در مورد نوسازی که در فرصت انتخابات  مجلس یا در اثر پیامد ان  همراه با دوستانم  می خواستم انجام دهم برخی  از نیروهای اجتماعی مخالفت و  یا مقاومت می کردند و برخی خنثی بودند.گروهای مخالف عمدتا نیروهای وفادار به سیستم بودند و هر کسی را نزدیک به نظام نمی دانستندو تفسیر خود را از نظام داشتند.. در این میان گروهای مخالف عبارت بودند از..

 

1- دارندگان  و صاحبان قدرت ...انان ابزارهای محکم و پشتوانه‌های قوی برای مقابله و مقاومت داشتند. پایگاه اجتماعی انها نیز قوی بود.

2- حاملان اندیشه های سنتی و نیروهای سنتی . تقریبا سران حاملان اندیشه ای سنتی هیچکدام تمایلی به حمایت از ما نداشتند.انان خواستار تغییر نبودند.انان مخاطرات تغییر را برجسته میکردند.  

3-نخبگان سنتی و سران محلی که در میان مردم نیز محبو بیت داشته و دارند از تجربه  افراد بیشتر حمایت می کردند تا جوانان .در ملاقات با ما  تیم رفرمیستها را به رادیکالسیم متهم می کردند.انان عمدتا بدون رانت محبو بیت بدست اورده بودندو هنوز هم محبوبیت دارند .تالش می تواند به این انسانهای سالم افتخار کند. مانند کدخدا غلام جوادی نژاد ریک.که اینک درگذشته است. برخی از این نخبگان از طریق فرزندان تحصیل کرده خود با ما ارتباط پیدا کردند و از تیم ما حمایت کردند.در دوره جهارم تعداد این نخبگان بسیار اندک بود.

4-رهبران بوروکرت و مدیران که نگران گردش نخبگان بودند.ا نان تبدیل به طبقه شده و از منافع طبقاتی خود دفاع می کنند.

5- تفکر محله گرایی  و منطقه گرایی بجای مناف ملی که ناشی از ان بود که هنوز در ایران در مورد  تحقق ملت -دولت در کجا قرار داریم.

6-مقاومت بورزوازی سنتی .که بزرگترین پشتوانه کاندیداهای رقیب من بودند.انها کمکهای انتخاباتی ارزنده ای به ستادها میکردند.در مقابل از من فقط حاج جهان حمایت میکرد .او در مقابل بازار چه می توانست بکند.در عین حال بورژوازی تازه به دوران رسیده نیز بود.انان در اینده مسیر را عوض خواهند کرد و بسیار تاثیر گذار خواهند بود.

گروه خنثی 

این گروه را نیروهای اجتماعی تشکیل می دادند که معتقد بودند تاثیر گذاری از طریق انتخابات امکان ندارد.بنابر این سکوت را بجای هر گونه رفتار سیاسی مقدم می دانستند.این گروه زیاد تاثیر گذار نبودند ولی تفکر انها بیشتر به کاندیداهای کمک می کرد که خواستار تغییر نبودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در سه شنبه هجدهم آذر 1393 و ساعت 10:41 |
ترکیه؛ گذار مذاکره شده

