اسدالله اطهري / استاد دانشگاه
 شناسه مقاله: 2080          موضوع: جهان          بازدید: ۵۲۰ 
شماره ۲۲، ۲۶ فروردین ۱۳۹۱

تركيه به‌ويژه از زماني كه حزب عدالت و توسعه قدرت را به‌دست گرفته خود را يك مدل براي كشورهاي خاورميانه مي‌داند. مقامات دولت تركيه تلاش دارند مدلي از اسلام‌گرايي را به كشورهاي منطقه ارائه دهند كه تاحدود زيادي مشابه الگويي است كه در داخل اين كشور اجرا مي‌شود. بر اساس اين نگرش، ترك‌ها به تحولات جهان عرب مي‌نگرند.

تركيه خود را حامي دمكراسي و حقوق بشر مي‌داند درحالي‌كه مي‌دانيم كه پيش از وقوع انقلاب‌هاي عربي، دولت تركيه بهترين روابط را با سوريه داشت، اولين بار در دوران حاكميت حزب عدالت و توسعه در تركيه بود كه رئيس‌جمهور سوريه از اين كشور ديدار كرد، طراح پيمان شانگن (به جاي شينگن) براي از ميان برداشتن موانع تردد ميان ايران و تركيه و سوريه بود، روابط متنوعي را با ليبي داشت به‌طوري‌كه 25 هزار كارگر ترك در ليبي مشغول به كار بودند و سرمايه‌گذاري‌هاي مختلفي در ليبي انجام داده بود. به يك باره مواضع تركيه در خاورميانه تغيير كرد و بعد از حمايت از سرنگوني ديكتاتور ليبي، به همراه قطر و عربستان خواهان سقوط رژيم اسد شد. تركيه‌اي كه زماني در داووس به حمايت از حماس به پا خواست، اين بار با خواسته‌هاي غرب در منطقه هماهنگ مي‌شود.

تركيه كه زمانی خواهان تنش‌زدايي كامل با همسايگان بود، مشكلات مختلفي با ارمنستان، سوريه، ايران و عراق پيدا كرده است. به نظر مي‌رسد تركيه‌اي كه ادعاي دمكراسي داشت با مرتجع ترين كشورهايي كه كوچك ترين حقي براي دمكراسي قائل نيستند مانند عربستان و قطر متحد شده است. در فضاي جديد، ترك‌ها خواهان انجام اقداماتي چون آموزش ارتش ليبي و افغانستان، كمك‌رساني به ليبي در زمينه امنيت دفاعي، اطلاعاتي و امنيتي هستند و به مخالفين دولت سوريه کمک می‌کند.

پيشتر همواره مطرح بود كه اگر در غرب دمكرات مسيحي‌ها حزبي بودند كه مسيحيت را با دمكراسي آشتي دادند، اين حزب عدالت و توسعه تركيه است كه به عنوان جانشين حزب اربكان، دمكراسي و اسلام را با هم مي‌آميزد و از گفت و گوي فرهنگ‌ها، آزادي سياسي، توسعه سياسي، جامعه مدني، آزادي مطبوعات، آزادي زنان و ورود به دنياي غرب و عدم مقابله با دنياي ضد دمكراسي حمايت مي‌كند.

با وقوع انقلاب‌هاي عربي در خاورميانه، تركيه اعلام مي‌دارد كه خواهان تامين و گسترش دمكراسي در منطقه است و با توجه به اينكه تركيه داراي تجربيات درازمدت در دستيابي به دمكراسي است، دمكراتيك‌شدن كشورهاي منطقه را ترجيح مي‌دهد. آنكارا ديدگاه خود را در كليه برنامه‌ها و سازمان‌هاي بين‌المللي از جمله اتحاديه عرب، كنفرانس اسلامي و سازمان ملل تشريح مي‌كند و از جنبش‌هاي مردمي در تونس، مصر و ليبي حمايت خود را اعلام مي‌دارد. اما در مورد سوريه حاكميت تركيه به گونه‌اي ديگر عمل مي‌كند. آقاي اردوغان ابتدا با همتاي سوري خود دو مكالمه تلفني انجام داد، سپس وزير خارجه خود را راهي دمشق كرد، بعد از آن از كانال‌هاي مطبوعاتي و ديپلماتيك اعلام كرد و تاكيد داشت كه بايد در سوريه اصلاحات اساسي صورت گيرد، در مرحله بعد رئيس سازمان امنيت ملي تركيه به سوريه رفت و طي همه اين اقدامات تركيه اعلام مي‌كرد كه خواستار دمكراسي و انجام اصلاحات در سوريه است.

