سلام و آرزوی قبولی عبادات در ماه مبارک 
جناب آقای دکتر اطهری عزیز
به نظر شما ما در شناخت گروههای تکفیری و اسلامگرا
که امروز در نقاط مختلف دنیا فعال هستند دچار خلا و نقصان نیستیم؟
+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در جمعه نهم آبان 1393 و ساعت 21:26 |
ضمن عرض سلام و خسته نباشی و قبولی عبادات شما استاد گرانقدر.
بنده به عنوان توریسم به مدت 20 روز در کشور ترکیه و در شهرهای مختلف  آن اقامت اقامت داشتم که  آگاهی دو چندانی نسبت به این کشور پیدا نمودم و سعی میکنم در اولین فرصت آموخته ها و دیده هایم را برایتان نگارش و ارسال نمایم
+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در جمعه نهم آبان 1393 و ساعت 20:46 |
+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در جمعه نهم آبان 1393 و ساعت 20:41 |

نام خداوند مهربان

آقاي دكتر اطهري با سلام وخسته نباشيد خدمت حضرتعالي

بنده با اطلاعات كمي كه دارم كتاب را مطالعه كرده وديدم كه ازلحاظ محتوا بسيار غني بوده و بدون شك يكي از بهترين كتابهايي است كه درزمينه تاثير آيپك درآمريكا نوشته شده است وبنظر مي رسد اگر زمينه هاي تاثير عوامل ديگر برخورد آيپك نيز مورد بحث قرار مي گرفت خيلي زيباتر بنظرمي رسيد وتاثيرات آيپك برمذاكرات هسته اي بيشتر مورد بحث قرار مي گرفت برعمق كار بيشتر افزوده ميشد .ونيز نقش ايرانيان مقيم خارج ازكشور مورد كنكاش قرار مي گرفت . وتاثير آيپك برتصميمات اوباما درمذاكرات هسته اي با ايران مورد بررسي قرار مي گرفت.درذيل چند روش براي بي اثر كردن تلاش آيپك پيشنهاد مي شود :

1-همكاري ايران با امريكا براي ازبين بردن گروه داعش

2-استفاده ايران ازرسانه هاو تبليغات عليه اسرائيل و آمريكابه طور منطقي

3-ايجاد سازمانهاي غيردولتي درايران دقيقا مثل آيپك

4-برقراري ارتباط نزديك دولت با سرمايه داران مقيم خارج از كشور

5-برقراري رابطه مجدد ديپلماتيك بين ايران وآمريكابا رويكردي جديد  ومنطقي ، به دور از هرگونه حاشيه سياسي

6-نفي تروريست و تبري جوئيدن از تروريسم وفعاليتهاي تروريستي

  

باتشكر

سيامك جمشيدي
+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در سه شنبه ششم آبان 1393 و ساعت 8:20 |
اسلام.
پیشنهادی برای لحاظ نمودن درنشربعدی کتاب 'تاثیرآیپک بر کنگره آمریکا علیه ایران' :
دراین زمان که سیاست خارجه آمریکاازکمیته هایی همانند آیپک متاثر است ویهودیان ثروتمند ساکن خیابان وال استریت واسراییل که با استفاده از ثروت و لابی گری درانتخابات آمریکا وسیاست خارجه این کشور تاثیرمی گذارند،ماهم می توانیم بانرمش قهرمانانه وسیاست جاذبه وباحفظ استقلال واصول عزت وحکمت ودرایت خاص،ازنخبگان کشورمان که هم ازنظرعلمی وهم ازنظرمادی درآمریکا حرفی برای گفتن دارند،جذب نماییم ویک نهادی موازی آیپک وحتی قوی ترازآن تاسیس نماییم تا بتوانیم سیاست های کثیف ومقرضانه آنها را خنثی نماییم .
'حسین نوروزی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در دوشنبه پنجم آبان 1393 و ساعت 20:26 |

نقد کتاب تاثیرآیپک بر کنگره آمریکا علیه ایران

باسلام وعرض خسته نباشید محضر استاد گرانقدر
نقد مربوط به کتاب تاثیر آیپک بر کنگره آمریکا علیه ایران مربوط به درس بررسی تطبیقی سیاست خارجی آمریکاوشوروی،  برایتان ارسال می گردد

 ابتدا باید در رابطه باموضوع انتخاب شده جهت کتاب مورد نظر ،عنوان کنم موضوع انخاب شده باتوجه نقش گروههای تاثیر گذاردر سیاست کشورها اعم ازداخلی وخارجی بسیار حائز اهمیت می باشد .زیرا به طور اخص در سیاست خارجی تا گروههای فشار وحوزه نفوذ مورد شناسایی قرار نگیرد از تحلیل وتبیین موضوع دربخشهای انگیزه،کارکردودامنه تاثیر گذاری وتاثیر پذیری ناتوان خواهیم بود.

با چنین رویکردی نقش کمیته امور عمومی امریکاو اسرائیل(آیپک)بسیار حائز اهمیت ومورد توجه قرار خواهد گرفت.

در نگاه کلی باید گفت که کتاب دارای آغازی هدفمند برپایه روشی علمی وتئوریک وبه ترتیب با تعریف مولفه های مورد طرح به سراغ اهداف ،انگیزها،شناسایی بخشهاوروند شکل دهی محتوائی می رود.

