بسمه تعالی»

استاد ارجمند جناب آقای دکتر اطهری

باسلام

بدینوسیله قبل از نقد و بررسی اجمالی تأثیر آیپک بر کنگره شایسته است از اساتید محترم در گردآوری این اثر که به حق موجب شناخت عمیق دانشجویان نسبت به نقش شوم اسراییل و نهادهای صهیونیستی گردید تقدیر و تشکر نمایم.

آنچه که قابل بحث، اینست که فلسفه تشکیل آیپک از ابتدا در انزوا قرار دادن و به چالش کشیدن سیاست­های خارجی ایران است که تا حدود زیادی هم موفق بوده، آن هم به خاطر تاثیری است که در ساختارهای تصمیم­گیری کنگره داشته است. لاکن شواهد و قرائن نشان می­دهد که آینده توازن به نفع ایران رقم خواهد خورد. زیرا زیاده خواهی­های غرب بویژه آمریکا و سیاست­های خصمانه آنها علیه ایران نه تنها به صلح منطقه­ای و جهانی کمک نخواهد کرد بلکه امنیت اسرائیل را که کاملاً در تیررس موشکهای ایران است به خطر انداخته و چه بسا روزی منطقه به جهنمی برای آنها تبدیل شود. پس لازم است هر دو طرف (ایران و آمریکا) در اصول خود تجدیدنظر نموده و از خط قرمزها عبور نکنند، درست است که اختلاف ایران و آمریکا ایدولوژیکی و لاینحل است اما ضرورت دارد کمی عاقلانه و متفکرانه با مسائل برخورد کرده و از تحمیل زور، پرهیز کنند. مذاکرات تهران و 1+5 بهترین فرصت و شاید هم آخرین فرصتی باشد که هر دو طرف خودشان را بیازمایند و به یک توافق نهایی و قطعی برسند که بنفع منطقه و جهان است، زیرا این ظرفیت و پتانسیل بدلیل مشترکات فرهنگی و جود دارد.

سیدکاظم فلاح حسینی

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در پنجشنبه ششم آذر 1393 و ساعت 0:15 |
زیر پوست جامعه ماسال و شاندرمن در دوره چهارم 

اشنایی با بدنه جامعه

قبل از هر چیز باید اکنون به فکر اقای ناصرخان جوادی بود. مردی که در زمان انتخابات دوره ششم با وی اشنا شدم.مردی محکم و با صلابت و با سواد و صدای گیرایی داشت..من پس از تایید شدن در دوره ششم در شهر رشت نزدیک سبز میدان  که اینک بر خلاف دهه 50 به یک میدان بسیار گوچک تبدیل شده است یک شب مهمان فرزند اقای جوادی بودم.او تازه ازدواج کرده بود.ولی سری پر شور داشت.بسیار احساساتی بود.مانند محمود از احسا سات و حساس بودن وی می ترسیدم.از منظر روانشناختی دلیل ترس من اسیب پذیر بودن ادم های به شدت احساسی بود. ..

وقتی وارد شاندرمن شدم باور نکردم اینجاتالش است.فقدان امکانات مرا به گریه واداشت. زیبایی طبیعت با فقر عجین شده بود.با مردم احسا س نزدیکی عجیبی می کردم.انها مانند  خانواده ,من بسیار فقیر بودند.کار کشاورزی اکثر مردها را تحت تاثیر قرار داده بود. زنان در اولم با دستهای خود اب فراهم می کردند.محرمانه به کافه خانه رفتم.این کافه خانه امجدی بود.دستفروشها ی کنار پل واسه نهار اینجا می امدند.امجد ی با رفتار ی مناسب به انها نهار میداد و از انها پذیرایی می کرد.برخی که پول نداشتند با انها می ساخت.جلسه سوم خودم را به وی معرفی کردم.اکنون پس از چند سال  یک شیرینی فروشی نیز باز شده است. شخصی به نام  اقای بها به دوستان ما اضافه شد.شعر گفتن کار او بود.بر سر ش کلاه ویژه ای می گذاشت.

