. این بخش از ترکیه جایی است که ایزدی ها بدون آنکه مورد آزار و اذیت قرار گیرند، با اعتقاداتشان زندگی کنند.


    + نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 و ساعت 12:57 |