با ادامه بحران در سوريه، مواضع تركيه در قبال تحولات اين كشور سرسختانه تر شد به گونه‌اي كه تركيه در اجلاس اول دوستان سوريه خواهان مسلح ساختن مخالفان سوري شد. تناقض‌آميز‌بودن رويكرد تركيه در قبال سوريه آنجا مشخص مي‌شود كه آنكارا پيش از بحران سوريه تلاش داشت روابط همه جانبه خود را با سوريه حفظ و تداوم بخشد كه بعد از آغاز تنش در سوريه رويكرد ديگري اتخاذ كرد. تركيه در سال 2009 شوراي عالي همكاري‌هاي استراتژيك با سوريه را ايجاد كرد، در نزاع ميان اسرائيل و حماس و فلسطيني‌ها از حماس دفاع كرد، با دولت سوريه در مسائل مختلف منطقه از جمله عراق، ايران و لبنان به مشورت مي‌پرداخت اما اكنون سطح روابط تركيه و سوريه به جايي رسيده كه آنكارا تغيير رژيم را راه‌حل خاتمه بحران مي‌داند.

وجه ديگر تناقض آميز بودن سياست خارجي تركيه در منطقه را در نوع برخورد اين كشور با مسائل بحرين يا يمن مي‌بينيم؛ كشوري كه خود را مدافع حقوق بشر مي‌داند، در مقابل كشتار مردم بحرين سكوت مي‌كند و در مورد يمن با طرح‌هاي عربستان كه هيچ نوع آزادي و مباني دمكراسي را رعايت نمي‌كند، همراه مي‌شود. با اين حال موفقيت ديپلماسي تركيه در قبال تحولات مصر، تونس و ليبي مشهود است چراكه در اين كشورها مدل تركيه طرفدارهاي زيادي پيدا كرده است.

تركيه و ايران؛ رقابت يا همكاري

از زمان رضاخان و جمهوري دمكراتيك تركيه تاكنون روابط دو كشور به شكل دوستانه و بعضا با رقابت‌هاي پنهاني استمرار داشته است. دو كشور در دوران جنگ سرد در قالب پيمان سنتو كه به بغداد تغيير نام داد، با يكديگر در راستاي جهت‌گيري‌هاي ناتو همكاري داشتند. شباهت‌هاي فرهنگي و نزديكي‌هاي جغرافيايي دو كشور و همسويي آنها در مسائل عمراني و اقتصادي با غرب پيش از انقلاب مشهود بود. بعد از انقلاب اسلامي، تركيه در زمان جنگ ايران و عراق بي‌طرف بود و منافع زيادي از اين بابت كسب كرد. با آمدن حزب عدالت و توسعه در تركيه، آنكارا سعي كرد كليه موانعي را كه تا پيش از اين در روابط با ايران وجود داشت، برطرف سازد. در گام اول 30 ميليارد دلار براي روابط اقتصادي دو كشور هدف‌گذاري شد. به تدريج دولت اسلام‌گراي تركيه به دوستي مورد اعتماد در مسائل اتمي ايران تبديل شد به گونه‌اي كه استانبول محل مذاكرات تهران و 1+5 تعيين شد. در سوي ديگر، ايران بازار مناسبي براي كالاهاي تركيه شد و تركيه هم كشور مهمي براي صدور نفت و گاز ايران بود.

تركيه در مقطعي تلاش كرد از ايران براي نقش‌آفريني در منطقه پيشي گيرد، در اين راستا با حمايت از حماس و موضع گيري در مورد غزه توانست با همسايگان عرب خود نيز عصر تازه‌اي از روابط را ايجاد كند كه همزمان بود با انباشت سرمايه در تركيه و بهبود وضعيت اقتصادي اين كشور. در همين فضا، تحريم‌هاي بين‌المللي عليه ايران باعث شد كه تهران در موارد مختلفي موضع گيري همسو با تركيه داشته باشد. در همين زمان بود كه محل مذاكرات هسته‌اي ايران، استانبول تركيه تعيين شد و تركيه به همراه برزيل، وارد موضوع هسته‌اي ايران شدند و آنكارا نقش ميانجي را ميان ايران و غرب بر عهده گرفت. اين روند همچنان ادامه داشت و با تحريم بانك مركزي ايران حتي سيستم بانكي تركيه كمك‌هايي به ايران كرد. در دوره اخير تنها دو عامل به طور مشخص باعث شد كه ايران و تركيه با هم مشكل پيدا كنند؛ اول استقرار سپر دفاع موشكي ناتو در نزديكي مرزهاي غربي ايران و دوم نوع برخورد تركيه با مساله سوريه بود.

اما در همين فضا، ابتداي سال جاري آقاي اردوغان به ايران آمد و هيات همراه او يكي از بلندپايه‌ترين هيات‌هايي بود كه در سفرهاي خارجي وي را همراهي مي‌كردند. اردوغان حتي با رهبري در مشهد ديدار و گفت و گو كرد. در همين سفر دو طرف براي ارتقاي سطح تعاملات اقتصادي از 16 ميليارد دلار به 30 ميليارد دلار، انتقال نفت و گاز ايران به تركيه، واردات 7 ميليارد دلاري كالاهاي مصرفي از تركيه به ايران و همكاري‌هاي گردشگري توافق كردند. به نظر مي‌رسد كه هر دو كشور به يكديگر نيازمندند و تركيه با مرتكب‌شدن هرگونه اشتباه در سياست خارجي خود مقابل ايران بازار اقتصادي وسيعی را به مخاطره مي‌اندازد. مي‌توان با قاطعيت گفت كه ايران و تركيه كمترين مشكل را در منطقه با يكديگر دارند.