در سی‌ام جولای، دادگاه قانون اساسی ترکیه به انحلال حزب عدالت و توسعه رأی نداد و مجازات دستگاه رهبری حزب به‌ویژه شهردار سابق استانبول، رجب طیب اردوغان را به تعویق انداخت ولی محتوای حکم دادگاه نشانه اخطاری واضح و آشکار برای حزب عدالت و توسعه بود. 
دادگاه قانون اساسی یادآور شد که حزب AK به مرکزی برای فعالیت‌های ضدسکولار تبدیل شده، درحالی‌که جمهوری ترکیه، جمهوری سکولار است. 
در واقع رأی دادگاه قانون اساسی خطر بالفعل حزب عدالت و توسعه را برای لائیسم در ترکیه مطرح می‌کند. 
به‌راستی چرا حزب عدالت و توسعه در آستانه انحلال قرار گرفت؟ آیا انتخاب عبدالله گل و لایحه پوشش زنان عامل اصلی منازعه میان اقتدارگراها و حزب بود؟ آیا حزب عدالت و توسعه اصول لائیسم و سکولاریسم در جمهوری ترکیه را زیر سئوال برده بود؟ و بالاخره آینده تحولات ترکیه را چگونه می‌توان پیش‌بینی کرد؟
واقعیت متن سیاسی ترکیه نشان می‌دهد که از زمان به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه و به‌ویژه انتخاب عبدالله‌گل به ریاست، منازعه میان کانون‌های قدرت به شکل جدی مطرح و حتی در مرحله اول، منجر به انتخابات زودرس پارلمانی شد و پس از این انتخابات زودرس بود که آقای گل به ریاست جمهوری انتخاب شد. 
سپس آنچه خشم کانون‌های قدرت وابسته به نظم کهن، دولت پادگانی، ارتش و نهادهای سکولار را موجب شد، لایحه حجاب در ترکیه بود؛ جایی که AK با ائتلاف حزب جنبش ملی به آن مبادرت ورزید. دلبستگان نظم کهن این لایحه را سمبل رادیکالیزه شدن جامعه ترکیه و تلاش حزب عدالت و توسعه برای ایجاد دولت تئوکراتیک در ترکیه قلمداد کردند. 
۲ شاخص مذکور، کافی بود که دولت پادگانی علیه دولت محصول جامعه مدنی از منظر حقوقی وارد کارزار شود. هرچند آنان نتوانستند مانع پیروزی عبدالله گل در پارلمان شوند، ولی توانستند لایحه حجاب را به بهانه حفظ سپر عمومی از مذهب، خنثی کنند. 
با این حال به‌نظر می‌رسد، ۲ شاخص مذکور، عامل شتابزا برای برخورد با حزب عدالت و توسعه بوده و واقعیت در جای دیگر نهفته است. 
آیا این واقعیت مورد چالش قرار دادن اصول لائیسم و سکولاریسم در جمهوری ترکیه از سوی حزب عدالت و توسعه بود؟ در اندیشه برخی قضات دادگاه قانون اساسی حزب AK، نظم سکولار ترکیه را مورد تهدید قرار داده و بایستی مجازات شود. 
آنان به‌زعم قضات، دین را در سیاست دخالت داده بودند؛ این درحالی است که رهبری AK حزب را حزبی محافظه‌کار می‌داند. 
در همین زمینه اردوغان می‌گوید: پیش از هر چیز من یک مسلمانم... من در برابر خدا مسئولم، کسی که مرا آفرید و سعی دارم این وظیفه را انجام دهم و البته سعی می‌کنم این وظیفه را به‌دور از مسائل سیاسی و جداگانه انجام دهم. 
او در جای دیگری در مصاحبه با نیویورک‌تایمز گفته بود: یک حزب سیاسی نمی‌تواند طرفدار مذهب باشد و فقط افراد هستند که می‌توانند. 
دین جنبه قدسی دارد که نمی‌توان بنا به دلایل سیاسی آن‌را آلوده ساخت یا حتی از آن به‌نفع مقاصد خود بهره جست. 
این سخنان و اقدامات حزب نشان‌دهنده آن است که محل تحریر نزاع میان ارتش و نهادهای سکولار با AK در جای دیگری نهفته است؟ محل تحریر نزاع، تجربه گذار در ترکیه است که بدان خواهیم پرداخت. قبل از پاسخ به این سئوال، باید یادآور شد که چرا حزب، کودتای قضائی را تجربه نکرد و فقط جریمه تقریباً ۲۰ میلیون دلاری را شاهد بود؟