 ولی آنچه راکه می توان درچارچوب مبحث نگارشی ومحتوایی کتاب در قالب نقد بیان داشت به ترتیب زیر اشاره می نمایم:

1-از صفحه86که به موضوع تاثیرپذیری های کنگره می پردارد به یکباره با عنوان((دومین حمله لیبرمن...))اصلا توضیح نمی دهد که لیبرمن کیست؟وموضوع از کجا وچگونه وبا چه رابطه ای آغاز گردیده، هرچند که دو پاراگراف بعد اورا به عنوان استاد علوم سیاسی معرفی می نماید. ولی به نظر می رسد که باید شروع صفحه وپاراگراف با تبیین یایک جمله خبری بدون اسم آغاز می گردید تا بتوان مطلب را بصورت کاملتری به خواننده انتقال دهد.ازسوی دیگر همین روند تا پایان ص92 به یک سری از مطالب می پردازد که خواننده کتاب رابه سردرگمی مفرط وبدون نتیجه گیری مشخص دچار می نماید.

2-در ص51 باعنوان آیپک وجاسوسی برای اسرائیل/مطلب بسیارمناسب مورد پردازش وتشریح قرار گرفته است ولی در ادامه موضوع از پاراگراف دوم صفحه52 تا پایان ص60 دیگر مطالب به صورت یک داستان شکل گرفته است وذهن مخاطب را از یک تحلیگرمسائل سیاسی درحوزه روابط بین الملل به یک جوان کنجکاووعاشق کتابهای پلیسی تقلیل می دهد

3-پارگراف دوم ص68که به موضوع نحوه انتخاب سناتورها می پردازذ به یک مرتبه جمله ناقص می ماندودرادامه به نحوه اداره جلسات سنا که توسط معاون اول است را توضیح می دهد(دوموضوع به یکدیگر متصل نیستند)

4-پاراگراف آخر ص50وپارگراف دوم ص105یک موضوع بایک مطلب یکسان که دو بار تکرار گردیده است

5-در ص103با عنوان لابی اسرائیل وآزادی بیان:اشاره به گزارش مستند میر شایمرو استفان ولت دارد در صورتی که باذکر درص100 هنوزتوضیح داده نشده که گزارش مورد نظر چیست واین اشخاص دارای    چه مسولیتی در نظام سیاسی آمریکا بوده اندویا پژوهشگرو محقق هستند.سپس در پارگراف دوم همان صفحه به آن پرداخته شده است که درهمین آغاز پاراگراف جمله درست ویرایش نگردیده

 

دانشگاههای هاروارد وشیکاگو از دفاع((از))این دو استاد دانشگاه خوداری کرد))

 

-از نظر غلط گیری ،کتاب نیاز به ویرایش نگارشی دارد.بطور نمونه ص133/47/446

7- درص188 پیشنهاداتی در رابطه مقابله با تحریم واعمال فشار های آمریکا ونقش اسرائیل ارائه

گردیده ولی با توجه به پیشنهادات مناسب نوع ابزاروچگونگی دستیابی به پیشنهادات را بیان ننموده است.

مسعود رحیم زاده

 

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در یکشنبه چهارم آبان 1393 و ساعت 23:1 |

نقد کتاب تاثیرآیپک بر کنگره آمریکا علیه ایران

 ابتدا باید در رابطه باموضوع انتخاب شده جهت کتاب مورد نظر ،عنوان کنم موضوع انخاب شده باتوجه نقش گروههای تاثیر گذاردر سیاست کشورها اعم ازداخلی وخارجی بسیار حائز اهمیت می باشد .زیرا به طور اخص در سیاست خارجی تا گروههای فشار وحوزه نفوذ مورد شناسایی قرار نگیرد از تحلیل وتبیین موضوع دربخشهای انگیزه،کارکردودامنه تاثیر گذاری وتاثیر پذیری ناتوان خواهیم بود.

با چنین رویکردی نقش کمیته امور عمومی امریکاو اسرائیل(آیپک)بسیار حائز اهمیت ومورد توجه قرار خواهد گرفت.

در نگاه کلی باید گفت که کتاب دارای آغازی هدفمند برپایه روشی علمی وتئوریک وبه ترتیب با تعریف مولفه های مورد طرح به سراغ اهداف ،انگیزها،شناسایی بخشهاوروند شکل دهی محتوائی می رود.

 ولی آنچه راکه می توان درچارچوب مبحث نگارشی ومحتوایی کتاب در قالب نقد بیان داشت به ترتیب زیر اشاره می نمایم:

1-از صفحه86که به موضوع تاثیرپذیری های کنگره می پردارد به یکباره با عنوان((دومین حمله لیبرمن...))اصلا توضیح نمی دهد که لیبرمن کیست؟وموضوع از کجا وچگونه وبا چه رابطه ای آغاز گردیده، هرچند که دو پاراگراف بعد اورا به عنوان استاد علوم سیاسی معرفی می نماید. ولی به نظر می رسد که باید شروع صفحه وپاراگراف با تبیین یایک جمله خبری بدون اسم آغاز می گردید تا بتوان مطلب را بصورت کاملتری به خواننده انتقال دهد.ازسوی دیگر همین روند تا پایان ص92 به یک سری از مطالب می پردازد که خواننده کتاب رابه سردرگمی مفرط وبدون نتیجه گیری مشخص دچار می نماید.