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در پنجشنبه دوم مرداد 1393 و ساعت 14:54 |
دیپلماسی ایرانی - بخش سوم/تحلیل
 
تاریخ: 24 اسفند 1392، شماره 80

ایران و همسایه‌ای به نام ترکیه
اقتصاد، زیربنای روابط تهران - آنکارا

  سید اسدالله اطهری/استاد دانشگاه

اینکه در برابر همسایگان مواضع درستی داریم یا سیاستی اتخاذ کرده‌ایم که دربرگیرنده منافع ملی ایران هست یا نیست، موضوعی است که باید مورد تحلیل قرار گیرد. اما در مورد ترکیه، ایران سعی کرده است یک روابط اقتصادی تعریف کند که مبتنی بر تجارت، انرژی، تاسیس و گسترش شهرک‌های صنعتی در مرز ‌باشد. موضوع دیگر این است که دو طرف سعی کرده‌اند این روابط را غیرامنیتی کنند. این موضوعی است که وجود دارد و ما سعی کرده‌ایم در مورد ترکیه هنجارها و استانداردهای جهانی را رعایت کنیم. از این رو ایران توانسته است ضمن مشخص کردن جایگاه خود، جایگاه ترکیه را نیز در تامین منافع ملی خود تعریف کند. نهادهای تاسیسی مانند اکو و گروه هشت (D8) که پیش از انقلاب به نام RCD شناخته می‌شد نشان داد که دو کشور به لحاظ مولفه‌های سیاسی و امنیتی، اقتصادی و تجاری مکمل یکدیگرند. ایران و ترکیه دو کشور خاص در منطقه خاورمیانه هستند. دست‌کم استانداردهای نوسازی را در منطقه خاورمیانه انجام داده‌اند. اولین کشورهایی که وارد مدار مدرنیته در منطقه شده‌اند و می‌توان گفت در این چارچوب دارای سابقه هستند، مانند کشورهای قبیله‌ای نیستند، بلکه یک ملت - دولت هستند. دو کشور نگاه مثبت‌تر و مدنی‌تری دارند. موانع فرهنگی که ایران با اعراب دارد، در مورد ترکیه وجود ندارد. کشورهای عربی از قافله مدرنیته که بحث جامعه مدنی، طبقه متوسط و... مطرح است عقب‌تر هستند، چون ظواهر مدرنیته را از بیرون و از غرب گرفته‌اند. بدنه جامعه ترکیه مدرن شده است، رفتارهای بین‌المللی که از این کشور سر می‌زند و سراغ داریم حکایت از این موضوع مهم دارد. درباره توافق هسته‌ای ژنو که می‌توان گفت یک پروسه زمان‌بر است، نقش متغیر غرب در روابط ایران و ترکیه به خصوص تاثیر آمریکاست که موضوع بسیار مهمی است. گرچه اگر بخواهیم مواضع ترکیه را در بحث گذشته تحریم‌ها مورد سنجش قرار دهیم، به این موضوع می‌رسیم که ترک‌ها سعی کرده‌اند قطعنامه‌هایی مثل داماتو و دیگر قطعنامه‌های یکجانبه آمریکا را رعایت نکنند. اما اگر تحریم‌ها مربوط به تحریم سازمان ملل متحد باشد، می‌تواند بر روابط با ایران تاثیر منفی بگذارد. اما باز ترکیه سعی کرده است تا جایی که در فشار قرار نگیرد، تحریم‌های یکجانبه را اعمال نکند. نمونه‌ای که می‌توان برای این مورد مثال زد موضوع هالک بانک بود که با وجود تحریم‌ها، راه باز و مفری برای ایران ایجاد کرده بود. بنابر این تعریف روابط تجاری با 15کشور به خصوص ترکیه به هر میزان که افزایش پیدا کند، می‌تواند هم امنیت ملی و هم توسعه اقتصادی ما را افزایش دهد. ایران و ترکیه در نهایت می‌توانند به شکل‌دهی به یک منطقه اقتصادی کمک کنند؛ مانند آسه‌آن. که این موضوع را قبلاً اردوغان پیش‌بینی و حتی آن را اسم‌گذاری کرده بود. بنابراین می‌توان گفت زمینه‌ها برای شروع کار وجود دارد و می‌توانند در این مسیر گام بردارند. به‌رغم اختلاف ایران و ترکیه در عرصه میدانی سوریه، دو طرف دیدگاه‌های مشترکی مثل رعایت حقوق انسان‌ها، جلوگیری از خشونت، حمایت از کمک‌های بشردوستانه سازمان ملل، انتقال به دموکراسی و... دارند و توانسته‌اند اختلافات را مدیریت کنند. بنابراین اتخاذ یک سیاست روشن و شفاف در خصوص ترکیه می‌تواند منافع بی‌شماری را برای ایران در بر داشته باشد.
ترکیه کشوری است که شرکت‌های زیادی در آن فعالیت می‌کنند. آلمان نزدیک به 5500 شرکت فعال در ترکیه دارد، ایران بیش از 3200، بریتانیا 2500 و روسیه، هلند، آمریکا، فرانسه، عراق، ایتالیا، سوئیس و دانمارک نیز در مراحل بعدی قرار دارند. حضور و فعالیت این شرکت‌ها خیلی مهم است، چرا که باعث گسترش منافع اقتصادی، تبادلات تجاری و ارتباطات انسانی و کالایی می‌شود. در سفر اخیر اردوغان به تهران نیز بر اهمیت روابط متقابل و گسترش تبادلات تجاری و اقتصادی تاکید شد. سفر نخست وزیر ترکیه بدین منظور بود که مبادلات تجاری دو کشور به مرز 35 میلیارد دلار نزدیک شود که این طلیعه‌ای از روابط رو به بهبود طرفین است که قطعاً در ماه‌های آینده و با کاهش تحریم‌ها و چشم‌انداز مناسب و مثبتی که در پرونده هسته‌ای ایران ایجاد شده است، روابط ایران و ترکیه نیز بهبود پیدا می‌کند.

