بنام خدا

با سلام و تشکر از استاد ارجمند جناب آقای دکتر اطهری در خصوص طرح این مقاله

برداشت کلی محمدرضا شکوهی از مقاله فتح ا... گولن برای درس سمینار جنبش های اسلامی در قرن بیستم

 

در کشور ترکیه به ترتیب حزب رفاه ، حزب فضیلت  و حزب عدالت متاثر از انقلاب اسلامی ، چگونگی سازش میان اسلام و دومکراسی را دستور کار قرار دادند و روشنفکران در این زمینه به مقولاتی چون ملت ، پیشرفت و مذهب و کالبد شکافی آن (دین و مدرنیته) پرداختند و نظراتی را ارائه نمودند که روشنفکران اسلامی این کشور با بیان کردن مسائلی چون برتری یافتن و تبعیض برخی گروه ها در زمان حکومت ناسیونال ، دامن زدن به مباحث اسلام گرایی که منجر به خفقان حتی برای مسلمان خواهد شد و با بیان اینکه عالم دینی باید جامعه شناس هم باشد قصد اعلام سازگاری دومکراسی با دین را داشتند که در این میان  فتح الله گولن جنبش اسلام گرای ترکی را بدون قربانی کردن احکام مذهبی مطرح نمود.

نگرش و دیدگاه گولن در برابر سبک زندگی غیر اسلامی لیبرالی و مداراجویانه می باشد و وعده اصلی جنبش اسلام ترکی میانه روی است که از زمان پذیرش اسلام در ترکیه جنبش های اسلامی صوفیانه از امور سیاسی دوری می کردند و شیعیان در مقابل مواضع معینی داشتند و اسلام در زمان سلجوقیان و عثمانی مربوط به حوزه شخصی افراد محسوب می شد و حتی باعث شد دولتی چند دینی در زمان عثمانی ها وجود داشته باشد که با در نظر گرفتن این موارد  رساله نور (نوشته های سعید نورسی) از عوامل تاثیر گذار بر جنبش گولن می باشد که که در نظام آموزشی سکولار اقبال زیادی داشت و این رساله تضادی در مذهب و علم (عقل ، علم و مدرنیته) نمی دید و مدافع استفاده از عقل بود.

همانگونه که می دانیم اندیشه سیاسی از یک دستگاه فلسفی بپا می شود و اندیشه های سیاسی در ترکیه فاقد دستگاه فلسفی بوده و نوشته های گولن از این ضعف استثناء نمی باشد و به همین خاطر وی می خواهد با استفاده از دستگاه فلسفی غرب بحث آشتی سنت و مدرنیته را بنا کند .

در کل گولن با بکارگیری شریعت اسلامی در دولت اعتقادی ندارد و احکام اسلامی را درباره زندگی شخصی اشخاص می داند و بخش کوچکی چون مالیات و جنگ و درگیری ها را مربوط به حکومت داری می داند و  بهترین نوع حکومت را دوموکراتیک می داند و اهداف وی اسلامی کردن  ایدوئولوژی ناسیونالیستی ترکیه و ترکی کردن اسلام است و اسلام آناتولی را مبتنی بر تساهل و تسامح و عاری از محدودیتهای سختگیرانه می داند و به لزوم آزادی عبادت و اندیشه تاکید می کند.

گولن تامین صلح را با تساهل و گفتگو و عدم لعن و نفرین به سبب پیروی از مذهبی می داند و تساهل و گفتگو را فقط محدود به مسلمانان نمی داند بلکه یهودیان و مسیحیان را نیز در بر می گیرد و در زمینه حقوق زنان نیز  دیدگاه مترقیانه ای دارد و حجاب زنان را مسئله فرعی دانسته و همچنین معتقد است زنان می توانند عهده دار سمتهای مدیریتی شوند و آرزوی الحاق اسلام به نظام های اقتصادی و سیاسی بین المللی است و حامی پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپاست.

گولن حکومت دموکراتیک مبتنی بر آزادی و حق انتخاب و فردگرایی را ستایش و مدعی است اسلام با دموکراسی لیبرال سازگار است و معتقد است اسلام با داشتن اصولی چون عدالت ، حاکمیت حقوق ، به رسمیت شناختن حوزه زندگی خصوصی ، حفظ حقوق افراد ویژگی جامعه دموکراتیک را دارد و می گوید اگر در جامعه اعتقاد وجود داشته باشد و  انتخاب رهبران توسط مردم باشد این جامعه دنبال حق است و روابط در این جامعه بر مبنای اعتقاد ، عشق و محبت ، احترام متقابل ، همکاری و فهم بجای منازعه و منافع شخصی می باشد و خود به خود امنیت حاصل می شود و در کل او اصول اسلامی را مبتنی بر برابری ، تساهل و تسامح و عدالت می داند و این شاخص ها را با دموکراسی سازگار می داند.

گولن با بیان مطالب فوق موفقیت زیادی در دستیابی به هدفش مبنی بر ایجاد جماعت مسلمان مخالف اسلام سیاسی نائل گردیده بطوریکه طرفداران وی بین 200 هزار تا 4 میلیون تخمین زده می شود که عمدتاً بین پزشکان و دانشگاهیان و 000 می باشند و طرفداران وی با فعالیت از طریق سازمانهایی چون بنیاد معلمان ترک ، ماهنامه سیزنتی ، تشریات علمی ینی امیت و فونتین ، بنیاد روزنامه نگاران و نویسندگان  و کانال تلوزیونی سامان یولو و ایستگاه رادیویی بورج سعی در نشر افکار خود داشتند و در کل سکولاریسم را به معنای ضد دین بودن نمی دانستند.

جماعت گولن یا فتح الله با تاسیس 100 مدرسه در ترکیه و 200 مدرسه در سراسر جهان تلاش در جهت اسلام آمیخته با ناسیونالیسم ترکی را داشت و با توجه به تاسیس مدارس برای غیر مسلمانان می خواست ترکیه را الگو و قدرت پیشرو قرار دهد و برای نیل به اهداف خود حتی بانکی هم تاسیس کرد.

البته این جماعت در راه رسیدن به اهداف خود مقاومتهایی چون تحقیقات مقامات دادستانی ، جلوگیری از فعالیتهای آموزشی جماعت با به رسمیت نشناختن مدارک موسسات آموزش و عدم اعطای مدارک معادل به آن و حتی ایجاد تنش میان ازبکستان و ترکیه و بسته شدن برخی مدارس در آن کشور روبرو بودند و فعالیت آنها بدون حاشیه نبوده است و در روابطش با ارتش سعی داشت با خصومت و دشمنی رفتار نکند اما در مقابل شک و تردید در سران ارتش نسبت به این جنبش وجود داشت و ارتباط دشواری بین جماعت و سران ارتش وجود داشت که با روی کار آمدن اردوغان و کمرنگ شدن نقش ارتش دل نگرانی های گولن کمتر شد.

در خصوص روابط این جماعت با اسلام گرایان باید گفت مسئولین حزب رفاه و فضیلت خود را از جنبش گولن دور می کردند و معتق بودند دولت اوقت ز گولن جهت مسدود کردن راه آنها استفاده می کند و و گولن نیز از سیاستهای حزب رفاه انتقاد مستقیم می کرد و حتی از تعطیلی حزب رفاه نیز حمایت کرد. اما ارتباط گولن و حزب عدالت برخلاف احزاب رفاه و فضیلت از دشمنی به آشتی گرائیده است.