2-در ص51 باعنوان آیپک وجاسوسی برای اسرائیل/مطلب بسیارمناسب مورد پردازش وتشریح قرار گرفته است ولی در ادامه موضوع از پاراگراف دوم صفحه52 تا پایان ص60 دیگر مطالب به صورت یک داستان شکل گرفته است وذهن مخاطب را از یک تحلیگرمسائل سیاسی درحوزه روابط بین الملل به یک جوان کنجکاووعاشق کتابهای پلیسی تقلیل می دهد

3-پارگراف دوم ص68که به موضوع نحوه انتخاب سناتورها می پردازذ به یک مرتبه جمله ناقص می ماندودرادامه به نحوه اداره جلسات سنا که توسط معاون اول است را توضیح می دهد(دوموضوع به یکدیگر متصل نیستند)

4-پاراگراف آخر ص50وپارگراف دوم ص105یک موضوع بایک مطلب یکسان که دو بار تکرار گردیده است

5-در ص103با عنوان لابی اسرائیل وآزادی بیان:اشاره به گزارش مستند میر شایمرو استفان ولت دارد در صورتی که باذکر درص100 هنوزتوضیح داده نشده که گزارش مورد نظر چیست واین اشخاص دارای    چه مسولیتی در نظام سیاسی آمریکا بوده اندویا پژوهشگرو محقق هستند.سپس در پارگراف دوم همان صفحه به آن پرداخته شده است که درهمین آغاز پاراگراف جمله درست ویرایش نگردیده

 

دانشگاههای هاروارد وشیکاگو از دفاع((از))این دو استاد دانشگاه خوداری کرد))

 

-از نظر غلط گیری ،کتاب نیاز به ویرایش نگارشی دارد.بطور نمونه ص133/47/446

7- درص188 پیشنهاداتی در رابطه مقابله با تحریم واعمال فشار های آمریکا ونقش اسرائیل ارائه

گردیده ولی با توجه به پیشنهادات مناسب نوع ابزاروچگونگی دستیابی به پیشنهادات را بیان ننموده است.

مسعود رحیم زاده

 

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در یکشنبه چهارم آبان 1393 و ساعت 23:0 |
550452_AXUngKE5

نگاهی به انتخابات در حوزه انتخابیه تالش، رضوانشهر و ماسال؛

انگار قرار نیست نگاه احساسی و رویکرد هیجانی از افکار و اندیشه مردم تالش بیرون برود!