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در پنجشنبه دوم مرداد 1393 و ساعت 12:1 |
  •  
    >>
    ما هم اميدوار به نتايج مذاكرات هستيم...
    دوره اي كه تحريم را كاغذ پاره بدانيم به پايان رسيده؟امروز همه ي ما را وادار به چشم دوختن به هفت هشت روز باقيمانده به پايان مذاكرات كرده اند.نمي خواهم احساس يأس متبادرنمايم ولي وضعيت پروژه هاي عمراني نيمه تمام بسيارتكان دهنده است و هيچ پروژه جديدي توسط دولت آغازنشده است!دولت همچنان ميل دارد منتظرنتيجه بازي اشتون و ديگر اعضاي مذاكره كننده بنشيند ، ترسم ازاين است بابوجودآوردن اميدها واحساس نيازدردل پرمهرايرانيان آنقدربه نتايج مذاكرات وابسته شويم كه نهايتأ به فرض عدم توافق با تضعيف روحيه ي ملي و سرخوردگي روبرو شويم،كاش به فرمايشات و تذكرات رهبري كمي بيشتر توجه داشتيم ، آنگاه كه رهبري تاكيد داشتندازظرفيت ها وتوانمندي هاي داخلي غافل نشويم ،كاش اين پيام راباتمام وجود دريافت مي كرديم .
    من نگرانم ! نگران وضعيت (بد)اين روزها كه بابه وجودآوردن احساس نياز شديد پيشرفت كشور به نتايج مذاكرات ((بدتر)) نشود . من نگرانم!نگران جوانه زدن جريان فكري كه در حال القا كردن اينست كه راه حل همه مشكلات اقتصادي ومعيشتي و عمراني كشوررادرتوافق يا بهتر بگويم تسليم در برابر غرب مي داند اگر اين احساس نياز در جامعه ريشه كند و متعاقبأ ابزار فشارغرب شود چه ؟
    واما من معتقدم با توجه به كنش و واكنش هاي دهه اخير نقطه عزيمت پيشرفت وقدرت جامعه ما فقط در گرو تقويت ظرفيت ها و پتانسيل هاي دروني و البته با تقويت اعتماد به نفس ملي است ، دولت بهتر است به جاي اينكه تمام توان خود را به سمت مذاكرات بگذارد به دنبال اتخاذ راهبرد كارآمد استفاده از ظرفيت دروني جامعه باشد .
        (( محمد پيشگاه ٩٣/٤/٢٦))
    + نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 و ساعت 0:34 |

    به نام پروردگار یکتا رضا اسدی

    "بحثی درباره "سنت و"تجدد

    بحث "تجدد" و"تجدد پسندی" مقوله یی است که طرح آن برمی گردد به سال های پیشین درتاریخ. شاید نخستین تفکرتجددطلبی با پیدایش نخستین انسان همراه بوده است: زیرا نواندیشی ودگراندیشی وتجددپذیری جزئی از خصیصه های فطری انسان است که آمیزه با ذات درونی وی است و به قول "کانت"سازنده "هویت ارزشی" آن.

    در فرهنگ های مختلف جهان توجیه هر ملتی با توجه به سنت های جاری آن جامعه ازمقوله تجدد فرق می کند زیرا سنت های حاکم در برابر تجدد واندیشه تجددطلبی قرار دارد وکمتر هم این رویارویی ها به همخوانی میان "سنت" و"تجدد" می انجامد. با ادامه تقابل میان سنت وتجدد (تعصب) زاده می شود و درپایان تعصب یا به نفی یکسره سنت می انجامد ویا هم به نفی مقوله تجدد.