چرا حزب منحل نشد؟
۱. موفقیت‌های حزب عدالت و توسعه در عرصه داخلی؛ 
۲. در عرصه منطقه‌ای و 
۳. در عرصه بین‌المللی؛ 
در عرصه داخلی اردوغان موفق شد اصلاحات چشمگیری در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی انجام دهد. 
احترام به حقوق بشر، تکیه بر حکومت قانون، ایجاد مؤسسات و نهادهای دمکراتیک، گسترش اقتصاد بازار آزاد، احترام به حقوق اقلیت‌ها به‌ویژه در زمینه کردها (که البته هنوز اقدامات بیشتری لازم است و مخالفت دولت پادگانی هنوز در این زمینه جدی است.) 
محکومیت اعدام و قانون حذف شکنجه در دستور کار حزب، دولت، پارلمان و ریاست جمهوری به‌عنوان نماینده جامعه مدنی قرار دارد. حتی دولت سعی کرد از حضور نمایندگان دولت پادگانی یعنی نظامیان در محیط‌های دانشگاهی جلوگیری به عمل آورد. همین مسئله موجب شد حزب از پایین توسط نوعی جنبش اجتماعی خارج از پارلمان حمایت شود. 
در عرصه منطقه‌ای بهبود روابط با سوریه، گسترش روابط با ایران، حمایت فنی و حقوقی از مبارزات مردم فلسطین و گسترش روابط با دولت مرکزی بغداد را در دستور کار خود وارد سازد. 
حتی حوزه فعالیت خود را در آسیای مرکزی و قفقاز، تشدید سازد. از اقدامات ترکیه در عرصه منطقه‌ای به‌عنوان نقش سازنده یاد می‌شود. هرچند هنوز درمورد عراق و حضور ایالات متحده در این کشور، و به نیات استراتژیک آن در تأثیر منفی بر امنیت ملی ترکیه نگران است. 
در عرصه بین‌المللی، به‌ویژه در رابطه با ایالات متحده و اتحادیه اروپا، موفقیت‌آمیز عمل کرده است. در ارتباط با آمریکا، ترکیه خود را دارای موقعیت ژئوپلیتیک تعریف می‌کند. 
ترکیه در قرن ۲۱ جایگاه خود را تعریف و به نوعی ائتلاف راهبردی با قدرت بزرگ را برای خود برگزیده است تا از این طریق، رقبای قدرتمند خود را در منطقه به رقبای درجه دوم تبدیل کند. 
همچنین از قدرت و نفوذ قدرت بزرگ در مؤسسات مالی و اعتباری دنیا بهره‌برداری می‌کند. 
در عرصه اتحادیه اروپا، ضمن اینکه حمایت سنتی ایالات متحده از ارتش و دولت پادگانی را مشاهده می‌کند، با هدف الحاق به اتحادیه نوعی بالانس قدرت در جامعه سیاسی ترکیه ایجاد می‌کند. 
همچنین با رعایت استانداردهای اروپایی و مصوب در کپنهاگ، جامعه ترکیه را جهت توسعه، پیشرفت و ترقی هدایت می‌کند. آزادی بیان، آزادی مطبوعات، نظارت شهروندان بر نظامیان، شفافیت مسائل مالی و مبارزه با نومنکلاتورا در جامعه ترکیه یادآور فشار از بیرون و اصلاح از درون است. این کشور حتی سعی می‌کند خود را دالان انرژی معرفی کند و در همین زمینه نیز عمل می‌کند. 
به این ترتیب رهبران AK ضمن موفقیت در این عرصه‌ها، از نوعی حمایت داخلی با افزایش پایگاه اجتماعی، منطقه‌ای و بین‌المللی روبه‌رو شدند که برخورد مقامات قضائی با رهبران حزب را دشوار ساخت. 
با توضیحات مذکور مشخص می‌شود که مشکل اصلی جامعه سیاسی‌ ترکیه، روابط دولت – جامعه یا روابط نظامی – مدنی در دوره‌گذار است. هر یک از طرفین با آرایش نیروها سعی در حل مشکل دو دولت یا حاکمیت دوگانه دارند و هر دو دولت از حامیان بین‌المللی برای مبارزه با یکدیگر نیز برخوردارند. 
کانون‌های قدرت ترکیه از جمله ارتش، نهادهای سکولار، قضات عالی‌رتبه، نومنکلاتورا، توسیعاد و از طرف دیگر نهادهای مدنی، در عصر‌گذار ترکیه ضمن مسئولیت ملی، زمانی که حوزه‌های قدرت آنها مخدوش می‌شود، به مبارزه برمی‌خیزند. آمریکا و اتحادیه اروپا نیز در این زمینه نقش ویژه خود را ایفا می‌نمایند. 
معلوم نیست که ترکیه از اسپانیا تجربه خواهد گرفت، یا شیلی ۱۹۷۹ یا برزیل ۱۹۸۵-۱۹۸۸ آنچه مسلم است این است که ترکیه از تجربه کنیای سال گذشته عبور کرده و به نحوی از انحاء به‌نظر می‌رسد تجربه اسپانیا را در پیش روی خود دارد. 
‌گذار از فرانکویسم به دمکراسی – آثار موجود در ترکیه، یعنی ظهور نخبگان اصلاح‌طلب درون رژیم اقتدارگرا، استفاده از نهادها و قانون اساسی نظام آتاتورکیستی برای ایجاد دمکراسی، ظهور دمکراسی پارلمانی و عوامل بین‌المللی شباهت این 2 کشور را در مرحله‌گذار نشان می‌دهد. 
باید به حزب عدالت و توسعه یادآور شد که فرایند اصلاحات اجبارا با حفظ وضع موجود قانونی، نهادی یا قانون اساسی آتاتورکیستی انجام خواهد شد. 
وجود نوعی پیمان میان ۲ دولت، مانور دادن و معامله‌کردن پشت درهای بسته، اصلاحات درون پارلمانی، تایید آن به وسیله همه‌پرسی مذاکره با اپوزیسیون، مذاکرات میان میانه‌روها در درون رژیم اقتدارگرا و میانه‌روها در درون اپوزیسیون، ‌گذار ترکیه را صلح‌آمیز خواهد ساخت. 
باید دید شهردار سابق استانبول کدام راه را برمی‌گزیند، ولی امیدواریم دولت به‌عنوان یک مؤسسه فرهنگی فرو کاسته نشود که تجربه تلخی از رفرم را برای وی یادآور خواهد کرد. 
فروکاسته شدن به دولت به معنای مؤسسه فرهنگی یعنی خروج یا اخراج از حاکمیت. مردم ترکیه منتظرند شهردار سابق استانبول شیوه‌ای رئالیسم را برگزیند. 
آینده ترکیه به فهم کانون‌های قدرت ترکیه از منافع ملی این کشور بستگی خواهد داشت. 
عدم‌کودتای قضائی، خویشتنداری ارتش و عدم‌استفاده از بسیج اجتماعی خیابانی و عدم‌تبدیل دولت، محصول جامعه مدنی به دولت پوپولیستی، نوید نوعی‌گذار مذاکره موفق را نشان می‌دهد، اما آیا این درک کوتاه‌مدت، میان‌مدت یا درازمدت خواهد بود؟
پاسخ به این سؤال را نخبگان ترکیه و نهادهای مدنی ترکیه خواهند داد. اگر امروز نه حزب عدالت و توسعه و نه ارتش، بلکه ترکیه پیروز شد، چرا این تاریخ تکرار نگردد!