سهراب ستوده

انگار قرار نیست نگاه احساسی و رویکرد هیجانی از افکار و اندیشه مردم تالش بیرون برود، مردمی که در حساس ترین پروسه های اجتماعی و سیاسی بر موجی از هیجانات کاذب سوار می شوند، مقصد را موج ایجاد شده تعیین می نماید. تجربه نشان داده است که تأثیر هیجان و احساسات مقطعی در سرنوشت و ساختن آینده مردم تالش به مراتب بیشتر از تکیه بر عقلانیتی دارد که در بسیاری از جوامع رو به ترقی و رشد بعنوان یک ارزش لاینفک محسوب می شود. سالهاست که تالش تشنه تغییر و اصلاح است. اما گویی  وفاداریهای ابدی به سنتهای گذشته این امکان را فراهم نمی آورد تا مردمان این سرزمین پا را از سایه خویش فراتر بگذارند. سایه ای که با خود فقر و نابرابری اجتماعی را گسترش داده و بر عمق عارضه های هنجار شکنانه چون اعتیاد، سرقت و دهها مورد دیگر می افزاید. ناگفته پیداست که شاخصها و معیار های یک جامعه توسعه یافته، عقل گرایی و تکیه بر تکنیک و علم است، نه نیازهای کوتاه مدت و هوسبازانه. جهان رو به رشد در عصر حاضر برای اینکه بتواند  موازنه در ثروت و قدرت را بین ملتها و دولتها با تعریف و تعبیری صحیح به پیش برد، واژه رقابتی شدن را به عنوان یک اصل پذیرفته شده در استاندارد های دموکراتیک می پندارد. آدام اسمیت در تعریف رقابت می گوید:((هر کس در یک جامعه انسانی برای دستیابی به موفقیت می تواند از تمام استعدادها ، رگ و پی، و ماهیچه های خود حداکثر استفاده بگیرد. اما زمانی این رقابت مشروعیت خواهد داشت که بر رقیب خود تنه نزند که اگر مرتکب این اشتباه شود بی شک نظاره کنندگان او را نخواهند بخشید)). پیام این جمله مشخصاً ساختن یک جامعه معقول انسانی است، نه یک جامعه آرمانی. اساساً برای اینکه ایده خلاقیت، تلاش و مجاهدت برای آباد نمودن و در بزرگراه ترقی قرار گرفتن بکار گرفته شود بر می گردد به اینکه فرقهای مساوی در جهت ایجاد رقابت برای همگان فراهم شده  باشد تا هر چه بیشتر جامعه از تنش و تناقض فاصله گیرد. تعامل و تساهل را در جهت اهداف بلند مدت و مشترک به کار گیرد. اما ناگفته پیداست  که آنچه در جهان سوم از اعتبار و اهمیت کمتری برخوردار است، یکی نبود روحیه اشتراکی و کار گروهیست و دیگری تزئینی بودن علم ، دانش و تخصص می باشد. مردمان سرزمینهایی نظیر تالش که از بافت و ساختار جمعیتی متنوع و متفاوتی برخوردار می باشد، به دلیل عادات انباشته شده فرهنگی، قومی و قبیله ای چندان علاقه و رغبتی برای همکاری با یکدیگر سر منافع بلند مدت ندارند و نوعی ناسیونالیزم قومی و طائفه ای منجر به خود مرجع بینی ها  شده است که در شرایط فیزیکی و معاشرتهای مناسبتی چندان بروز نداشته اما در پروسه های اجتماعی و سیاسی که فرصت طلبان به خوبی با آن آشنا هستند، فرصت مناسبیست تا هیجانات کاذب را با خصیصه اشاره شده در آمیخته و نتیجه حاصله همان باشد که ایشان دوست دارند. رامسس پادشاه یونان در دوران گذشته برای کسب امتیاز قدرت و بقای خویش با توزیع امتیاز و ضد امتیاز در میان نزدیکان ،موافقان، مخالفان و بیگانگان ایجاد تنش نموده و از درون این مناقشه همانی حاصل می شد که خود می خواست ( یعنی تمرکز و بسط قدرت خویش ). دومین مسأله که که بدان اشاره شد تشریفاتی و تزئینی بودن علم و دانش می باشد که بی ارتباط با مسأله اول است. در جهانی که تخصص و فن به عنوان بالاترین اهرم و ابزار رفع مشکلات را برای مردم به همراه دارد، کمتر کسی در تالش به عالم جماعت اهمیت می دهد. برای نمونه نگارنده بیاد دارد که در انتخابات  ادوار گذشته همچون دور ششم تنوع کاندیداها به برکت دولت اصلاحات عمق قابل توجهی به رقابت در میان مردم بخشیده بود. حضور کاندیداهای مختلف به دلیل فضای حزبی جامعه مدنی از اصول گرای سنتی تا ملی مذهبیون را وارد میدان رقابت نمود. دکتر اسداله اطهری که عنوان گزینه مناسب علمی و آگاه نسبت به کاندیدای سنتی از شانس کمتری برخوردار شد. زیرا مردم در آن زمان این حرفها و شعارها برایشان تازگی داشته و مصداق عینی نداشت لذا به راحتی نمی پذیرفتند. به عنوان مثال جامعه مدنی قوی، توسعه سیاسی، رفاه اجتماعی،رشد احزاب و تقویت بدنه حزبی برای بالا بردن سطح مشارکت عمومی و به کار بردن اراده مردمی در جهت دخالت مستقیم در سرنوشت خود و تعدادی از این دست شعارها. دکتر اطهری و همفکران ایشان بر این باور بودند که راه رسیدن به یک جامعه معقول و رو به رشد در چارچوب قانون اساسی به عنوان یک میثاق معتبر میان ملت و دولت، بستگی دارد به ساختار سازی و نهادمندی انجمن های سیاسی ،احزاب و نهاد های مدنی که می تواند به رقابت و موازنه قدرت و ثروت و همچنین رشد تبعیض به عنوان یک رویکرد غلط منجر شود. همانطوری که نگارنده و خوانندگان گرامی شاهد بودند که این نگاه دقیق علمی و بر پایه عقلانیت با رکود رقابت مواجهه شد. ولی با آرای بدست آمده در آن ازمنه امیدواری برای یک گفتمان نو در جامعه تالش زنده شد. منظور از تشریفاتی بودن علم و دانش به این جهت بوده است که کارکرد شعار هایی که از زبان افراد دانش آموخته بر می آمد، جای خود را به شعار هایی داد که بیش از یک دهه حاصلی جز فراوانی فقر و بیکاری  و تبعیض به همراه نداشته است. حامی پروری و پخته خوری به عنوان یک استراتژی مهم برای افرادی که بر اساس اصول قانون اساسی همچون اصل ۶۷ به پایبندی بر میثاق خود، انقلاب و مردم  اشاره می کنند اما در حوزه  انتخابیه ایشان آنچه رشد می کند، فقر است و افزایش اعتیاد. اما احزاب و نهادهای مدنی به عنوان تکیه گاهی مهم برای مردم از آن جهت قابل اهمیت می باشد که در جهان امروز نظارت مردم بر عملکرد دولتها اهرمی مهم و اثر گذار قلمداد می شود. ترو تسکی می گفت راه رستگاری ما در شکل گیری احزاب می باشد و تاریخ جز این راه دیگری برای مردم نگذاشته است. دغدغه سیاستمدرانی که جامعه مدنی قوی و احزاب و انجمن های سیاسی را به عنوان یک تاکتیک برای استراتژی دموکراسی تجویز می نمایند، اینست که می دانند تراکم قدرت می تواند یک جامعه را به سمت فرد محوری یا گروه محوری پیش ببرد که این امر مغایر با نفس دمو کراسی و مردم سالاریست. در جامعه ای که احزاب و انجمن ها دو نقش در پیش می گیرند یعنی یک چرخش قدرت از طریق مکانیزم حزبی و دوم از طریق همین سازمانها و ساختارها بر عملکرد دولت و بروکراسی و نامزدهای معرفی شده ،توسط خودشان نظارت دارند که دستاوردش جلو گیری از سوء استفاده از قدرت به نفع خود و دوم نهادینه کردن دمو کراسی و مردم سالاریست. جامعه رو به رشد و رو به ترقی ، جامعه ایست که در آن سلایق و علایق مختلف بتوانند از طریق مکانیزم حزبی به رقابت پرداخته تا عدالت با انتقال بدون خشونت از فردی به فردی دیگر یا حزبی به حزب دیگر صورت گیرد. جامعه ای که ثروتمندان لایق و اخلاقمند غیر رانتی بتوانند به قدرت برسند بهتر است از جامعه ای که تنها قدرتمندان می توانند ثروتمند شوند. نگاه اصلاح طلبانه در چارچوبهای نظام بر این باور است که مدیریت و ساختار بروکراسی برای اینکه به سمت فساد و سوء استفاده پیش نرود، منجر به شعار زدگی در مسائل اساسی، سطحی نگری در کارشناسی ها ، ترجیح تمایلات باندی به منافع شخصی و ترویج تملق و چاپلوسی نرود، می بایست همیشه تهدید افکار عمومی را به عنوان قوی ترین نهاد نظارتی با تکیه به احزاب و ngo ها ، مد نظر داشته باشد تا حاشیه امنی که برای مدیران حاصل شده منجر به عدم پاسخگویی به مردم و کشیده شدن به انحراف نشود.