    این مشکل بیشتر درجوامع سنتی بروز میکند چون مردم با سنت های حاکم خو می گیرند واین خو گرفتن به سنت های جاری حاکم تمام افراد جامعه را "سنت زده"و"سنت پرست " می سازد و نه "سنت شناس".

    اتکای نااگاهانه به مقوله "سنت" ودشمنی با تجدد زاده تعصب است ویکسره تاختن به ارزشهای سنتی هم عاملش تعصب است یعنی عدم آگاهی درهر دو زمینه (سنت وتجدد) یا تجدد پرستی محض ویا هم سنت پرستی محض که هر دو ریشه درنااگاهی دارد ونااگاهی رابطه با بحران هویت و بحران هویت مساویست به"بی هویتی" وعدم درک ما از مسئله هویت.

    با استناد براین مساله جامعه ما نیزبه نحوی درگیر این مشکل است. بیشتر این مشکل از عدم توجیه مشخص ما ازمقوله سنت وتجدد سرچشمه میگیرد زیرا شناخت ما از دو مفهوم تجدد وسنت بسیار سطحی است. بنابراین به منظور کالبد شکافی بیشتر وجلوگیری ازایجاد چالشهای بعدی وشناخت بهتر این دو مقوله (سنت وتجدد) موضوع را ازیک تعریف آغاز میکنیم:

    تعریف سنت:

    سنت مجموعه ای از باورها .اعتقادات. روشهای متداول وارزشهای ساختاری یک جامعه است که ریشه در رفتارفردی وسلوک جمعی دارد که با ورود عوامل برون ذاتی متعدد به عامل درون ذاتی بدل میشود واین قاعده دریک مرحله یی از زمان عامه پذیر می گردد. این عامه پذیری تکرار می شود وبعد هم عادت. پس ازاین تکرار وعادت به مرحله حاکمیت میرسد (یعنی حاکم بر پنداشت آدمها می گردد) از این جاست که برخی یکسره بربسترسنت می خوابند و برخی با ان به رویارویی وپرخاش برمی خیزند. دسته ای سنت زده وسنت پرست می شوند دسته دوم سنت ناشناس وبه تعبیر خودشان "تجددپسند".

    تعریف تجدد

    "کانت وبودلر" راهگشایان بحث تجدد دوتا تعریف کوتاه از مقوله تجدد ارائه می کنند.

    کانت مینویسد مدرنیته یک جریان منظم نواندیشی به وسیله عقل است که از سنت شکل میگیرد

    بودلر شاعر معروف فرانسوی به این باور است که تجدد تفکری فردی است که پس ازمرحله ارائه به یک تفکری بدل وبا براندازی سنتهای پوسیده ومتحجر لباس هنجار و بعد سنت را می پوشد.

    با توجه به این دوتا تعریف یک مسئله به روشنی دریافت میشود که تجدد یکسره تازیدن بر سنت نیست.شاید در فرهنگ های اروپایی توجیه ادمها از مقوله تجدد مفهوم نوگرایی محض وپرخاش دربرابرسنت را افاده کند اما این طرز توجیه واین گونه پنداشت هرگز در کشورهای شرقی ومسلمان زمینه حرکت از قوه به فعل دراوردن را نخواهد داشت وهرگز خصوصیت همه پذیری را کسب نخواهد کرد زیرا اعتقادات دینی ومذهبی. رسم ورواج های دیرین سال وصدها مسئله دیگر بنابر ویزگی های دیگرعادت وتکرار در رفتار فردی وجمعی جامعه ریشه دارد وبدون ریشه یابی یا بی شناسایی واحترام به ارزش های سنتی رفتن به سوی جامعه متجدد امکان پذیر نیست.

    بنابراین طرح مسئله تجددگرایی وتجددپسندی درجامعه ما باید با شناخت عمیق از مقوله سنت ارائه گردد.و تنها پخش تئوری های وارداتی با مدلهای جوامع پیشرفته وشعاربافیدن ها ره به جایی نمی برد زیرا جامعه ای داریم با فرهنگ وسنت های بومی وسنتی. از یک سو فقر . بیسوادی فزاینده. جهل وصدها مشکل دیگر دامنگیر جامعه ماست واز سوی دیگرتناقضات اجتماعی وفرهنگی و اقتصادی وتشتت در ابعاد مختلف جامعه حاکم است. مردم زمینه تفکر وتامل درباب هر مسئله یی را ندارند. غم نان و روزمرگی های بیهوده زمینه حداقل اندیشه وتفکر ادمها را سلب کرده است وبوی سیاستزدگی. ادمهارا به بیماری سیاست بازی های مزمن وسیاست بازندگی های ممکن مصاب ساخته است

    نخستین گام به سوی تجدد:

    مطالعه و شناخت تاریخی از مقوله "سنت و تجدد" وریشه یابی سنتهای حاکم در جامعه یکی از اصول ومبانی جابجایی تجدد در جامعه است. مسئله دوم داشتن توجیه مشخص زمانی از اصل مسئله تجدد است