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در سه شنبه هجدهم آذر 1393 و ساعت 0:4 |

وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری

 

دانشکده علوم اجتماعی

گروه علوم سیاسی

عنوان پایان نامه / رساله

عوامل موثر بر روابط ایران و ترکیه بعد از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه(2002-20013)

پایان نامه / رساله برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی

نام دانشجو :

رحیم کاظمی

استاد راهنما :

دکتر دکتر یحیی فوزی

استاد مشاور:

دکتر حاکم قاسمی

ماه و سال تنظیم:

اسفند 1392

 

به نام خداوند جان و خرد

جلسه دفاع از پایان نامه اینجانب با موضوع «عوامل موثر بر روابط ایران و ترکیه بعد از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه (2002تا 2013). در تاریخ 12/12/ 93برگزار شد و با نمره عالی 19 بدون احتساب یک نمره مقاله علمی پژوهشی دفاع گردید. بدین وسیله از جناب آقای دکتر یحیی فوزی استاد راهنمام و دکتر قاسمی استاد مشاورم که برایم زحمت کشیدند تشکر می کنم.

علاوه بر این عزیزان اساتید دیگری هم در گردآوری منابع و نوشتن پایان نامه به بنده مشاوره دادند و کمک کردند که جا دارد از این عزیزان هم تشکر کنم.

استاد  دکتر سید عباس هاشمی عضو هیأت علمی دانشگاه بین المللی امام خمینی. دکتر روح الله بیات معاون اموربین الملل دانشگاه امام خمینی، استا د دکتر  میر قاسم بنی هاشمی عضو مرکز مطالعات راهبردی . استاد دکتر  سید اسدالله اطهری رئیس گروه ترکیه شناسی مرکز مطالعات استراتژیک. دکتر پورپاشا. استاد نصیرزاده بکرآباد. وآقای قلی پور مسئول کتابخانه عمومی ورزقان از همه این عزیزان کمال تشکر را دارم.

همچنین جا دارد از دوستان خوبم که تو ارائه این پایان نامه به بنده کمک کردند کمال تشکر را داشته باشم ارکین شاهینر و جیهون از ترکیه ُ اسماعیل زمانلی از آذربایجان(فرهاد محمدی. امین طالبی.علیرضا انصاریار. احد اباشی، مهدی بیگدلو ُ محمد ندری و تمامی دوستانی که زحمت کشیدند و تشریف آوردن برای جلسه دفاع از پایان نامه.