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در یکشنبه چهارم آبان 1393 و ساعت 22:39 |
550452_AXUngKE5

نگاهی به انتخابات در حوزه انتخابیه تالش، رضوانشهر و ماسال؛

انگار قرار نیست نگاه احساسی و رویکرد هیجانی از افکار و اندیشه مردم تالش بیرون برود!

سهراب ستوده

انگار قرار نیست نگاه احساسی و رویکرد هیجانی از افکار و اندیشه مردم تالش بیرون برود، مردمی که در حساس ترین پروسه های اجتماعی و سیاسی بر موجی از هیجانات کاذب سوار می شوند، مقصد را موج ایجاد شده تعیین می نماید. تجربه نشان داده است که تأثیر هیجان و احساسات مقطعی در سرنوشت و ساختن آینده مردم تالش به مراتب بیشتر از تکیه بر عقلانیتی دارد که در بسیاری از جوامع رو به ترقی و رشد بعنوان یک ارزش لاینفک محسوب می شود. سالهاست که تالش تشنه تغییر و اصلاح است. اما گویی  وفاداریهای ابدی به سنتهای گذشته این امکان را فراهم نمی آورد تا مردمان این سرزمین پا را از سایه خویش فراتر بگذارند. سایه ای که با خود فقر و نابرابری اجتماعی را گسترش داده و بر عمق عارضه های هنجار شکنانه چون اعتیاد، سرقت و دهها مورد دیگر می افزاید. ناگفته پیداست که شاخصها و معیار های یک جامعه توسعه یافته، عقل گرایی و تکیه بر تکنیک و علم است، نه نیازهای کوتاه مدت و هوسبازانه. جهان رو به رشد در عصر حاضر برای اینکه بتواند  موازنه در ثروت و قدرت را بین ملتها و دولتها با تعریف و تعبیری صحیح به پیش برد، واژه رقابتی شدن را به عنوان یک اصل پذیرفته شده در استاندارد های دموکراتیک می پندارد. آدام اسمیت در تعریف رقابت می گوید:((هر کس در یک جامعه انسانی برای دستیابی به موفقیت می تواند از تمام استعدادها ، رگ و پی، و ماهیچه های خود حداکثر استفاده بگیرد. اما زمانی این رقابت مشروعیت خواهد داشت که بر رقیب خود تنه نزند که اگر مرتکب این اشتباه شود بی شک نظاره کنندگان او را نخواهند بخشید)). پیام این جمله مشخصاً ساختن یک جامعه معقول انسانی است، نه یک جامعه آرمانی. اساساً برای اینکه ایده خلاقیت، تلاش و مجاهدت برای آباد نمودن و در بزرگراه ترقی قرار گرفتن بکار گرفته شود بر می گردد به اینکه فرقهای مساوی در جهت ایجاد رقابت برای همگان فراهم شده  باشد تا هر چه بیشتر جامعه از تنش و تناقض فاصله گیرد. تعامل و تساهل را در جهت اهداف بلند مدت و مشترک به کار گیرد. اما ناگفته پیداست  که آنچه در جهان سوم از اعتبار و اهمیت کمتری برخوردار است، یکی نبود روحیه اشتراکی و کار گروهیست و دیگری تزئینی بودن علم ، دانش و تخصص می باشد. مردمان سرزمینهایی نظیر تالش که از بافت و ساختار جمعیتی متنوع و متفاوتی برخوردار می باشد، به دلیل عادات انباشته شده فرهنگی، قومی و قبیله ای چندان علاقه و رغبتی برای همکاری با یکدیگر سر منافع بلند مدت ندارند و نوعی ناسیونالیزم قومی و طائفه ای منجر به خود مرجع بینی ها  شده است که در شرایط فیزیکی و معاشرتهای مناسبتی چندان بروز نداشته اما در پروسه های اجتماعی و سیاسی که فرصت طلبان به خوبی با آن آشنا هستند، فرصت مناسبیست تا هیجانات کاذب را با خصیصه اشاره شده در آمیخته و نتیجه حاصله همان باشد که ایشان دوست دارند. رامسس پادشاه یونان در دوران گذشته برای کسب امتیاز قدرت و بقای خویش با توزیع امتیاز و ضد امتیاز در میان نزدیکان ،موافقان، مخالفان و بیگانگان ایجاد تنش نموده و از درون این مناقشه همانی حاصل می شد که خود می خواست ( یعنی تمرکز و بسط قدرت خویش ). دومین مسأله که که بدان اشاره شد تشریفاتی و تزئینی بودن علم و دانش می باشد که بی ارتباط با مسأله اول است. در جهانی که تخصص و فن به عنوان بالاترین اهرم و ابزار رفع مشکلات را برای مردم به همراه دارد، کمتر کسی در تالش به عالم جماعت اهمیت می دهد. برای نمونه نگارنده بیاد دارد که در انتخابات  ادوار گذشته همچون دور ششم تنوع کاندیداها به برکت دولت اصلاحات عمق قابل توجهی به رقابت در میان مردم بخشیده بود. حضور کاندیداهای مختلف به دلیل فضای حزبی جامعه مدنی از اصول گرای سنتی تا ملی مذهبیون را وارد میدان رقابت نمود. دکتر اسداله اطهری که عنوان گزینه مناسب علمی و آگاه نسبت به کاندیدای سنتی از شانس کمتری برخوردار شد. زیرا مردم در آن زمان این حرفها و شعارها برایشان تازگی داشته و مصداق عینی نداشت لذا به راحتی نمی پذیرفتند. به عنوان مثال جامعه مدنی قوی، توسعه سیاسی، رفاه اجتماعی،رشد احزاب و تقویت بدنه حزبی برای بالا بردن سطح مشارکت عمومی و به کار بردن اراده مردمی در جهت دخالت مستقیم در سرنوشت خود و تعدادی از این دست شعارها. دکتر اطهری و همفکران ایشان بر این باور بودند که راه رسیدن به یک جامعه معقول و رو به رشد در چارچوب قانون اساسی به عنوان یک میثاق معتبر میان ملت و دولت، بستگی دارد به ساختار سازی و نهادمندی انجمن های سیاسی ،احزاب و نهاد های مدنی که می تواند به رقابت و موازنه قدرت و ثروت و همچنین رشد تبعیض به عنوان یک رویکرد غلط منجر شود. همانطوری که نگارنده و خوانندگان گرامی شاهد بودند که این نگاه دقیق علمی و بر پایه عقلانیت با رکود رقابت مواجهه شد. ولی با آرای بدست آمده در آن ازمنه امیدواری برای یک گفتمان نو در جامعه تالش زنده شد. منظور از تشریفاتی بودن علم و دانش به این جهت بوده است که کارکرد شعار هایی که از زبان افراد دانش آموخته بر می آمد، جای خود را به شعار هایی داد که بیش از یک دهه حاصلی جز فراوانی فقر و بیکاری  و تبعیض به همراه نداشته است. حامی پروری و پخته خوری به عنوان یک استراتژی مهم برای افرادی که بر اساس اصول قانون اساسی همچون اصل ۶۷ به پایبندی بر میثاق خود، انقلاب و مردم  اشاره می کنند اما در حوزه  انتخابیه ایشان آنچه رشد می کند، فقر است و افزایش اعتیاد. اما احزاب و نهادهای مدنی به عنوان تکیه گاهی مهم برای مردم از آن جهت قابل اهمیت می باشد که در جهان امروز نظارت مردم بر عملکرد دولتها اهرمی مهم و اثر گذار قلمداد می شود. ترو تسکی می گفت راه رستگاری ما در شکل گیری احزاب می باشد و تاریخ جز این راه دیگری برای مردم نگذاشته است. دغدغه سیاستمدرانی که جامعه مدنی قوی و احزاب و انجمن های سیاسی را به عنوان یک تاکتیک برای استراتژی دموکراسی تجویز می نمایند، اینست که می دانند تراکم قدرت می تواند یک جامعه را به سمت فرد محوری یا گروه محوری پیش ببرد که این امر مغایر با نفس دمو کراسی و مردم سالاریست. در جامعه ای که احزاب و انجمن ها دو نقش در پیش می گیرند یعنی یک چرخش قدرت از طریق مکانیزم حزبی و دوم از طریق همین سازمانها و ساختارها بر عملکرد دولت و بروکراسی و نامزدهای معرفی شده ،توسط خودشان نظارت دارند که دستاوردش جلو گیری از سوء استفاده از قدرت به نفع خود و دوم نهادینه کردن دمو کراسی و مردم سالاریست. جامعه رو به رشد و رو به ترقی ، جامعه ایست که در آن سلایق و علایق مختلف بتوانند از طریق مکانیزم حزبی به رقابت پرداخته تا عدالت با انتقال بدون خشونت از فردی به فردی دیگر یا حزبی به حزب دیگر صورت گیرد. جامعه ای که ثروتمندان لایق و اخلاقمند غیر رانتی بتوانند به قدرت برسند بهتر است از جامعه ای که تنها قدرتمندان می توانند ثروتمند شوند. نگاه اصلاح طلبانه در چارچوبهای نظام بر این باور است که مدیریت و ساختار بروکراسی برای اینکه به سمت فساد و سوء استفاده پیش نرود، منجر به شعار زدگی در مسائل اساسی، سطحی نگری در کارشناسی ها ، ترجیح تمایلات باندی به منافع شخصی و ترویج تملق و چاپلوسی نرود، می بایست همیشه تهدید افکار عمومی را به عنوان قوی ترین نهاد نظارتی با تکیه به احزاب و ngo ها ، مد نظر داشته باشد تا حاشیه امنی که برای مدیران حاصل شده منجر به عدم پاسخگویی به مردم و کشیده شدن به انحراف نشود.