بازار روز شاندرمن مکان مهمتری برای اشنایی با توده ها بود.با برخی از گروه های تجاری از همین طریق اشنا شدم.خانواده صیاد به این گروه تعلق داشت.گرووهای تجاری از شهرستان خلخال در شاندرمن دیده می شدند.مهمترین  پدیده حضور زنان  سن بالا در بازار و تلاش انها برای فروش اجناس محلی بود.این پدیده را چند سال بعد در لنکران جمهوری اذربایجان دیده بودم.این  نمونه ای از جنگ با فقر از سوی زنان شاندرمن  و ارتقای توان مالی خانواده بود.

در ماسال مسجد در کنار میدان قرار دارد.مانند سایر شهرهای تالش تفکری در مورد شهر سازی وجود نداشته است.عموی من که از شاگردان  ایت اله مطهری و مفتح  در دانشگاه تهران بود از من خواسته بود به ملاقات حجت السلام صفوی امام جمعه ماسال بروم.قبلا محمود با وی هماهنگی کرد.چسبیده به مسجد اتاق کوچکی داشت.در ان اتاق بسیار کوچک با ایشان ملاقات کردم.سیدی بیش از 60 سال به نظر می رسید.وقتی صحبت می کردی به دقت به ادم خیره می شد.لاغر اندام بود.صحبت ما چند دقیقه بیشتر طول نکشید.سلام عمو را ابلاغ کردم.متقابلا پاسخ د اد.او با احترام با من و م. ت برخورد کرد.امکانات اتاق جالب بود.فقط یک چراغ نفتی واسه گرو کردن اتاق بود.یک تخت دانستم سیاست با سلام ساندن چقدر فاصله دارد.این اولین و اخرین روحانی بود ما با وی در مورد انتخابات صحبت کردیم..فهمیدم انان تشکیلاتی عمل می کنند.کاندیدای جامعه روحانیت نیز اقای عرفانی بود.ولی  به صورت فردی مشخص نبود که به چه کسی رای می دهند.همچنین فهمیدم ما چه شکاف فکری داریم.هم شکاف نسلی و هم فکری.سریع به طبقه متوسط مدرن بر گشتم.فهمیدم به زودی گروهای مرجع در منطقه عوض خواهد شد. 

 شهر ماسال و ارتفاعات ان بسیار زیبا بود.برای دیدن کل منطقه به طاسکو ه می رفتم در نهایت  گمنامی شهرام واحدی  از بچه های هشتپر همدم من بود..2تا 3 مغازه بود.راه اساسی نبود.در کافه خانه بسیار از غم این همه عقب ماندگی سیگار می کشیدم.ولی جلوی مردم سیگار نمی کشیدم.مگر کسانی که به ما نزدیک بودند.قبل از ترک سیگار در 5 سال اخیر روزی دست کم سه پاکت ملبرو یا وینستون یا مگنا یا بهمن و......بنابه توان مالی می کشیدم.طاسکوه محل دادزدن و خالی شدن ما بود.انجا بیشتر به ایران و به مردم به فقر به جهل به عقب ماندگی و.قاومت کنندگان در مقابل تغییر به ....نحوه مبارزه فکر می کردیم.مبارزه ای با پول بسیار اندک..

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در سه شنبه چهارم آذر 1393 و ساعت 12:2 |
سخنرانی در رضوانشهر در دوره چهارم مجلس