اما روابط آنها و  روشنفکران سکولار در کل روشنفکران سکولار ترکیه به گولن بد گمان بوده و مدعی هستند که وی با تاکتیک متفاوت به دنیال اهداف اسلام گراهاست و جماعت گولن را به دشمنی با جمهوری ترکیه متهم می کنند.

 ساختار این جنبش سلسله مراتبی از بالا به پائین بوده که  به نوعی غیر دموکراتیک است و  گولن رهبر و  بعد از او ابیلرها یا برادران بزرگتر وجود دراند و هر رده اطلاعات مربوط به خود را دارد و این نوع ساختار در هنگام تحت پیگرد قرار گرفتن اعضا مثمر ثمر است0  

جنبش سرنگونی دولت و چالش با آنرا نمی پسندد و سعی به آشتی دادن مدرن و سنتی است و با پذیرش تمدن غرب و در نظر گرفتن تمدن اسلامی سعی در پیشبرد اهداف دارند .

 

نقد

در کل ترکیه نوین با لغاتی تحت عنوان سکولاریسم ، دموکراسی ، سنت و مدرنیته روبرو هستیم و ترکیه به دنبال اسلام لیبرالی و مداراجویانه و تلاش در جهت در هم آمیختن اسلام با ناسیونالیسم ترکی و عثمانی را دارد و حتی می خواهد خود را الگو برای برخی کشورها قرار دهد. در این زمینه  گولن در برابر سبک زندگی غیر اسلامی مشی  لیبرالی و مداراجویانه را پیش می گیرد با طرح اسلام ترکی و میانه روی می خواهد با توجه به اینکه خود دستگاه فلسفی ندارد با استفاده از دستگاه فلسفی غرب بحث آشتی سنت و مدرنیته را بنا کند  که فلسفه غرب نمی تواند با اسلام سنخیت داشته باشد.

ضمناً گولن در این راه به بحث آموزش که زیربنای یک جامعه می باشد اعتقاد ویژه ای دارد و می خواهد از طریق آموزش در ترکیه و کشورهای دیگر ضمن بالابردن آگاهی مسلمانان بحث پان ترکیسم و پان عثمانیسم را مطرح نماید و انجام امور خیرخواهانه در دل مردم جای باز کند.

نقطه قوت گولن در اشرافیت و شناخت کامل وی از آداب و رسوم ملت ترکیه و داشتن اطلاعات خوب از اندیشه اسلام است که این مهم را با تحمل فشار و بالابردن صبر خود در مقابل انتقادات توام نموده است و می دانیم که برای پیشبرد اهداف داشتن سعه صدر ، تحمل در برابر انتقادات ، صبر و حوصله و عدم پرخاشگری و لعن و نفرین از ضروریات است.

نقطه نظر دیگر اینکه  گولن با بکارگیری شریعت اسلامی در دولت اعتقادی ندارد و احکام اسلامی را درباره زندگی شخصی اشخاص می داند و حکومت دموکراتیک مبتنی بر آزادی و حق انتخاب و فردگرایی را قبول دارد0

و در پایان جنبش گولن یک اندیشه در جامعه ترکیه است که در محتوای آن تلفیقی از سه گفتمان عثمانی گرایی‏، اسلام گرایی لیبرال و پان ترکیسم وجود دارد و  این جریان در حال حاضر در مرحله خدمت داوطلبانه‌‌‌‌  مانند (مدرسه سازی و 000)  است و از لحاظ اعتقادی ریشه در اسلام اهل تسنن دارد هرچند  می تواند در آینده ترکیه نقش موثر داشته باشد اما با اسلام شیعی مقارن کامل نمی باشد. 

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۴ و ساعت 12:10 |

به نام آنكه هم ذكراست وهم ذاكر

عرض ادب احترام خدمت استادارجمند دكتراطهري

نقدي وگذري بر مقاله محمدفتح اله گولن

بحران درمفهوم يكي ازويژگي هاي جهان امروزاست كه ازآن به جهان "پست مدرن" ويا "پسامدرنيته"تعبير مي شود .بحران به اين معنا كه بسياري از واژه ها و مفاهيم به كار رفته در كتب ،مقالات و نظريه هاي مطرح شده در علوم سياسي تعريف دقيق و توافق نظر حتي نسبي وجود ندارد .در مقاله مذكور (فتح ا... گولن) مفاهيمي همچون: سكولاريسم، هرمنوتيك،  سنت ،مدرنيته دموكراسي، مذهب و ..... متساهلانه به كار رفته است .به دليل اينكه اين مقاله در حوزه انديشه سياسي قابل بررسي است و حداقل يك تعريف نسبتا روشن مي توانست جهت فهم خوانندگان عادي مقالات سياسي و حتي دانشجويان در پاورقي و يا در بخش منابع و توضيحات ذكر شود. نويسنده محترم مقاله به زيبايي به يكي از نكات انديشه هاي فتح ا... گولن و به طور كلي روشنفكران مسلمان تركيه اشاره ميكند. مبني بر اينكه انديشه هاي سياسي آنها دچار فقر فلسفي است يعني بر مبناي فلسفي و ريشه هاي انديشه روز فيلسوفان تكيه ندارد و به شكل گذرا و سطحي زير سايه تفكرات فلسفي غربي قرار دارند . با اين حال از انجا كه گولن به عنوان يكي از انديشمندان و فعالان سياسي- اجتماعي و مذهبي، تجربه نسبتا موفقي در تركيه امروز داشته با در نظر گرفتن ملاحظاتي قابليت استفاده از تجربه ايشان با توجه به برخي شرايط و ويژگي هاي مشترك جامعه ايراني و تركيه وجود دارد .به نظر اينجانب يكي از ويژگي هاي بارز انديشه هاي گولن تاكيد بجا و شايسته بر آموزش در راستاي توسعه فرهنگي و اجتماعي جامعه مي باشد از اين رو ما شاهد بنيانگذاري مدارس و دانشگاههاي متعدد در سطح جامعه تركيه و سايركشورها نظير ازبكستان،تاجيكستان،آذربايجان،قزاقستان،بوسني،افغانستان،تركمنستان و سيبري هستيم.يعني ساختار زيربنايي در انديشه هاي گولن ساختارآموزشي است و سپس وارد ساختارهاي فرهنگي اجتماعي ،مذهبي و در نهايت سياسي مي شود. درحقيقت گولن براي برپايي يك جنبش اجتماعي به سمت ايجاد نهادهاي آموزشي رفته است زيرا مشاركت دربخش آموزش نتايج مهمي در بر خواهد داشت .آموزش وسيله بسيار مهمي براي ايجاد سرمايه  اجتماعي است . سرمايه اجتماعي ميتواند به شكل سازمانهاي اجتماعي مانند شبكه هاي هنجارها و اعتماد در بيايد و در نهايت در شكل گيري تغييرات اجتماعي نيزتاثير بسزايي دارد . چرا كه اين نيروهاي انساني هستند كه تغييرات اجتماعي را شكل مي دهند و اين نهاد آموزشي است كه نيروهاي كارآمدوخلاق انساني را پرورش مي دهد .