+ نوشته شده در  چ
+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در دوشنبه هفدهم آذر 1393 و ساعت 23:57 |
 
شنبه 15 آذر1393 ساعت: 16:9 توسط:فرزندتالش -بخش دوم
درسته سعادت بشر در گرو آزاديهاي مدني نهفته است و ما ميتونيم به جامعه النبي هم برسيم ولي دراينجا و با اين شرايط؟ يكي از مسائل هميشگي جامعه روشنفكري كه خود من هم به نوعي جزء يا حداقل موافق اين گروه هستم اينه كه بيشتر در فضاي تئوري صحبت ميكنند و كمتر نتايج ملموس و برنامه هاي كاربردي ارائه ميكنند. شما در سازمان اگه استراتژي هاي خود را نتواني با برنامه ريزي درست به عملكرد افراد متصل بكني، هرگز نميتوني عملكرد سازمان را ارتقاء بدي .. چون استراتژي بايد به اهداف فردي شكسته بشه و همه بدونن در چه مسيري حركت ميكنند. اونوقت ميشه ادعا كرد سازمان در مسير استراتژيك حركت ميكنه. جامعه هم همينطوره. همه تالشان بايد حس كنند كه نياز به تغيير دارن. بايد بدونن كه آينده خود و فرزندانشان كاملا وابسته به تغييره. بايد آينده بعد از تغيير برايشان ترسيم بشه اما توسط كي؟ آيا نياز به يك رهبر اجتماعي داريم؟ در ادعا كردن كه ماشالله همه فيلسوف هستند و تو تالش با هركي صحبت ميكنيم خودشو يك سياستمدار قهار ميدونه و فكر ميكنه همه تحولات سياسي و وقايع، همونيه كه اخبار شبكه يك پخش ميكنه. حالا تو اين جامعه پرمدعا ، ادعا كردن خيلي سخت و خطرناكه. نميدونم ميتونم منظورم برسونم يا نه. بنظرم ابتدا بايد يك كمپين راه انداخت و عده اي همفكر كه حرف همديگه را بفهمند دور هم جمع كرد و بعد بصورت يك نهاد غير دولتي خودگردان به كمك دولت در منطقه رفت. در اين راه همراه كردن توده ها بسيار سخت تراز همراه كردن مسوولين خواهد بود. شايد مدل سيد جمال الدين اسدآبادي و شاگردش عبده دراينجا محل بحث باشه. حال جناب دكتر اطهري عزيز شايد براي اين نوع از مشكلات راه حلي پيشنهاد نمايند ولي همين كه باب اين مباحث باز شده خيلي خوبه.
+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در شنبه پانزدهم آذر 1393 و ساعت 21:49 |
شنبه 15 آذر1393 ساعت: 16:8 توسط:فرزند تالش- بخش اول
مطالب شما را تاييد ميكنم ولي همه اينها در يك بستر مهيا قابليت طرح دارد.در تالش ما هنوز مساله را درك نكرده به دنبال ادبيات موضوع وتحليل ميگرديم. طبيعتا هرچه سطح سواد و مباحث علمي بيشتر باشه حداقل سطح تصميمات و موضوعات هم بالاتر ميره و در اين شكي نيست. ولي از طرفي مخاطبان ما در تالش اكثرا عامه مردم هستند كه اصولا با دغدغه هاي جنس تحصيل كرده و علمي لزوما آشنا نيستند و همه فرهيختگي شان در محور تيتر هاي اخبار صدا و سيما و تحليل هاي به نوعي قهوه خانه اي موج ميزنه. در چنين فضايي اولا بايد اهدافي از سوي فرهيختگان تدوين بشه. حالا اين فرهيختگان توسط چه كسي يا نهادي فراخوان شده و بر چه مكانيزمي پايه هاي علمي و تئوريهاي خود را بنا خواهند كرد بماند. بعدا بايد يك استراتژي مشخص از سوي اين گروه براي رسيدن به آن اهداف مشخص بشه. بعد هم طبيعاتا برنامه هاي اجراي ان استراتژي ها و مصاديق عيني در سطح جامعه معلوم شده و افراد مربوط جهت اجراي سياستها شناسايي و به كار گرفته بشن. همه اينها در فضاي تئوري قابل طرحه. اما در عمل افراديكه شايستگي مديريت موفق در كار اجرا داشته باشند من به شخصه در اين جماعت موجود نميبينم يا دست كم خيلي محدود هستند. مگر اينكه افراد كوچ كرده از تالش كه در حال حاضر در پستهاي اجرايي مختلف از صنعت گرفته تا نهادهاي دولتي فعاليت دارند بيان وسط و بخان كاري بكنن. از همه مهمتر اينه كه بستر لازم فراهم بشه. آقاي دكتر در جايي نوشتند كه اگر شده به زور بايد دمكراسي را اورد و پياده كرد ولي هر چيزي قيمتي داره و بايد ارزش اين كار سنجيده بشه و نتايج هم بصورت كمي مشخص بشه
+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در شنبه پانزدهم آذر 1393 و ساعت 21:44 |