 مسئولیت انتخاباتی این منطقه بر عهده پسر عمویم اقای سید محمود اطهری بود. او دانست. خستگی نمی شناخت رفتار سازمانی و اطاعت سازمانی و استتار انتخاباتی را میدانست . سخنران قابلی بود و پیش سخنرانی مرا انجام می داد.او همواره قبل از حرف زدن مطا لعه می کرد.من هرگز او را راهنمایی نمی کردم.وی در اداره تامین اجتماعی منطقه کار می کرد.و.ظیفه وی باز کردن مسیر بسیار سخت منطقه پره سر  و چوکا و پونل و شفارود و سید شرف شا ه عارف و گیل چالان در منطقه  رضوانشهر  بود.اشنایی او به وضعیت منطقه ما را قادر می ساخت با نخبگان منطقه و الیتهای محلی و کارکنان عالیرتبه چوکا و سایر ادارات اشنا شویم.  وی مخلصانه تمام نیروی خود را برای اهداف انتخاباتی گذاشت.او وفا دارترین فامیل در انتخابات بود.همسر وی اولین و اخرین فردی از خانواده اطهری ها بود که کمک انتخاباتی کرد.رقم 30000تومان ان موقع رقم بسیار بالایی بود.شما این رقم را با رقم دریافتی یک کارمنددر سال 1370 مقا یسه کنید.محمود همچنین کمک کرد راه ما به سمت شاندرمن باز شود پس از انتخابات به او گفتم به خاطر قابلیتهایی که دارد حتما مورد حسادت قرار خواهد گزفت به او گفتم بیشتر از قبل مواظب خود باشد.

 به همراه  اقای مجید بهار ی و پیکان قدیمی اش به همراه پسر عموی وی به رضوانشهر یا چهار راه رفتیم. من  تصویر  میدانی چندانی از چهار راه یا رضوانشهر نداشتم.جز انکه از طریق اقای محمود اطهری بدست اورده بودم

 همچنین از متون مکتوب در مورد وضعیت دمو گرافیک و قومی و مذهبی و زبانی و وضعیت معیشتی مردم  اشنا شده بودم.اشنایی ام با جوانهای ان منطقه  بود.در این موقع رضوانشهر یک فرد تحصیل کرده در رشته حقوق در دانشگاه تهران داشت .. با دیگر تحصیل کردگان اشنایی نداشتم .  اشنایی با جوانها  ی این جا  به دو مسابقه فوتبال با انها  بر می گشت.در دور رفت در رضوانشهر باختیم ولی در بر گشت در  زمین سید نیکی با پنالتی که زدم ما بردیم.زمین سید نیکی بارها شاهد پیروزی , و شکست و تساوی هشتپر با ملوان تاریخی با بازیکنانی چون پیشگاه هادیان بود. ومن شاهد این بازی ها بودم.اخرین اشنایی نیز با حضور چند باره در بازار هفتگی این شهر و گفتگو با مردم بر می گشت.

سخنرانی ما در حیاط مسجد  جامع بود.یک مینی بوس هم طرفداران را همراهی می کرد.راننده مینی بوس بعدها رئیس یک اداره شدبرخی نیز از ماشین شخصی  خود استفاده میکردند..انسان شریفی به نام روحی نیز دوست ما بود ..پدرش شیرینی فروشی داشت. خانواده نجیب مهاجر بوده و هستند.

سخنرانی من در مورد کارکرد دولت در منطقه و  نفد مسئولان و کارکرد نمایندگان سابق مجلس بود. لزوم رفرم در ایران و شفافیت سیاسی در ان را با توجه به کتاب کورت والدهایم  یکی از  دبیر کل های  سازمان ملل که در ان نوشته بود ما به دنبال کاخ شیشه ای سیاست هستیم را مطرح کرذم. در وسط سخنرانی سوالهایی  به صورت کتبی مطرح شد.بخشی  از سخنرانی را در اینجا خواهم گذاشت.

بر خی از افراد سعی کردند سخنرانی را به هم بزنند.انها موفق هم شدند.یکی از انها  جوان رعنایی بود که فهمیدم حقوق می خواند.او بعدا به پستهای مهمی  در  حقوق در استارا و رشت و....رسید و رسیده است.وی فرد نا مناسبی نبود ولی سخنرانی من بر خلاف افکارش بود.او به همراه دوستانش مانع ادامه سخنرانی شدند.انها سعی کردند مرا  بزنند.سربازی که محافظ سخنرانی بود بسیار ترسیده بود.چون از وی می خواستند ..... را به انها بدهند.از نظر انها من باید تنبیه می شدم. 