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در یکشنبه چهارم آبان 1393 و ساعت 22:39 |

 

*تحلیل و نقد مربوط به تاثیر آیپک بر کنگره آمریکا علیه ایران

دانشجو: رضا اولادی، مقطع:کارشناسی ارشد، رشته: علوم سیاسی، درس: مسایل استراتژی معاصر، استاد: دکتر اسدالله اطهری

 

رژیم اسرائیل پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در جریان سیاست ها و موضع خصمانه انقلابیون مذهب گرای ایران بویژه رهبر آن نسبت به خود قرار گرفته و آنرا را درک کرده بود و این موضوع با پیروزی انقلاب و تغییر نام سفارت اسرائیل به فلسطین و همچنان شعارهای انقلابی در حمایت از مردم سرزمین های اشغالی و علیه صهیونیست ها از سوی مسوولان و نهادهای مردمی در نظام تازه مولود شده جمهوری اسلامی کاملا آشکار شد.

نپذیرفتن موجودیت اسرائیل و تهدید آن به نابودی، کمک به فلسطین و گروه های مبارز علیه اسرائیل و طرح ایدئولوژی محور صدور انقلاب به فراتر از مرزهای داخلی از همان ابتدا موجب شد تا دو کشور از دشمنان اصلی یکدیگر تلقی شوند.

از همین رو تلاش های اسرائیل بر علیه ایران قدمتی به طول عمر انقلاب اسلامی دارد و محدود به سال و زمان خاصی نیست اما این تلاش های از زمان طرح اینکه ایران امکان دستیابی به سلاح هسته ای را دارد را سازمان یافته تر شده و تشدید یافته است.