به نظر مي رسد گولن اهداف متعددي را در فعاليت هاي خود دنبال مي كند . آگاهي بخشي به مسلمانان ،ايجاد ارتباط ميان علم و دين و تجديد نظر درقرائت سنتي از اسلام.ايشان مهمترين بخش جامعه را معلمان مي داند و ارشاد را تنها تدريس مذهب نمي داند و دايره آن را بسيار وسيع مي پندارد و به گونه اي كه ياد دادن علوم و فنون جديد را هم در قالب فنون ارشاد قلمداد مي كند .از نظر وي تنها با دانش مي توان به اسلام خدمت كرد.

در بعد سياسي وي امريكا و اسرائيل را به عنوان يك واقعيت جهاني مي پذيرد. هر چند كه ازنظر گفتماني و نوع قرائت وي ازاسلام حكومت شيعي مدل ايراني و اسلام انقلابي را رد مي كند.به لحاظ عملكرد و بر مبناي جغرافيايي رواج آموزشي در جامعه تركيه در كشورهاي ترك زبان بر اساس ترويج فرهنگ كار و توسعه از اولويت هاي انديشه گولن مي باشد .وي كشورهاي عرب مسلمان و نيزايران را به ترتيب به دليل حاكميت جهالت و گفتمان سياسي شيعه از حوزه جغرافيايي انديشه خويش جدامي پندارد.

در سطح كلان انديشه هاي سياسي - اجتماعي گولن در ميان سه گزينه و قرائت يعني :

 1-تضاد اسلام با مدرنيته 2.سازگاري اسلام با مدرنيته 3.نفي و ثبات موردي اسلام و مدرنيته كه گزينه دوم يعني سازگاري اسلام با مدرنيته را مي پذيرد. از نظر وي سكولاريسم، دموكراسي و علم هيچ منافاتي با اسلام ندارد با اين حال به نظر مي رسد كه اسلام گولن بيشتر اسلام اجتماعي است تا اسلام سياسي و همچنين رگه هايي بارز از ناسيوناليسم تركي نيز در انديشه هاي وي مشهود است در واقع او به دنبال سنتزي بين اسلام و ترك و مدرنيته مي باشد. از جهت ديگر گفتمانهاي حاكم بر تركيه امروزدر يكصد سال اخير عبارت از : عثماني گرايي،پان تركيسم، و لائيسه و زير مجموعه ها ي اين سه انديشه بدانيم. ظهور گولن در تركيه حاصل تلفيق اين سه گفتمان مسلط تاريخ معاصر است.وي هر سه گفتمان را در طرح ها و برنامه هايش منظور دارد .

در حوزه داخلي تركيه گولن  تحت تاثيرسعيد نورسي به عنوان پيرو مرشد خود است. و ازسوي ديگر رگه هاي ملي گرايي ترك در انديشه ها و عملكرد وي نمايان است.گولن نه تنهامخالفتي با ارزشهاي غربي ندارد بلكه به هم خواني  دموكراسي و اسلام نيز اعتقاد دارد و تلاش دارد پيوندي بين دين اسلام و فن آوري به وجود آورد. در حوزه خارجي آسياي ميانه و قفقاز اصلي ترين حوزه و هدف گفتمان گولن مي باشد. واين حوزه كه بستر فعاليت هاي اصلي پان تركيسم نيز است .

به نظر مي رسد كه فتح ا... گولن طرفدارومروج  اسلام غير سياسي است و بيشتر مي خواهد يك فضاي فرهنگي ايجاد كند.از اين رو انديشه هاي سياسي وي و فعاليت هاي فرهنگي اجتماعي و مذهبي اش در تضاد آشكار با اسلام سياسي و انقلابي كه جمهوري اسلامي ايران نماد آن است مي باشد.

.با توجه به اينكه انديشه هاي سياسي و عملكرد اجتماعي فرهنگي و مذهبي گولن به عنوان يك پديده نسبتا موفق در تركيه بروز داشته است، به نظر مي رسد كه در بخش موفقيت چنين انديشه اي در سرزمين ايران اسلامي ملاحظات مهمي بايددر نظرگرفته شود:

1.مسلما اسلام مد نظر گولن در سطح كلان ريشه در اسلام اهل سنت دارد حال آنكه اسلام مطرح شده در ايران به ويژه در تاريخ معاصر مبتني بر تشيع و اسطوره هاي بنيادين آن يعني غدير خم عاشورا و مهدويت مي باشد كه به لحاظ سياسي، فرهنگي ،فلسفي و مذهبي با اسلام مطمح نظر روشنفكران مسلمان ترك تفاوتها و گاه تضادهاي بنياديني دارد.

2.تجربه هاي فرهنگي و اجتماعي جريان گولن در تركيه بويژه در نوع تاكيد بر نهادهاي آموزشي و تلاش براي برقراري نوعي پيوند ميان علم ، دين، دموكراسي و اسلام و در نهايت اسلام و مدرنيته ميتواند به لحاظ تجربي مدنظر نخبگان و روشنفكران ايران باشد.

3.نوع مواجهه انديشمندان مسلمان ترك همچون گولن با واقعيت هاي جهان مدرن و نيز رويايي با جهان غرب و تاثير آن بر انديشه هاي سياسي،به نوعي مي تواندكمكي باشدبه نوع مواجهه انديشمندان و روشنفكران ايران به ويژه وباتوجه به رويارويي ايران ازانقلاب مشروطه تاانقلاب اسلامي وپس از آن بامدرنيسم وتلاش براي يافتن راهي به سوي توسعه وپيشرفت.

ازاين روپيشنهادمي شودكه نوعي مطالعه ي تطبيقي ميان نظرات سياسي انديشمندان وعلماي ديني ايران درتاريخ معاصروانديشه هاي روشنفكران  مسلمان ترك بويژه گولن صورت گيرد.

باتشكر- كريم ا... زرگر

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ و ساعت 21:1 |
  هانیا معتضد کیوان