چهارشنبه 12 آذر1393 ساعت: 10:49توسط:علی
با سلام و احترام به جناب دکتر اطهری
دوست عزیز ،فرزندتالش
بنده میگویم :جانا سخن از زبان ما میگویی.
از نحوه بیان و چگونگی عنوان کردن نظرات مشخص است که برای تالش عزیز دلسوز هستید اما فرزند برومند تالش،اگر تحصیل کرده های ما،اساتید ما،بزرگان ما،مفاخر ما همچون .....رجال تالش برای آبادانی و محرومیت زدایی پیش قدم نشوند،ما از غریبه ای که برای شهر و دیار ما نقشه میکشد تا بدین وسیله به خواسته های خود برسد،چه انتظاری داشته باشیم.به عقیده بنده اساتید تحصیل کرده .....باید باشند تا این سنت بیهوده که تالشی به تابلو،بنر،کارناوال تبلیغاتی شلوغ و .... رای میدهد،شکسته شود.
درمورد تغییر چندین ,.... این ها همه حکایت از بی برنامه گی و بی کفایتی ......دارد و عامه مردم اعمال نفوذی در این مورد ندارند.در ضمن راجع به برنامه مکتوب و شعار تبلیغاتی نیز عارضم،ما در بین کاندیداهای دوره نهم داشتیم افراد فرهیخته و بلند نظری که علی رغم ندادن وعده و شعار ،برنامه های چهارساله اش را مکتوب در اختیار شهروندان قرار داده بود.واما حرف آخر:
همین شخصیت های علمی و معتبر باید افتخار کنند که برای آبادانی تالش پای به این عرصه خطیر بگذارند زیرا همین مردم چشم به راه این بزرگ مردان هستند.
در ضمن یادم نرود به گفته امام (ره):مردم ولی نعمت ما هستند
+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در شنبه پانزدهم آذر 1393 و ساعت 14:40 |
محورهای سخنرانی ام در  چارچوب پروژه روشنگری بود.من تحت تاثیر درس های دکتر رضوی در در دانشکده حفوف و علوم سیاسی دانشگاه تهران بودم .

در دوره ما فاصله علمی دانشجویان با  یکدیگر زیاد نبود . بعد دانشجویان سهمیه نیز بیشتر شدند. انان علیرغم اینکه از تسهیلات ویژه ای ی  برای قبولی برخوردار بودندولی وضعیت علمی شان متفاوت بود.انان بیشتر ایدئولوژیک فکر می کردند.,بسیاری از انها اکنون در سراسر دانشگاه هااز موقعیت خوبی برخوردارند.

 به هر حال تحت تاثیر مکتب دانشگاه تهران برنامه ام این بود که بایستی با ایده و تفکر اغاز کرد.بنا براین گزاره اگر تفکر مردم تحت تاثیر قرار  گیردمی توان کشور و منطقه را ساخت در دستور کار قرار گرفت.

نیروی اجتماعی حامل این پیام نیز طبقه متوسط بود.تحصیل کرده ها هم در خانه ما این وظیفه را به عهده گرفتند و در سراسر منطقه با ساماندهی پخش شدند.فرماندهی را نیز خود به عهده گرفتند.انان در منطقه خود تیمی تشکیل دادند.و وظایف روشنگری را به عهده گرفتند.طبقه ای که با پایان اندکی سخت گیریهای ایدئو لوژیک در دانشگاه های ایران مشغول به تحصیل بودند. برخی از دانشجوهای دانشگاه گیلان نیز به من کمک کردند.با این دانشجوها در زمان تدریس در دانشکده ادبیات و علوم انسانی گیلان اشنا شده بودم. واقعیت این بود که به دنبال حرکت دانشجویی در منطقه بودم.  

بر اورد تئوریک از شرایط نظام بین الملل و مسائل داخلی ایران و وضعیت منطقه تالش بزرگ

برای خدمت به مردم کاندیداها بایستی نسبت به  مسائل بین المللی و داخلی و منطقه مورد نظر خود اگاهی داشته با شند.از دید ما نظام بین المللی نیز از نظام دو قطبی به تک قطب از نظر نظامی و چند قطبی از منظر اقتصادی در حال گذار بود.همچنین مفهوم جهانی شدن به ادبیات روز تبدیل شده بود. 