    بنابراین با داشتن توجیه معین وبا درنظر داشتن احساسات و رعایت آن در جامعه در صورتی میتوان تفکر تجددپسندی و تجددگرایی را مطرح و عملی کرد که در تضاد و تناقض برهنه با سنت قرار نگیرد یعنی با احتیاط و اعتدال باید نخستین گام به سوی تجدد اصلی (نه تصنعی) برداشت باید اگاه باشیم که مسئله تجدد را با حربه پرخاش مطلق وبا عصبیت نمی توان در جامعه عنوان کرد. درست است که تجدد نفس پرخاش را با خود دارد اما این پرخاش بیشتر بازمینه و زمان همراه است البته بیشتر درجهت مثبتش(اما با زبان اعتدال) بحث تجدد پسندی بحث حساسیت امیخته با عقل است نه احساساتی شدن.

    تعصب با تجدد همخوان نیست. باز اندیشیدن وروشنفکرانه ارائه دادن مشخصه عنصر تجددگرایی است زیرا ریشه تعصب جهل است و تجدد دشمن آن

    باتشکر ازشما استاد عالی مقام  امیدوارم توانسته باشم مقصود را رسانده باشم

    منابع مطالعاتی برگرفته از سنت و تجدد استاد زیبا کلام و جاوید فرهاد

     اسدی

    + نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در جمعه سی ام خرداد 1393 و ساعت 8:21 |
    نوشته اقای ملکی اکا دمیک است.
    + نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 و ساعت 21:38 |
    در طول ترم جاری چند نقد بیرونی و برگرفته از شرایط روز و همچنین چند نقد درونی نسبت به رابطه اسلام و مدرنیته داشته ام .این بار به موضوعی که خود زیرمجموعه و زیر شاخه مدرنیته است میپردازم و آن دموکراسی است
    ما برای درک ارتباط میان اسلام و هر پدیده ای ،ابتدا باید تعریفی از هر کدام از این مولفه ها اارائه دهیم در اینجا میخواهم ابتدا به موضوع و معنای اسلام بپردازم منظور از اسلام چیست.برای فهم این موضوع که به ظاهر ساده می آید عرض میکنم بر اساس متون فقهی ما 3 درجه از اسلام را متصوریم 1- اسلام یا همان متون مقدس و یا همان احکام الهی برگرفته از متون مقدس است 2- اسلام تفسیری که برخی از حاکمان آن را بنا به شرایط و مقتضیات و حتی منافع خود تفسیر میکنند و 3- اسلام تاریخی
    برای درک معنای اسلام باید به شرایط زمانی ومکانی توجه داشت برخی از علما همچون ایت الله شیخ فضل الله نوری در گذشته و آقای  آیت الله مصباح یزدی در دوره معاصر که معتقد به همان اسلام برگرفته از متون مقدس اشاره دارند  برخی نیز از اسلام مبتنی بر شرایط و مقتضیات زمانه اشاره دارند همچون آقای ایت الله میرزای نایینی و آخوند خراسانی در گذشته و آقای آیت الله خویی  در دوره معاصر.هدف از نوشتن متن فوق آشنایی خواننده با موضوع کامنت و یک نوع آگاهی وبینش نسبت به رابطه میان اسلام و دموکراسی است
    در مورد ارتباط این 2 ،دید گاه های مختلفی وجو دارد یا حتی میتوان به اندازه افراد متفکر و صاحب اندیش دیدگاه داشته باشیم ولی  بنده به 3  دیدگاه مهم در این متن اشاره میکنم که البته برداشت خود برگرفته از کتب فقهی به ویژه آثار آیت الله عمید زنجانی و آیت الله داوود فیرحی است و خوانندگان میتوانند نظر خود رابیان نمایند
    دیدگاه اول بنیادگرایان یا دیدگاه تقابلی : طرفداران این جریان معتقدند که هیچگونه رابطه ای میان اسلام و دموکراسی وجود ندارد چرا که میان این دو مولفه تضاد وجود دارد چرا که اهداف ،روشها ،و بینشهای اسلام و دموکراسی با یکدیگر متفاوت است .اسلام به امور اخروی و فضیلت مندی انسانها می پردازد در حالی که دموکراسی به امود دنیای و مادی انسانها توجه دارد اسلام مبتنی بر وحی است و به عبارتی نص گراست در حالی که دموکراسی عقل گراست  .در دموکراسی مفاهیمی همچون آزادی - حقوق بشر و انتخاب وجو دارد در حالی که اسلام معتقد است این مفاهیم ساخته دست بشر است .به طور کلی این جریان معتقدند که هیچ گونه ارتباط میان اسلام و دموکراسی وجود ندارد
    جریان دوم که میرزای نایینی سردمدار آن بوده است نو اندیشان می باشند  معتقدند که اسلام اساسا دین دموکراتیکی است و معتقدند که میان اسلام و دموکراسی رابطه وجود دارد این گروه معتقدند که تفسیری که از اسلام ارائه میشود میبایست مبتنی بر مقتضیات زمانه باشد این گروه معتقدند که لیبرالیسم و دموکراسی ،قانون،جامعه منی ،انتخابات مفاهیم جدیدی هستند ولی اسلام با این مفاهیم جدید مخافتی ندارد و حتی با آنها سازگار است . این جریان نیز مانند روشهای کلاسیک نوین غربی به عقل توجه دارند (کانت برعقل وخرد خود بنیاد تاکید داشت)
    جریان سوم :جریان سنت گرا میباشد که از این گروه به عنوان جریان خنثی یاد میشود که توجهی به ارتباط این دو موضوع آنچنان ندارد بلکه بیشتر تاکید بر باگشت به خویشتن و بیشتر به موضوع اخلاق و عرفان می پردازند در دوره معاصر میتوان از سید حسین نصر یاد کرد که در مقابل ایشان آقایان عبد الکریم سروش و مصطفی ملکیان و همچنین آقای سید جواد طباطبایی قرار دارند ومخالفان سر سخت یکدیگر میباشند.
    باتشکر از همه دوستان احسان ملکی

    + نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 و ساعت 21:33 |
    من واقعا متوجه نمی شوم چرا کسانی که می خواهند راجع به توهم توطئه صحبت کنند به جاده خاکی می زنند و آسمون ریسمون می بافند یک مسأله مطرح شد کهبه طور جدی موضوع گفتگو در ترکیه است ادبیات پژوهشی در مورد آن در ایران تقریبا صفر است ما هم درباره همه ابعاد ترکیه شناسی باید صحبت کنیم اینکه ترکیه در ردیف 20 اقتصاد دنیا است و اینکه ما عقب مانده ایم اینها با این موضوع ارتباط مستقیم ندارد و گونه ای فرافکنی است که متأسفانه از فقر روش شناسی ما ناشی می شود وگرنه موضوع تحقیق و چارچوب آن مشخص است طرح ایده و نظریات جدید باید در این راستا باشد نه اینکه همه چیز را به هم ارتباط بدهیم و موضوع اصلی که همان توهم توطئه است گم شود رضا دهقانی ------------------------ On Wed, 6/4/14, Asadolah Athary wrote: Subject:

    + نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در یکشنبه هجدهم خرداد 1393 و ساعت 22:51 |

     

    دانشجو :

    جعفر تنها

    920582624

     

    خرداد 1393

     

       درباره علل واپس ماندگی های تاریخی ، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، علمی و مدنی جوامع « جهان سوم» یا « درحال توسعه» سخن زیاد به میان رفته و توجیهات گوناکون عرضه شده است. آنچه انکار ناپذیر به نظر می رسد، این است که اینگونه جوامع انسانی در تکوین و تکامل جهان بینی تجدد، جنبش تاریخی شگرفی که در شکل گیری تمدن غالب امروز انسانی تأثیرات عظیم داشته ، هیچ گونه نقشی نداشته اند که سخن درست بگوییم، حتی از دستاوردها و برکات این جنبش نیز آنچنان که باید، بهره مند نشده اند.

    از دیدگاه تاریخی، زمینه های فکری جنبش تجدد در رنسانس، سده های چهاردهم تا هفدهم میلادی، ریشه گرفت، در عصر روشنگری، سده ی هجدهم میلادی، به تراز کمال و شکوفایی رسید و فرایندهای روشنفکرانه آن تا عصر حاضر، هنوز ادامه دارد.

    زمینه های مناسب اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تاریخی برای رشد و تحقق مفهوم فردیت، به معنایی که در مکتب « فایده باوری» مورد نظر است، در سده های گذشته در جامعه ی ایرانی فراهم نبوده است. اگر بپذیریم که کسب فردیت در شکل گیری و تکوین و تکامل جهان بینی تجدد نقش اساسی دارد، پس هویت « ایرانی » از عامل اساسی و ضروری برای مشارکت در ساخت تمدن غالب امروز انسانی و درک، پذیرش و کاربرد شایسته ی دستاوردهای آن محروم بوده است. با گذشت زمان و سیر تحول تمدن انسانی، شکاف ما بین هویت «غربی» و «شرقی-ایرانی» مدام عمیق تر شده است، زیرا هویت «غربی» که تمدن پیش- مدرن و مدرن را عمیقاً تجربه کرده است، اینک دست اندرکار ساخت و تجربه ی دوره ی پس –مدرن است، در حالی که هویت «شرقی» که دوران پیشین تمدن انسانی را از لابه لای غبار سده ها دورادور شاهد بوده است. اکنون دستخوش پریشانی و سردرگمی بیشتری است.

    تأثیرات شگرف جنبش تجدد در شکل گیری تمدن انسانی ، تا زمان حاضر ادامه دارد . به احتمال قریب به یقین، همواره استوار خواهد ماند. براساس مباحث مذکور، این نتیجه بدست می آید که فرایندهای پیش رو و ناگزیر تجدد- مانند قوانین حاکم بر نحوه حکومت، اقتصاد، علم و تکنولوژی – که به صورت نظام پایدار و نفوذ ناپذیری درساختار تمدن انسانی ریشه گرفته اند، از تمایلات فرهنگی تجدد که ظاهراً  کهنه شده اند، تفکیک پیدا کرده اند.