برداشت : "فتح الله گولن" از چهره های روشنفکر جهان اسلام به شمار می آید که این روزها زندگی خود را در آمریکا می گذراند؛ فردی که دامنه تفکرات و دیدگاههای وی به مرزهای ترکیه محدود نشده و همفکران او به دنبال انتقال مفاهیم اسلام گرایی مدرن به کشورهای مختلف از جمله آسیای میانه هستند. امروز در صحنه سیاسی ترکیه، گولن به عنوان یکی از چهره های برجسته در مقابل "رجب طیب اردوغان" به شمار می آید. دو چهره ای که روزی در کنار یکدیگر قرار داشتند و امروز در مقابل هم. گولن چهره ای میانه رو است که بیش از هر چیز به دنبال اسلامی کردن ایدئولوژی ناسیونالیستی ترکیه و ترکی کردن اسلام است. در عین حال گولن به دنبال بازسایی و به یادآوری امپراطوری عثمانی بوده و امیدوار است که ارتباط میان مذهب و دولت به شرایط دوران عثمانی بازگردد که احکام اسلامی مبنا قرار گیرد. این در حالی است که برخی طرفداران گولن همواره بر این امر تاکید داشته و دارند که این روشنفکر اسلام گرا به دنبال اسلامی کردن سیاست و راه اندازی حزب سیاسی نبوده است. همین رویکرد ها و تلاش گولن و طرفدارانش برای بسط و گسترش دامنه اسلام گرایی ترکی، نگرانی سکولارها را به همراه داشته است. این نگرانی از آنجا ناشی می شود که به عقیده سکولارها، گولن و طرفداران وی به دنبال تبدیل کردن ترکیه به کشوری اسلامی همانند ایران است. در عین حال بخشی از نگرانی ها از رویکرد جنبش گولن، بر پایه ابهاماتی قرار داشت که براساس آن سکولارها، گولن و طرفدارانش را دشمن جمهوری ترکیه برمی شمردند. این در حالی بود که فتح الله گولن در تمامی سخنرانی ها و اظهار نظرات خود، بهترین شکل حکومت را شیوه دموکراتیک می دانست. او معتقد است که اسلام با دموکراسی سازگاری دارد و یک حکومت دموکراتیک مبتنی بر آزادی، حق انتخاب و فردگرایی را مورد ستایش قرار می دهد. رهبر جنبش خدمت، دو پیشنهاد عمده برای تامین صلح و آرامش در جامعه دارد که این دو پیشنهاد شامل؛ تساهل و گفت و گو است. تفکرات گولن عمدتا بر مبنای تفکر اسلام گرایی لیبرالی معطوف است؛ این خط فکری در تلاش برای پیوند دادن ارزش های اسلامی و سنتی با رویکردهای مدرن است. این مشی ای است که از سوی گولن و طرفدارانش که تحت عنوان "جنبش گولن" یا "خدمت" شناخته می شوند، نه تنها در ترکیه که در خارج از مرزهای این کشور ترویج می شود. این جنبش که طی دهه های اخیر توانسته طرفداران زیادی از جامعه ترکیه، از روشنفکران اسلامی گرفته تا برخی نظامیان، دانشجویان و حتی سکولارها را با خود همراه سازد در سالهای متمادی بخشی از تمرکز خود برای ترویج افکار جنبش را به جمهوری های ترک زبان شوروی سابق معطوف ساخته است. کما اینکه در برخی از این کشورها موفق هم بودند و طرفداران زیادی به سمت خود جلب کردند. یکی از فعالیت های این جنبش در سال های اخیر به گسترش مدارس و دانشکده هایی اختصاص داشت که ارزش های مورد نظر جنبش را ترویج می کردند. مدارس و دانشکده هایی که از لحاظ علمی به توسعه و پیشرفت های خوبی هم دست یافتند و در عین حال دانش آموزان و دانشجویان زیادی را برمبنای آموزه ها و تفکرات خاص خود تربیت کردند. توسعه این مدارس در ترکیه و حتی برخی کشورهای ترک زبان آسیای میانه موجب نگرانی حزب حاکم ترکیه در سالهای اخیر شد. به تبع نگرانی از بسط آموزش های علمی جنبش خدمت یا گولن در مدارس مورد نظر بود که در سال 2013 حزب حاکم یعنی حزب عدالت و توسعه با اعلام خبری رسمی زمینه بستن مدارس خصوصی که در زمینه آماده سازی دانش آموزان برای کنکور و حضور در دانشگاه های دولتی ترکیه فعالیت می کردند، تهیه شد. هدف این پیش نویس قانونی تهیه شده از سوی دولت اردوغان، مدارسی بود که برمبنای ارزش های محافظه کارانه جنبش گولن اداره میشد.

نقد : مروری بر مباحث مطرح شده در مورد فتح الله گولن در کتاب "اندیشه سیاسی متفکران مسلمان" این احساس را در خواننده ایجاد می کند که به رغم تلاش نویسنده برای تشریح مباحث مختلف در خصوص خط مشی و تفکرات گولن و همچنین جنبش طرفداران وی، این مباحث با نگاهی جانب گرایانه به بیان فعالیت های گولن و جنبش خدمت پرداخته است. در جریان این بخش از کتاب بارها و بارها بر این نکته تاکید شده که جنبش گولن تمایلی به تبدیل شدن به یک قدرت سیاسی ندارد و به سنت های صوفی گری متمایل است؛ مفهومی که از قدرت گرفتن در عرصه سیاسی ترکیه فاصله دارد. البته این مسئله در جریان نگارش این متن گاهی با نوعی تضاد بیان شده به طوری که در بخش هایی عنوان شده که جنبش به دنبال ورود به نظام سیاسی است. رویکرد جنبش گولن برای ورود به نظام سیاسی حتی اگر خواسته مستقیم فتح الله گولن هم نباشد، برآیندی از آموزه ها و خط فکری گولن است که طرفداران او را به فکر ورود به نظام سیاسی و مسلما اعمال تغییراتی در ساختار سیاسی ترکیه انداخته است. این در صورتی است که بخواهیم این مسئله را بپذیریم که فتح الله گولن تلاشی برای قدرت گرفتن در نظام سیاسی ترکیه نمی کند. اما موضوع آنجاست که رقابت و یا جنگ پنهان قدرت میان اردوغان و گولن، به وضوح نشان از تلاش برای قدرت گرفتن در ساختار سیاسی ترکیه دارد. پیش از آنکه رجب طیب اردوغان از حزب عدالت و توسعه به قدرت سیاسی نرسیده بود، اردوغان و گولن قرابت بیشتری به لحاظ ساختارهای فکری داشتند. هر دو به نوعی برآمده از فرهنگ اسلام گرای ترکیه بودند و پس از حضور در عرصه اجتماعی و سیاسی ترکیه، اسلام گرایی خاستگاه فکری هر دو را تشکیل می داد. اما به مرور برخی تفاوت ها در مشی فکری به ساختار اسلام گرایی در نظام سیاسی و اجتماعی موجب فاصله گرفتن آنها در روابط سیاسی ترکیه شد. همانطور که پیش از این اشاره شد، فتح الله گولن در زمره اسلام گرایان مدرنیست قرار دارد که بر اسلام گرایی با رویکرد ناسیونالیست ترکی تاکید دارد؛ به عبارتی تطبیق گستره اسلام گرایی با مفهوم ناسیونالیستی که حتی به مرزهای جغرافیایی ترکیه محدود نمی شود. در واقع او و طرفدارانش به دنبال تسریع تفکر بازگشت به قدرت دوران عثمانی هستند. اما در تفکر حزب عدالت و توسعه و نماینده سیاسی این حزب یعنی اردوغان اسلام گرایی با مفهوم مدرنیسم دارای طبقه بندی مشخصی است. با این وجود ارتباط سیاسی میان این دو چهره اسلام گرای ترکیه در سالهای ریاست جمهوری اردوغان، عبدالله گولن در ساختار سیاسی ترکیه جایگاه ویژه ای داشت. به ویژه بعد از سال 2010 که اتحاد میان فتح الله گلن با حزب عدالت و توسعه به مراتب بیش از قبل پیش رفت. اما به مرور اختلاف نظرات میان اردوغان و گولن مشهود شد؛ اختلاف دیدگاههایی که عمدتا از تفکرات اسلام گرایی دو طرف در حوزه سیاست های خارجی ناشی می شد. سیاست ضد اسرائیلی اردوغان و تمایل به سمت ایران از جمله محورهای اختلاف نظر میان این دو چهره اسلام گرای ترک بود. علاوه بر این حزب کارگران کردستان، محور دیگر اختلاف نظر میان اردوغان و گولن بود. همانطور که گفته شد خط فکری فتح الله گولن بر محور ناسیونالیسم ترکی تاکید داشت، بر همین اساس مذاکرات صلح دولت اردوغان با (پ.ک.ک) به اختلاف نظر میان این دو چهره دامن زد. به این ترتیب زمینه برای افزایش فاصله میان حزب عدالت و توسعه با جریان گولن افزایش یافت؛ چرا که گولن می توانست به عنوان تهدیدی برای دولت اردوغان در حوزه قدرت سیاسی ترکیه به شمار بیاید. در این راستا شاید بتوان اعتراضات "پارک کزی" را سرفصلی برای شدت گرفتن اختلافات میان اردوغان و گولن دانست؛ جنگی که به طور مستقیم می توان آن را جنگ بر سر قدرت سیاسی دانست. این از آن رو است که در جریان اعتراضات پارک گزی، برخی مباحث بر محور هدایت بخشی از اعتراضات از سوی جنبش گولن مطرح بود. اشاره به این مباحث از آن رو بود که به این نکته اشاره شود که برخلاف آنچه که از بخش از متن منتشر شده در خصوص فتح الله گولن در کتاب اندیشه سیاسی متفکران مسلمان عنوان شده، به روشنی می توان اختلاف میان اردوغان و گولن را بر پایه تمایل طرفین بر سر قدرت سیاسی ترکیه دانست. براین اساس می توان مطرح کرد که برخلاف آنچه گفته می شود که فتح الله گولن نه تنها به دنبال ساختن ترکیه بر اساس ساختارهای اسلام گرایی مدرن و مبتنی بر تفکر ناسیونالیسم ترکی است که او روشنفکری اسلام گرا است که به دنبال تغییر ساختار سیاسی کشور مطبوع خود هم هست. ساختارهایی سیاسی که منعکس کننده خط فکری او و طرفدارانش است.