 درعرصه ملی دولتی به ظاهر تکنوکرات حاکم بود. در زمینه فکری چپ های غیر مذهبی با  توجه به فروپاشی امپراتوری شوروی در بن بست تئوریک و در حال باز سازی خود بودند. و در حال بازسا .تفکر روشنفکری دینی در حال گسترش بود و در تهران ما شاهد بحث های روشنفکر ی داوری در مقابل روشنفکری دینی بودیم. تفکر توسعه اقتصادی نیز توسط  طرفداران دولت مطرح می شد.خوب ما د ر این میان چه راهی داشتیم ؟ تفکر ما جامعه مدنی و توسعه سیاسی بود . این شعار را روزنامه جمهوری اسلامی ان زمان با عکس چاپ کرد.این شعار رااینجا خواهیم گذاشت. کسی که برای چاپ ان اقدام کرد اخیرا سمت گرفته است.

شر ایط منطقه نیز با توجه به کار معلمی که کرده بودم و حضور 6 ماهه در فرمانداری هشتپر به  من کمک کرد تا بیشتر دردهای مردم را  بدانم.برای اولین بار د ر منطقه سه دسته الیت را جمع کردم. الف.بوروکراتها و ب.پزشکان و ج.اساتید دانشگاه و متخصصین و معلمها و دبیران و داشجویان  

فرماندار وقت  هدف را پرسید.او از سوی اقای میر غفاری حمایت می شد.چون اقای میر غفاری نماینده مجلس بود..در دسته بوروکراتها اسلام گرایان هم حضور داشتند.در مورد پزشکان اندیشه ما  ایجاد وگسترش در مانگاه ها بود .بنا بر این پزشکان را  نیز به فرمانداری فراخواندم.غالب پزشکان از جمله دکر طاهری  خوب صحبت کرد.. و اتفاقا در تالش درمانگاه های به سبک جدید پدید امد که البته همه بخاطر این جلسه نبود این جلسات فقط کمک فکری بود.و در مورد اساتید تالشی  دانشگاه در ارائه لیست اقای دکتر رهنمایی کمک کرد.در این جلسه ما برای اولین بار اساتید دانشگاه ودبیران و دانشجویا ن  را بدون ادغام در قدرت جهت مشورت فرا خو اندم. برخی از این اساتید عبارت بودند از .1-دکتر محمد تقی هنمایی.2- دکتر نظامی3-.میر مجلسی.فوق لیسانس جغرافیا و زبان 4-اقای میر فضلی .5-دکتر .....6- میر فضلی 7 -خانم یزدانی 8- خانم اذرنیا 9- اقای امیر انتخابی و....که باید به صورت جلسه ها برگردم...

علاوه بر این به منازل برخی اشخاص نیاز مند می رفتیم.یا بازدیدی از برخی مکانهای خاص مانند بیمارستان داشتیم.ادامه این کارها انتفال از اموزش و پرورش به وزارت کشور را می طلبید. رئیس اموزش و پرورش و فرماندار  در خانه فرماندار وقت که ان زمان در حیاط فرمانداری بود جلسه تشکیل دادند.وقتی با انتقال من به وزارت کشور مخالفت شد مجبور شدم کار را رها کنم.ان موقع ئیس اموزش و پرورش شخص محترمی به نام اقای  زینعلی بود.البته نامه نگاریها علیه من وجود داشت که در منطقه ما امر معمولی است ..سه نفر بیشتر نبودند.یکی بعدهابه قول خودش بخاطر ترس  از خدا به من  اعتراف کرد. 

مرحوم جناب اقای اکرامی شهرار وقت که به دلیل بیماری سرطان درگذشت از من خواست به شهرداری بپیوندم و به وی کمک کنم ولی نپذیرفتم و از وی تشکر کردم چون شهرداری تخصص خاص خود را می طلبید..

به هر حال فکر می کردم کشتی به گل نشسته تالش را از طریق علم و عالمان می توان نجات داد.همچنین علم ر ا وسیله رهایی از تعصب و نجات انسانهای منطقه می دانستم.حالا از طریق وزارت کشور نه از طریق  نمایندگی جامعه مدنی

محورهای های سخنرانی در منطقه

.1-از نظر بین المللی با توجه به فروپاشی امپراتوری شوروی و اصلاحات چین توسط دنگ شیائو پینگ شرایط کشور را یاد اور شدم.در ماسال و شاندرمن به زبان ساده از جنبش بگذار تا صد گل شکوفا شود که در چین اتفاق افتاد  صحبت کردم. در دو  سخنرانی دیگر جهانی شدن و توسعه ونظریه مک لوهان بدون اشاره مستقیم به نام وی بحث شد.بر ای اولین بار در ماسال مفهوم اینترنت را توضیح دادم.سلمانی تذکر داد که بابا اینجا دانشگاه نیست.