    در خصوص رشد و پیشرفت برخی از کشورهای اسلامی از جمله ترکیه، که در ابعاد مختلفی همچون صنعت، توریسم ، افزایش و رشد درآمد سرانه، گسترش شهرنشینی و غیره صورت پذیرفته است، باید به مواردی امعان نظر داشت.

     اول اینکه آیا واقعاً کشور ترکیه در زمینه ها و مؤلفه های مختلف دارای شرایط یک کشور اسلامی می باشد. که در این خصوص با مقایسه ای ضمنی با کشور ایران می توان، تفاوت های محسوسی را در ابعاد مختلف مشاهده نمود. پارامترهایی چون : حجاب وعفاف، سیاست های داخلی و خارجی ترکیه در مواجهه باکشورهایی چون امریکا، اسرائیل و دول غربی، نقش نظامیان در طول تاریخ ترکیه نقش و جایگاه دین در عرصه های مختلف زندگی مردم و غیره.

    ثانیاً هرچند و به یقین این کشور توانسته با سیاست های مختلف در عرصه ی اقتصادی رشد قابل ملاحظه ای داشته باشد لیکن، اینکه بخواهیم این کشور را به عنوان یک الگو در میان کشورهای اسلامی مطرح و معرفی نماییم، به نظر دارای اشکال می باشد. چرا که صرف رشد اقتصادی، ساختار صنعتی، توسعه ی شهر نشینی، توریسم، مراکز تجاری، تفریحی، فرهنگی و غیره که برگرفته از کشورهای غربی می باشد، نمی تواند معرف یک الگوی مناسب کشور اسلامی باشد. لیکن به نظرم باید با اقتباس از تجربیات این کشور، برخی موفقیت های آن را که می تواند با تعامل و مناسبات تأثیرگذار مثبت صورت پذیرد، در ارتقا و رشد اقتصادی کشورهان و به صورت هدفمند مورد استفاده قرار دهیم.

     

    + نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در شنبه هفدهم خرداد 1393 و ساعت 1:40 |
     

    شنبه 27 شهریور1389 ساعت: 22:58 توسط:معترض به خودم
    آقای دکتر براین امر واقفم که شما جز موفقت و سربلندی دانشجویانتان چیزی دیگری را از خداوند طلب نمیکنید . یاد سخن ارزشمند مادرم افتادم که چند وقت پیش شاگرد دوران دبیرستان خودش رادید که در یکی از ادارات مسئولیتی داشت اتفاقی مادرم را شناخت وقتی خوشحالی را چهره مادرم دیدم متوجه شدم موفقیتت یه شاگرد برای معلمش چقدر لذت بخش هستش . 
    آقای دکتر میدونم باور کردنش خیلی سخته و شاید.... اما باور کنید به دون هیچ بهانه ی دوستان دارم
     وب سایت   ایمیل
    + نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در جمعه شانزدهم خرداد 1393 و ساعت 19:31 |
    درخصوص نقد نشست : ترکیه شناسی با عنوان توهم توطئه در ادبیات سیاسی ترکیه با تاکید بر دورۀ حاکمیت حزب عدالت و توسعه
    •  
     
    به نظر من این مسئله خیلی مهم نیست که در ترکیه توطئه هست یا توهم توطئه ، آنچه اهمیت دارد این است که کشور ترکیه امروز جزء بیست کشور برتر جهان است و در تمام زمینه های اقتصادی - سیاسی - اجتماعی پیشرفت دانسته است و رضایتمندی مردم از سیستم و حزب عدالت نشان دهندۀ موفقیت این کشور می باشد . البته دکتر نصیر در کتاب تنگناهای انسان متجدد از ترکیه انتقاد می کند و معتقد است که موفقیت ترکیه معلوم نیست تاکی ادامه داشته باشد و باید به اسلام و سنت روی بیاورد .
    ولی به نظر من با توجه به مطالعۀ آرزوهای اردوغان و آمار و ارقامی ارائه شده متوجه می شویم که ترکیه در مقایسه باسایر کشورهای منطقه و حتی جهان ، پیشرفت فوق العاده ای در تمام زمینه ها داشته است .
    چرا ما گاهی نمی خواهیم واقعیت ها را بپذیریم و یا بدون بررسی و شناسایی عوامل شکست با پیشرفت خودمان متوسل به این دستاویز می شویم که توطئه ای در کار است و دستهایی پشت پرده وجود دارد . چرا همیشه ما هستیم که مورد توطئه قرار می گیریم و آیا واقعاً اثبات توطئه نیاز به سند ندارد و ادعا به وجود تو طئه به تنهایی کافی است . با تشکر ثریا آراس
    + نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 و ساعت 15:15 |