پیشنهاد : به رغم توسعه پایگاه جنبش گولن در ترکیه طی دهه های اخیر، آنها هنوز با پایگاه سیاسی و اجتماعی حزب عدالت و توسعه فاصله معناداری دارند. گرچه برآورد رسمی دقیقی از پایگاه اجتماعی واقعی طرفداران گولن در ترکیه وجود ندارد اما گفته می شود که این جریان رای بیش از 8 درصدی در میان مردم ترکیه ندارد. اما این جنبش به رغم فاصله معنادار با پایگاه مردمی حزب عدالت و توسعه، فتح الله گولن و جنبش حامی وی، طرفداران قابل توجهی در میان طبقه روشنفکر ترکیه، دانشجویان، حتی جریان چپ ترکیه دارد. اما این برای گرفتن قدرت سیاسی کافی نیست. در این خصوص شاید برای این طیف و جنبش حامی گولن بهتر بود که به جای آنکه به دنبال بسط تفکرات و خط فکری خود در جمهوری های شوروی سابق و برخی کشورهای آسیای میانه بود، به بهبود و ارتقاء پایگاه اجتماعی – سیاسی خود در ترکیه می پرداخت. به عبارتی در صورتی که جنبش گولن ابتدا تمرکز خود را بر تقویت پایگاه مردمی خود در ترکیه و پس از آن در کشورهای ترک زبان آسیایی قرار می داد، امروز می توانست از آرای بیشتری در مقابل حزب عدالت و توسعه برخوردار باشد. البته تقویت پایگاه اجتماعی در ترکیه و در میان عموم مردم این کشور، به نوعی به رویکردهای سیاسی و نوع تفکرات اسلام گرایانه این طیف هم بستگی دارد. فتح الله گولن به تبع تفکر اسلام گرایی لیبرال خود و تلاش برای مدرنیزه کردن اسلام، تمایل خود در حوزه سیاست خارجی را بیشتر به غرب معطوف ساخته است. این رویکرد شامل تمایل برای ارتباط با رژیم اسراییل هم می شود. سیاستی که مشخصا در تضاد با سیاست خارجی طیب اردوغان قرار دارد. برخلاف گولن، اردوغان سیاست خارجی خود را بیشتر به سمت شرق معطوف ساخته و برمبنای یک نگاه ایدئولوژیک، سیاست های ضد اسرائیلی را بروز داده است. به این ترتیب، فتح الله گولن با رویکرد خود به سمت غرب و تمایل به پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا، می تواند رای بخشی از جامعه امروزی ترکیه و روشنفکران را بیش از پیش به سمت خود متمایل سازد. در عین حال برای کسب قدرت سیاسی، باید هدف را فراتر از جامعه روشنفکری گذاشت و توجه را به سمت عموم مردم معطوف ساخت. جنبش گولن برای کسب پایگاه سیاسی – اجتماعی در ترکیه راهی جز گردش تمرکز سیاست های تسریع خط فکری خود از برخی جمهوری های ترک زبان آسیایی به مناطق داخلی ترکیه ندارد آن هم در برابر حزب عدالت و توسعه که هم اکنون بیشترین میزان رای را در اختیار دارد. به هر ترتیب قدرت سیاسی اردوغان و گولن بدون شک در آینده سیاسی ترکیه و کشورهای منطقه تاثیرگذار خواهد بود. بدون شک قدرت گرفتن جنبش گولن یا خدمت در حوزه سیاسی ترکیه می تواند بر سطح روابط تعریف شده میان ایران و ترکیه اثر مستقیمی داشته باشد. رویکرد نه چندان خوشبینانه گولن و طرفدارانش به ایران و توسعه روابط با کشور ما، می تواند در سطح روابط منطقه ای اثرگذار باشد. اما نکته اینجاست که به رغم آنکه مخالفان گولن و حزب عدالت و توسعه، معتقدند که پایگاه اجتماعی و مردمی گولن و جنبش طرفدار او در جامعه امروز ترکیه کوچک و محدود است، اما طی سالهای متمادی از این چهره روشنفکر سرشناس اسلام گرا به عنوان رقیبی در عرصه قدرت سیاسی ترکیه نگریسته اند. چهره ای که دامنه طرفدارانش حتی به میان ارتش ترکیه هم کشیده شده است.