2-در در منطقه رضوانشهر و پونل مفهو م پروگرس را به زبان محلی باز و نقش نیروهای طبقه متوسط در توسعه منطقه ای را یاد اور شدم.

3-در هشتپر اشاره مستقیم به نقش دولت در توسعه و اهمیت جامعه مدنی را بحث کردم.ستایش یقه ابی ها و  حالت نامحسوس مدیریت بر  یقه سفیدها 

4-و از جوکندان تا ویزنه مفهوم نقش نخبگان در توسعه را تو ضیح می دادم..

سخنرانی ما در ماسال در میدان در کنار مزار قهرمانان جنگ بود.در فیلم برداری ان روز در فیلم دیده می شود که من ابتدا نسبت به ان جوانان ادای احترام می کنم سپس پیش سخنران حرفهای خود را اغاز می کند و بعد من سخنرانی می کنم.

هر چند یکی از کاندیداها سعی می کرد وحشت بیافریند ولی استقبال از سخنرانی عالی بود.این کاندیدا در دوره های بعد پیروز شد و تالش را چند سال عقب برد.

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در جمعه چهاردهم آذر 1393 و ساعت 10:48 |
پنجشنبه 13 آذر1393 ساعت: 19:1 توسط:مجتبی حیدری
با عرض سلام وادب جناب دکتر اطهری
اینجا طالش است وبعد از گذشت چندین سال هنوز اکثر مردمانش از فقر رنج میبرند اینجا طالش است شهری با مردمانی سرشار از احساس وفرهنگ هنوز هم فقر در ایتجا بیداد میکند اوضاع تغییری نکرده وذهن مردم هم همچنان از سنت های قبلی تبعیت میکند در ایام انتخابات من نوجوانی بودم که حق رای نداشتم ولی از این همه تعصب مردم نسبت به یک نفر تعجب میکردم .
نماینده ی من کسی است درد ورنج همکلاسی من که فقر به استخوانش رسیده بود را میفهمد نماینده ی محبوب من در کوچه پس کوچه های همین شهر بزرگ شده ودرد ها وآلام مردم را چشیده وبرای آن شب ها وروزها به فکر نشسته است.نماینده ی من از درد تبعیض اندوهگین است. نماینده من به خاطر رنج های این قوم مغموم رنجها برده . اینج طالش است دیاری که مردمانش امیر کبیر راکج فهمیده اند چون امیر کبیر اصلاح نمود ساختار غلط زمانه را وکوتاه نمود دست طمعکاران را ولی امیر کبیر خودساخته مردمان من اینگونه نبود امیر کبیر مردم من به فکر آگاهی مرم نبود کاش میشد نام امیر کبیر را عوض کرد چون امیر از جهل و فقر و نآگاهی مردمانش رنج میبرد کاش میشد امیر کبیر دوباره بیاید وبا جهل مردمان من بجنگد... .
 وب سایت   ایمیل
+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در جمعه چهاردهم آذر 1393 و ساعت 1:1 |
سه شنبه 11 آذر1393 ساعت: 9:50 توسط:سيدمجيد
سلام بر دكتر عزيز و دوست داشتني
خيلي خوشحالم كه به نوشتن خاطرات دوران حضور در انتخابات پرداختيد. به نوعي تداعي گر خاطرات خود ما نيز شد. لطفا اگه عكس هايي هم از آن زمان در اختيار داريد آپلود كنيد تا بيشتر حال و هواي آن روزها احساس شود. با آرزوي بهترين ها براي شما و خانواده محترمتا

سلام

بزودی برخی عکسها را ارائه می کنیم.

 

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در چهارشنبه دوازدهم آذر 1393 و ساعت 21:44 |
سه شنبه 11 آذر1393 ساعت: 9:50 توسط:سيدمجيد
سلام بر دكتر عزيز و دوست داشتني
خيلي خوشحالم كه به نوشتن خاطرات دوران حضور در انتخابات پرداختيد. به نوعي تداعي گر خاطرات خود ما نيز شد. لطفا اگه عكس هايي هم از آن زمان در اختيار داريد آپلود كنيد تا بيشتر حال و هواي آن روزها احساس شود. با آرزوي بهترين ها براي شما و خانواده محترمتا

سلام

بزودی برخی عکسها را ارائه می کنیم.

 

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در چهارشنبه دوازدهم آذر 1393 و ساعت 21:44 |