توان ساخت سلاح هسته ای و دستیابی به آن از سوی ایران با توجه به رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به اسرائیل و اینکه این کشور تل آویو را دشمن درجه یک خود و اسلام می داند و آنرا نه تنها به رسمیت نمی پذیرد  بلکه موجودیت آنرا نیز مورد پذیرش قرار نمی دهد و خواستار نابودی آن است، خطری مهلک و بسیار بزرگ برای ادامه حیات اسرائیل محسوب می شود.

اسرائیل از عمق استراتژیکی برخوردار نیست و این محدودیت می تواند نگرانی تل آویو نسبت به خطر ایران هسته ای برای اسرائیل را قابل درک سازد، ضمن اینکه اسرائیل به خوبی می داند تلاش ایران برای ساخت سلاح هسته ای کشورهای منطقه را نیز نگران ساخته و خاورمیانه را به سمت تشکیل یک مسابقه تسلیحاتی سوق می دهد که این موضوع نیز خطری جدی برای امنیت و حیات اسرائیل خواهد بود.

پس طبیعی است در چنین شرایطی اسرائیل دست به دامان آمریکا متحد اصلی خود شود و از واشنگتن بخواهد که به طور جدی مانع از دستیابی ایران به توان ساخت سلاح اتمی بشود.

ایالات متحده آمریکا بیش از هر کشور دیگری خود را متعهد به حفظ و امنیت این متحد خود و ارایه کمک های مالی، فنی و نظامی به اسرائیل می داند.

حضور لابی های قدرتمند یهودی حامی اسرائیل در بخش های سیاسی، اقتصادی و رسانه ای آمریکا آنها را به مهره ای تاثیرگذار در تصمیم گیری های ایالات متحده آمریکا در پشتیبانی از اسرائیل و جهت گیری سیاست خارجی این کشور در حمایت از تل آویو داشته است.

آیپک (کمیته امور عمومی آمریکا-اسرائیل) همان طور که در کتاب "تاثیر آیپک بر کنگره آمریکا علیه ایران" یاد شد به عنوان مهم ترین و قدرتمندترین لابی یهودی حامی اسرائیل در ایالات متحده فعالیت می کند و تاثیر مهم و پررنگی در تصمیم گیری های واشنگتن در حمایت از اسرائیل در حوزه های اقتصادی، فنی، تبلیغاتی و نظامی ایفا می کند.

آیپک به عنوان یکی از قدرتمندترین سازمان ها و نهادهای غیردولتی مستقر در خاک ایالات متحده با ساماندهی مناسب خود و برخورداری از منابع مالی و رسانه ای قابل توجه، تاثیرزیادی بر روی سیاستمداران آمریکا دارد، آنها تقریبا روی هر نقطه حساس و اثرگذار دست گذاشته اند که یکی از مهم ترین آنها کنگره است.

آنها با شیوه های مختلف از جمله حمایت مالی و تبلیغاتی از نامزدهای مورد نظر، برگزاری نشست های متعدد و کمک مالی به نمایندگان و  انجام لابی های سطح بالا با اعضای کنگره، نظر این پارلمان را نسبت به مواضع ایپک جلب می کنند از همین رو است که آنها همان طور که در کتاب یاد شده اشاره شد نقش مهمی در اعمال و تشدید تحریم ها علیه ایران داشته اند و از هر کوششی برای نشان دادن ایران به عنوان بزرگترین حامی ترورسیم در جهان و بزرگترین تهدید کننده نظم و امنیت عمومی در جهان فروگذار نبوده اند.

تلاش های لابی صهیونیستی آیپک برای بی نتیجه ماندن توافق هسته ای میان ایران و 1+5 و یا دستیابی به توافقی که مورد خواست اسرائیل است و همچنین تشویق واشنگتن برای به کار گیری از ابزار نظامی علیه ایران به منظور ناتوان ساختن ایران برای ساخت سلاح هسته ای از دیگر اهداف این سازمان لابی گر قدرتمند صهیونیستی است.

با توضیحات یاد شده و همچنین مطالب مربوط به کتاب تاثیر آیپک بر کنگره آمریکا علیه ایران و پیشنهادهای ارایه شده در این کتاب برای کاهش اثرگذاری های این نهاد بر کنگره و مقامات آمریکایی علیه ایران، به نظر حقیر می رسد تلاش های دیگری نیز برای خنثی سازی و کاهش اثرات این لابی قدرتمند در آمریکا از سوی مقامات جمهوری اسلامی باید مورد توجه قرار بگیرد که از جمله آنها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

1-استفاده از موقعیت پیش آمده در منطقه بواسطه فعالیت گروه های تروریستی نظیر داعش برای همکاری با آمریکا: آمریکا طرفدار ایجاد گروه های بنیادگرای اسلامی در خاورمیانه نیست چراکه این موضوع می تواند تهدیدی برای منافع آمریکا در منطقه به حساب بیاید و در آینده همچنین امنیت اسرائیل را دچار چالش کند به همین منظور نیز آمریکا می کوشد تا با تروریست ها مقابله کند و در این خصوص کمک و همکاری ایران می تواند بسیار مفید واقع شود اگرچه الزاما انجام چنین همکاری هایی رسانه ای نشود و افکار عمومی اطلاعی از آن نداشته باشند، گرچه هم اکنون احتمال می رود ایران و آمریکا در این خصوص همکاری هایی نیز بایکدیگر دارند که در این صورت مطمینا تعمیق این همکاری ها نتیجه بخش تر خواهد بود، این همکاری ها می تواند عامل خوبی برای کم رنگ کردن اثرات لابی قدرتمند صهیونیسم در آمریکا علیه ایران باشد.