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ و ساعت 12:4 |
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم، م . هستم دانشجوی حقوق اساسی۱ 
جزوه مورد بحث را مطالعه کردم اما به نظرم آمد که در مورد چند موضوع نظریات و دیدگاه‌های خودم را بیان کنم: حقوق بشر، آزادی بیان، دمکراسی و توسعه؛ که تک به تک این واژگان بسته به جغرافیای آن سرزمین از تعریف و نحوه رفتار متفاوتی برخوردار هستند؛
 
حقوق بشر: در درجه اول باید تعیین کرد که چه کسی بشر است و چه کسی از حقوق بشر برخوردار است و چه کسی ضد بشر است؟ اگر از دیدگاه انسانی بررسی کنیم، تمامی حیوانات ناطق (بر طبق نظریه معروف فلاسفه یونانی) در حیطه تعریف «بشر» قرار می‌گیرند، فارغ از جنس و مذهب و رنگ و زبان و سایر اختلافات «ظاهری»؛ پس نتیجه می‌گیریم که تمامی این نطق‌کنندگان، بشر هستند و بر اساس فرموده خداوند در قرآن، «جز در تقوا برتری بر یکدیگر ندارند»؛ پس تا به این‌جا مفهوم بشر مشخص شد و چون ما کسی را بر دیگری برتر نمی‌دانیم پس طبیعتاً تمامی مخلوقاتی که از آدم ابوالبشر (ع) زاده شده‌اند از حقوق بشر هم بهره‌مندند اما در این‌جا نکته مبهمی وجود دارد و آن این‌که اگر تمامی آدمیان باهم برابرند پس خود این عبارت «حقوق» بشر قدری بی‌معنا نیست؟ این عبارت تنها زمانی دارای مفهوم می‌شود که فردی از میان همین افراد حریم دیگری را نقض کند و از آن‌جایی که انسان تنها موجود دارای تفکر و اندیشه است و عملاً قدرتمندتر از خودش فقط خودش است، پس کسی جز خود بشر به هم‌نوع خویش آسیب نمی‌رساند پس در واقع همان ضدبشر هم خودش یک «بشر» است و علی‌القاعده وی هم مستحق حقوق بشر است و در تعریف و توضیح و تفسیر و تصویب حقوق بشر باید حقوق «ضد» بشر هم مورد توجه قرار گیرد؛
 
آزادی بیان: به نظر شخصی نگارنده لفظ «آزادی بیان» و جنگ برای به دست آوردن آن به شدت مضحک است، چرا؟ به دلیل این‌که خود همین کلمه به خودی خود بزرگ‌ترین دشمن آزادی بیان است، به عبارتی ما با استفاده از این واژه جلوی هرگونه نقد به خود را می‌گیریم؛ البته لازم به توضیح است که مبحث «توهین» جدای از نقد است و حتی نزدیک‌ترین افراد زندگی یک انسان هم نمی‌توانند تحت هر عنوانی به مخاطب خود توهین کنند که البته همان توهین هم تعاریف متعدد داشته و نیازمند توضیح است که در حوصله این مکتوبه نیست؛ از دیدگاه بنده آزادی بیان به این شرح است که منِ نوعی «حق» دارم اظهار نظر کنم اما صرفاً تا جایی که حریم دیگری (که در بند پیشین صحبتش رفت) را مورد تعرض قرار ندهم، صرفاً تا آن‌جا آزادم بیان کنم و بیش‌تر از آن مستحق مجازات و تحدید (بسته به میزان تجاوز به حریم) هستم؛
 
دمکراسی: به این واژه باید خارج از چارچوب تعاریف کلاسیک و طبقه‌بندی‌شده مرسوم علوم سیاسی نگریست؛ دمکراسی جزء معدود عباراتی است که کشور به کشور و حتی شهر به شهر (و جزئی‌تر هر منطقه از شهر) متفاوت است؛ به عنوان مثال در کشوری مانند سوییس یا آمریکا اگر کسی در مورد «علت» انتخاب فلان شخص برای نمایندگی در مجلس از مخاطبش سوال کند دمکراسی را زیر پا گذاشته زیرا عموم مردم بر این باورند که آزادند هرکه را می‌خواهند انتخاب کنند بدون آن که لازم باشد برای دیگری توضیح دهند ولی در کشوری مانند افغانستان همین که می‌توانند به پای صندوق رأی رفته نام فرد مورد نظرشان را بنویسند، علی‌رغم این‌که می‌دانند احتمال خطای در شمارش (تقلب) بسیار بالاست و از آن مهم‌تر خطر جانی از سوی طالبان برایشان وجود دارد، در همین حد احساس دمکراسی کرده و مسرور می‌شوند؛ و یا جزئی‌تر نگاه کنیم در شهری مثل تهران کاملاً طبیعی است که یک خانواده چهارنفره در انتخابات به چهار فرد متفاوت رأی دهند اما در نقطه دیگری امکان دارد تمامی اعضای یک خانواده دنباله‌روی بزرگ‌تر خود بوده و به هرکه او رأی داد، رأی بدهند و الی آخر؛
 
توسعه: این مورد را از نظر این‌جانب باید باتوجه به تمام موارد قبلی مورد بررسی قرار داد، به این شرح که در جوامع توسعه‌یافته مانند کشورهای اروپای غربی، مفاهیم دمکراسی و آزادی بیان و حقوق بشر، تثبیت شده است و همه این را قبول دارند اما در جوامع در حال «گذار» از «عقب مانده» به «در حال توسعه» و سرانجام «توسعه یافته» این مفاهیم یا به کلی و یا تا حدودی دست‌خوش پایمال شدن قرار می‌گیرند؛ نمونه بارزش را ایران خودمان در دوران رضاشاه پهلوی تجربه کرد که چون کشور در مسیر تغییرات و اصلاحات زیربنایی و بنیادین بود «به ناچار» دمکراسی با خاک یکسان شد، آزادی بیان به آزادی تملق و چاپلوسی مبدل گشت و ابتدایی‌ترین حقوق بشر (پوشش، مناسک مذهبی و...) زیر سوال رفت اما درعوض تأثیراتی به جا گذاشت که تا به امروز پابرجاست، مانند ارتش و دانشگاه و بهبود وضعیت سلامت و اسناد هویتی و... و یا مثال بین‌المللی این موضوع هم سنگاپور است که تمام محدودیت‌ها و سخت‌گیری‌ها از جانب حاکمان بر مردم تحمیل شد تا سرانجام به جایگاه بسیار پویای اقتصادی و توسعه‌یافتگی فعلی برسد؛ به نظر نگارنده تأثیر بسیار عمیق توسعه‌یافتگی بر یک کشور به قدری حائز اهمیت است که به حاشیه رفتن «موقتی» (و نه دائمی) مفاهیم مزبور را توجیه می‌کند.
 
با عرض پوزش بابت تأخیر حادث شده و امیدوارم توانسته باشم منظور نظرم را رسانده باشم، موفق و موید باشید.

 

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 11:19 |

نقدمقاله حقوق بشر                                                                                                         باعرض سلام به استاد اطهری درکل مقاله بسیارجالبی بودواز خواندن ان من به شخصه استفاده کردم ولی این مقاله ازنظرعلمی بالاترازسطح سوادی بنده بود ونقدچنین مطالبی به اطلاعات وسیعتر از سطح سوادی بنده نیازه داره اماطبق فرمایش شما نظرخودمودراین موضوع بازکو میکنم                                                                       دربخش اول این مقاله که درمورده انواع رزیم ومسئله حقوق بشر هست شمادراین بخش ازنظر لینز استفاده کرده اید وطبق این تعریف ( سیستم پادشاهی رادارای کمترین سازکاری بامسئله حقوق بشردانسته اید وصلاحیت ودانش محدود حکمران را تنها مانع  علیه تخلفات حقوقی میدونید )                                                                      بنظرمن نوع سیستم دراجرایی شدن حقوق بشراهمیت چندانی ندارد بلکه نوع نگاه حکومت به حقوق بشر ونحوه اجرا ان درجامعه اهمیت دارد چون ممکنه درسیستم پادشاهی پادشاه ازازافرادلایق درزمینه مختلف درکنارخوداستفاده کند وباعث بهتراجرایی شدن حقوق بشر شود و درمقابل درسیستم دموکراسی ممکنه مراجع رسیدگی به تخلفات حقوقی کارایی کافی رانداشته باشه.......  به همین خاطرمن نوع اجرارومهم میدونم نه نوع سیستم دربقیه مباحث این مقاله هم من بانظرات شما هم عقیده ام                                                                                                                                                                                                                                                                             میلادکوهستانی دانشجو    حقوق اساسی 2         

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در جمعه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 9:45 |
اردوغان و قدرت منطقه‌ای ایران
اسدالله اطهری . استاد دانشگاه

اردوغان و قدرت منطقه‌ای ایران  


سفر رئیس  جمهور ترکیه به ایران، اهداف متعددی را دنبال می‌کند. مسائل  دوحانبه منطقه‌ای و بین‌المللی   از جمله محورهای گفت‌وگوهای ایران و ترکیه خواهد بود. همچنین روابط اقتصادی و خرید نفت و گاز از  ایران توسط ترکیه برای دو کشور دارای اهمیت است. در این سفر دومین جلسه   شورای راهبردی که بین ایران و ترکیه با سفر روحانی به امضا رسیده بود،برگزار خواهد شد. همچنین مسائل سیاسی و امنیتی و تجاری و امور گمرکی و بهداشت در این سفر مطرح خواهند شد.

بی‌تردید اظهارات اخیر اردوغان درباره نقش ایران در سوریه، عراق و یمن بر این سفر سایه انداخته است و موضوع نفوذ ایران و ترکیه در بخش‌هایی از منطقه و چالش‌های سیاست‌های منطقه‌‌ای دو‌کشور، بیش‌از‌پیش مطرح شده است. به‌نظر می‌رسد بزرگ‌ترین مسئله، حمایت ترک‌ها از مخالفان اسد و جبهه النصره است. همچنین ترکیه از حمله عربستان به یمن پشتیبانی کرد اما از یاد نبریم که ترکیه نتوانسته بسیاری از سیاست‌های منطقه‌ای‌اش را به نحو مطلوب پیش ببرد. ترکیه در لیبی مداخله نظامی کرد که وضعیت امروز آن را شاهد هستیم. در مصر، ترکیه با کودتا علیه مرسی مواجه شد. همچنین روندها در تونس برخلاف انتظار ترکیه پیش رفت.

بااین‌حال ترکیه، در کنار ایران و مصر، سه‌کشور منطقه هستند که قدرت طبیعی دارند؛ یعنی قدرت آنها متکی بر تاریخ است و مانند دیگر کشورها مصنوعی نیست. ایران و ترکیه دارای استعداد، قدرت و ظرفیت «هژمون‌شدن» نیز هستند. ایران هرگز تلاش نکرده به حوزه‌های نفوذ ترکیه وارد شود و برعکس، این ترکیه بوده که سعی کرده حوزه‌های نفوذ ایران را، برای مثال در سوریه به چالش بکشد. نکته دیگر این است که حوزه نفوذ ایران طبیعی، غیرنظامی و فرهنگی است. ایران اگر هم در جایی وارد شده، برای برقراری نظم و ثبات بوده است. باید پرسید آیا ترک‌ها ترجیح می‌دهند که سوریه به دست داعش بیفتد؟ چگونه حزب عدالت و توسعه ترکیه که ادعای دموکراتیزاسیون دارد و پیوند  اسلام و دمکراسی  را می‌خواهد می‌تواند با رژیم‌های سلطانی ائتلاف کند؟ به‌هر‌حال در این موارد باید به نقش سیستم مالی عربستان و قطر هم توجه کرد.

 ترکیه مانند پاکستان یا هیچ‌یک از دیگر کشورهای خاورمیانه نیست. نیروهای ناتو در چند‌شهر ترکیه مستقر هستند.این کشور روابط استراتژیک با ترکیه دارد. با رژیم اسرائیل روابط و همکاری دارد. تمامی این موضوعات، ترکیه جدید را شکل می‌دهند و باید آنها را مدنظر قرار داد. ایران و ترکیه از زمان پهلوی اول تا امروز درمجموع همکاری خوبی داشته‌اند. دو کشور تجدد، دولت- ملت‌سازی و دموکراتیزاسیون را باهم آغاز کرده‌اند. مرزهای دو‌کشور در صلح و ثبات بوده است. عضو پیمان‌های سنتو و ارسی دی  و اکو بوده‌اند و درک خوبی هم از یکدیگر دارند.

در زمینه مذاکرات هسته‌ای هم ترکیه با ایران همکاری داشته و گاه میزبان مذاکرات بوده است. وجود برخی اختلافات طبیعی است. در روابط دوجانبه، باوجود اینکه نوع سیستم‌ها متفاوت است و در هر دو‌کشور عواملی هستند که نمی‌خواهند ایران و ترکیه به هم نزدیک شوند، اما درک همسایگی خوب است. ترک‌ها در عمل، همسایگانی بهتر ازاعراب  بوده‌اند. با توجه به پیامدهای تفاهم سیاسی هسته‌ای در سوئیس، سفر اردوغان به تهران اهمیت بیشتری می‌یابد. ترکیه، هم از پیامدهای سیاسی و هم از پیامدهای اقتصادی بیانیه هسته‌ای ایران متاثر خواهد شد. 

با برداشته‌شدن تحریم‌‌ها، ایران دارای شرکای تجاری جدیدی خواهد بود. در شرایط جدیدی که ممکن است توافق هسته‌ای در آینده برای ایران ایجاد کند، ترکیه باید برای تجارت با ایران با اروپائی ها رقابت کند. و این یعنی رقابت با کشورهایی مانند آلمان یا شرکت‌های بین‌المللی. آنکارا از امکان صدور گاز ایران به اروپا از طریق خط لوله در خاک این کشور استقبال خواهد کرد و تداوم روابط حسنه با تهران را خواستار خواهد شد

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۴ و ساعت 14:36 |

وزیر خارجه آمریکا: در نهایت مجبوریم با بشار اسد مذاکره کنیم

  • 15 مارس 2015 - 24 اسفند 1393

جان کری، وزیر خارجه آمریکا گفته است ایالات متحده "در نهایت مجبور است" با بشار اسد، رئیس‌جمهوری سوریه مذاکره کند.

آقای کری که در آستانه چهارمین سالگرد آغاز جنگ داخلی سوریه سخن می‌گفت، بحران این کشور را "یکی از بدترین تراژدی‌هایی" توصیف کرد که بشر تا کنون به چشم دیده است.

به گفته وزیر خارجه آمریکا، با وجود شکست دور قبلی مذاکرات، واشنگتن سعی کرده بشار اسد را به آغاز دوباره گفت‌وگوها ترغیب کند.

جان کری در مصاحبه تلویزیونی با شبکه آمریکایی سی‌بی‌اس گفته است دلیل شکست مذاکرات قبلی این بود که آقای اسد تمایلی به گفت‌وگو نداشت.

ماری هرف، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا با ارائه توضیحات بیشتر درباره اظهارات آقای کری در توییتر نوشته است، تاکید جان کری بر سیاست بلندمدت آمریکا مبنی بر پیش بردن موضوع از طریق مذاکره بوده است و منظور او مذاکره مستقیم با دولت سوریه نیست.