2- استفاده از تاکتیک و مانور رسانه ای: اسرائیل سالها ایران را بزرگترین تروریسم و حامی ترورسیم در دنیا معرفی کرده است، این موضوع همواره به خاطر کمک های تسیلحاتی و مالی به گروه های مبارز در فلسطین و لبنان همچون حماس و حزب الله مطرح می شده است، با توجه به اوضاع ناآرام و متشنج منطقه در پی بروز و ظهور گروه های تروریستی همچون داعش که با کمک های غیرمستقیم و بعضا مستقیم برخی کشورهای منطقه سازماندهی و اعلام وجود کرد و همچنین اعضای آنرا بسیاری از شهروندان کشورهایی نظیر عربستان، لیبی، مصر، تونس،پاکستان و همین طور شهروندان کشورهای اروپایی و حتی آمریکا تشکیل می دهند، این موضوع فرصت خوبی برای مانور رسانه ای جمهوری اسلامی و اینکه همواره به ناحق از ایران به عنوان حامی تروریسم یاد شده است در حالی که بزرگترین حامیان تروریسم را باید در بین حمایت کنندگان و ساخته و پرداخته کنندگان گروه هایی مانند داعش یافت.

3- ایجاد سازمان های غیردولتی برای کمک رسانی به فلسطین و لبنان: همان طور که آیپک نهادی غیردولتی است اما تاثیرگذاری اش در کمک به اسرائیل از دهها سازمان و نهاد دولتی نیز بیشتر است لازم است نسبت به ایجاد چندین سازمان غیردولتی و مردمی در ایران برای کمک رسانی به فلسطین و لبنان ایجاد شود که این موضوع موجب می شود تا جمهوری اسلامی فشار و هزینه کمتری را بابت حمایت مستقیم از گروه های مبارز علیه اسرائیل بپردازد و از سوی دیگر افکار عمومی را در این خصوص بیشتر همراه خود سازد.

4- تسهیل گری اجتماعی و مدنی: یکی از مواردی که صهیونیست ها از آن به عنوان ابزاری برای تبیلغات منفی علیه جمهوری اسلامی و تاثیرگذاری بر آمریکا وافکار عمومی جهان استفاده می کند مسایلی چون نقض حقوق بشر در ایران است که البته این یک بهانه بیش نیست و دولت آمریکا روابط گرم و نزدیکی با رژیم های اقتدارگرا و ناقض حقوق بشری همچون عربستان دارد اما به خاطر مسایل سیاسی هیچگاه در خصوص این کشورها اظهار نظری صورت نمی گیرد. در این خصوص می توان سیاست هایی را به کار بست تا اجازه سوء استفاده محافل رسانه ای و لابی های صهیونیستی علیه ایران را نداد. به طور نمونه می توان از روش های ملایم تری برای برخورد با منتقدان در فضای رسانه ای استفاده کرد، از اعدام ها در ملاء عام جلوگیری کرد، با درنظر گرفتن تدابیر لازم به منظور پیشگیری از سوء استفاده های احتمالی اجازه برپایی برخی تجمعات اعتراضی صنفی را داد و آزادی بیان را بیشتر کرد که این عوامل را می توان در راستای گسترش انسجام ملی تلقی کرد که موجب می شوند تا صهیونیست ها و حامیان آنها کمتر برای تخریب چهره ایران در دنیا بهانه پیدا کنند.

5- بهره گیری از ظرفیت ایرانیان مقیم آمریکا: اگرچه شاید رابطه ایرانیان مقیم آمریکا با دولت و حاکمیت جمهوری اسلامی بدلایلی که برای شرح آن در زمان حاضر مجالی نیست چندان مناسب نباشد اما با انجام فعالیت های فرهنگی و اعمال سیاست های تسهیل گرایانه می توان تا حدودی حمایت و پشتیبانی گروه های ایرانی را برانگیخت و از آنان به عنوان سفیران تاثیرگذار ایران بر افکار عمومی آمریکا استفاده کرد. حمایت از فعالیت های هنری و گسترش همکاری های دوسویه میان هنرمندان ایرانی خارج از کشور و آمریکایی ها می تواند در این خصوص مثمرثمر باشد و افکار عمومی آمریکا را به سود ایران متوجه خود سازد.

4-برقراری خط پرواز مستقیم ایران-آمریکا: برقراری این خط که صحبت هایی نیز در این خصوص پس از بازگشت روحانی از نخستین سفر خود به نیویورک انجام شد، می تواند موجب تسهیل در سفر شهروندان دو کشور به یکدیگر و عادی سازی روابط میان ایران و آمریکا منجر شود. جمهوری اسلامی ایران در این خصوص انجام چنین کارهایی که هزینه زیادی نیز برایش ندارد باید انعطاف و سرعت العمل  بیشتری نشان داده و به منافع بلند مدت خود توجه کند.

6- ایجاد زمینه همکاری در بخش گردشگری، ورزشی و فرهنگی با آمریکا: در این خصوص می توان برنامه ریزی و تسهیلاتی قایل شد تا شاهد همکاری شهروندان و نهادهای غیردولتی دو کشور بایکدیگر بود. مهم ترین منفعت این موضوع بازهم به تاثیر آن بر افکار عمومی شهروندان آمریکایی برمی گردد و نظر آنها نسبت به ایران و ایرانیان را بهتر می کند و از تاثیر تبلیغات منفی لابی های صهیونیسم بر ایران می کاهد.

 

 

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در شنبه سوم آبان 1393 و ساعت 8:15 |