در طول چهار سال گذشته، دولت آمریکا بارها بر کناره‌گیری بشار اسد از ریاست جمهوری سوریه تاکید کرده، تا جایی که باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا تنها راه حل بحران سوریه را کنار رفتن بشار اسد اعلام کرده بود.

تخمین زده می‌شود بیش از ۲۱۵ هزار نفر جان خود را در طول چهار سال جنگ داخلی سوریه از دست داده باشند.

سازمان ملل متحد می‌گوید تقریبا نیمی از مردم سوریه در داخل یا خارج این کشور آواره شده‌اند

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 10:47 |
حاجی به جلوه معشوق که در حیاط خانه اش به او رخ نمود رسید.پروانه وار 7 مرتبه به دورش گردید.این 7 دور طی طریفی 7 وادی عرفان بود.ایستادن در استانه پنجره ای که به نور مطلق گشوده است.این 7 دور 7 پله بود گه بر 7 طبقه اسمان نهاده بودند و حاجی با هر دو طواف گام بر پله بعدی می گذاشت و اکنون در پایان دور هفتم طبقه هفتم اسمانی شد ه و افقی از زلالی محض فرا رویش گسترده است..حالا بر سجاده بال فرشتگان نماز طواف بجای می اوردو با این نماز هستی اش را به پای معشوق می اندازد و سپاس بیکران خویش را از توفیقی که نصیبش کرده است به پیشگاهش عرضه می دارد حالا حاجی فرصتی پیدا می کند تا از فاصله ای دورتر نگاهی به کعبه بیندازد.

جذبه و کشش این مکعب اسطو ره ای نگاه حاجی را به خودش معطوف می کند حالا حاجی کمی به خودش امده است می خواهد از نگاه ل کند اما نمی تواند.پس بیشتر به خودش می اید و در راز این این کشش و جاذبه مسحور کننده کنجکاو می شود .هر چه می نگرد در ان هیچ نشانه ای ظاهری را که می تواند علت این شکوه باشد نمی یابد .بزرگ است اما نه به عرض و طول و ارتفاع بناهایی که در جاهایی دیگر یا همین شهر مکه دیده است .ناگهان در دو نیمکره ذهنش 2 تصویر جان می گیرد.در یک تویر اسمان خراش های در حال ساخت را می بیند که مدرن ترین و غول اسا ترین ابزارهای ابزارهای مکانیکی دور برشان می چرخد.....در تصویر دیگر به قلب تاریخ پرتاب می شود .4هزار سال پیش  ابراهیم و اسماعیل ساخت بنا را  به زحمت و به تنهایی اغاز میکنند  ...در تصاویر دیگر پادشاهان ایران و روم ویونان بناهایی می سازند تا پشتوانه غرورشان باشد مانند تخت جمشید .........حاجی دوباره به کعبه نگاه می کند که همچنان چون کوه سربلند و با شکوه بر فراز تاریخ 4 هزار سال ایستاده است.حاجی با تصاویر از بناهای تاریخی دیگر ان را مقایسه می کند.

چه رازی در این مکتب پنهان است که این چنین مستحکم در مقابل سوانح و اتفاقات هم چنان پایدار و دلخواه و چشم نواز ایستاده است و روز به رو بر جاذبه واقتدارش افزوده می شود..خانه ای که از هر گونه تجمل بری است و در منطقه اب و هوایی خشن قرار دارد  و این خود معجزه ای دیگر است که خداوند اهل بصیرت را به ان فرا می خواند.              حاج سید یوسف اطهری

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در شنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 7:7 |
شنبه ۳ آبان۱۳۹۳ ساعت: 2:32 توسط:رضا اولادی
حضور لابی های قدرتمند یهودی حامی اسرائیل در بخش های سیاسی، اقتصادی و رسانه ای آمریکا آنها را به مهره ای تاثیرگذار در تصمیم گیری های ایالات متحده آمریکا در پشتیبانی از اسرائیل و جهت گیری سیاست خارجی این کشور در حمایت از تل آویو داشته است.
آیپک (کمیته امور عمومی آمریکا-اسرائیل) همان طور که در کتاب "تاثیر آیپک بر کنگره آمریکا علیه ایران" یاد شد به عنوان مهم ترین و قدرتمندترین لابی یهودی حامی اسرائیل در ایالات متحده فعالیت می کند و تاثیر مهم و پررنگی در تصمیم گیری های واشنگتن در حمایت از اسرائیل در حوزه های اقتصادی، فنی، تبلیغاتی و نظامی ایفا می کند.
آیپک به عنوان یکی از قدرتمندترین سازمان ها و نهادهای غیردولتی مستقر در خاک ایالات متحده با ساماندهی مناسب خود و برخورداری از منابع مالی و رسانه ای قابل توجه، تاثیرزیادی بر روی سیاستمداران آمریکا دارد، آنها تقریبا روی هر نقطه حساس و اثرگذار دست گذاشته اند که یکی از مهم ترین آنها کنگره است.
آنها با شیوه های مختلف از جمله حمایت مالی و تبلیغاتی از نامزدهای مورد نظر، برگزاری نشست های متعدد و کمک مالی به نمایندگان و انجام لابی های سطح بالا با اعضای کنگره، نظر این پارلمان را نسبت به مواضع ایپک جلب می کنند از همین رو است که آنها همان طور که در کتاب یاد شده اشاره شد نقش مهمی در اعمال و تشدید تحریم ها علیه ایران داشته اند و از هر کوششی برای نشان دادن ایران به عنوان بزرگترین حامی ترورسیم در جهان و بزرگترین تهدید کننده نظم و امنیت عمومی در جهان فروگذار نبوده اند.
تلاش های لابی صهیونیستی آیپک برای بی نتیجه ماندن توافق هسته ای میان ایران و 1+5 و یا دستیابی به توافقی که مورد خواست اسرائیل است و همچنین تشویق واشنگتن برای به کار گیری از ابزار نظامی علیه ایران به منظور ناتوان ساختن ایران برای ساخت سلاح هسته ای از دیگر اهداف این سازمان لابی گر قدرتمند صهیونیستی است.
+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 19:39 |
سلام دکتر اطهری
نخبگان سیاسی کشور باید ابعاد و مختصات ادبیات دهکده جهانی را در نظر بگیرند که چطور و چگونه توانسته به آرامی در قالب های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و حتی نظامی ساختار ملل های در حال توسعه را دچار شک و تردید کند مقاومت هایی صورت می گیرد که فقط تاخر زمانی ایجاد می کند اما این دوای درد نیست! با یک نگاه ساده می توان دریافت که طبقه متوسط کشورهای در حال توسعه که روز به روز به واسطه حجم کاربردی رسانه ها زایش دارند جلوتر از قوانین حاکمیت هایشان هستند و این واقعیتی است که سد راه آن فقط سیاست ماکیاولی ( قانون قدیم و زور ) می تواند بایستد اما تا به کجا می توان فقط و فقط مقاومت داشت ؟ آیا در فضای مقاومت و محدودیت شاخص ها و تعادل های زیستی جامعه حفظ می شود ؟
 وب سایت   ایمیل
+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ و ساعت 12:51 |