در حالی که باران به ارامی می بارید در چند متری مسجد به پاسگاه هدایت شدیم. مرد نظامی از ما سوالاتی کرد  و جریان حادثه را پرسید.دوستان پاسخ گفتند .من شکایت نکردم و خواستار عدم پیگیری قضیه و  رهایی انها شدم. انها به علامت پیروزی موقع خارج شدن از پاسگاه لبخندی زدند.یکی از پسر عمو هام که در نیروی انتظامی  برای افراد این نیرو تدریس می کرد می گفت  افراد متخلف باید  از نظر حقوقی تنبیه شوند ولی مخالفت کردم.از ااعترا ض انها  لذت بردم چون انچه می گفتم می فهمیدند.خوشحال بودم انسانهای منطقه  می توانند اعتراض کنند.ولی اعتراض مدنی وخشونت را نمی  پسندیدم.ولی برای شروع بد نبود. چرا که 8 سال بعد اقای  دکتر ملکی متخصص قلب چنان سخنرانی کرد که تعجب همگان را موجب شد.چون وی تحلیل دقیقی  ارائه کرد.

 مرحوم حیدر بیگ از خودی محله که .همراهم بود از سخنرانی و شجاعت ما تعجب می کرد..او به ما دلگرمی می داد.او با اینکه 70 ساله بود ولی نیروی جوان ها را داشت.از نظر فکری اماده بود و حسود نبود.

 

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در دوشنبه سوم آذر 1393 و ساعت 9:4 |

(بسمه تعالی )

جناب آقای دکتر اطهری

استاد محترم ومعظم

با سلام

احتراماً به استحضار می رساند کتاب تاثیر آیپک برکنگره آمریکا علیه ایران کتابی بسیار جامع ومفیدی است ولی به نظر بنده

1-در ابتدا و مقدمه کتاب به چگونگی پیداش لابی آیپک و دلایل مخالفت با ایران مطرح وروش می گردید .

 2-نظر به اینکه برای دولت آ مریکا  منافع وامنیت  ملی بسیار مهم ودر درجه اول مد نظر قرار می گیرد کتاب نقش آیپک را در سیاست خارجه آمریکا بسیار بزرگ ومهم نشان می دهد .       

 

 

 

                                                        با احترام

                                                      همایون رحمانی

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در جمعه سی ام آبان 1393 و ساعت 8:26 |

نقدی بر کتاب آیپک   
پس از انقلاب و بعد از تسخیر سفارت آمریکا در ایران، خصومت موجود میان دولت آمریکا و ایران شکل گرفت و البته عوامل بیرونی با استفاده از تسخیر زمان و مکان که سرویس های جاسوسی بلوک شرق نیز در آن دخیل بودند توانستند فضای ضد آمریکایی به وجود آورند و عوامل درونی نیز تحت تاثیر این فضا بدون اینکه خود مطالعه ای منطقه ای و بین المللی داشته باشند این موضوعیت را تبدیل به یکی از اصول انقلاب کردند یعنی همان سیاست ضد آمریکایی کشورهایی مانند شوروی سابق و عوامل تابع آن را پیش گرفتند چرا که ایران به عنوان یک کشور استراتژیک و ژُّیوپلتیک می توانست
مناسبات منطقه ای را در جهت معادلات پیدا و پنهان آنان با محوریت تخاصم علیه اسراییل شکل دهد سیاست مداران نو ظهور و کم تجربه ایرانی از کنه وماهیت چنین مقاصدی اطلاعی نداشتند و ناگزیر برای بهبود شرایط داخل و پایه گّذاری ارکان انقلاب نوظهور خود ،تبعات تصمیم سازی و تصمیم گیری آتی خود را نمی دانستند و در واقع بلوک شرق ایران را محور تخاصم و سپر بلای مبارزه خود با غرب کرد و در پشت این سپر مشغول به طرح ریزی معادلات منطقه ای و جهانی حتی با کمک اسراییل شد « بر همین اساس است که مولف کتاب تاثیر آیپک بر کنگره آمریکا علیه ایران ، روابط ایران و آمریکا
را مانند کلاف سر در گم بر می شمارد چرا که در شرایط حال حاضر نیز سیاست مداران ایرانی تحت تاثیر نفوذ آیپک منطقه خاور میانه قرار دارند مبنی بر ادامه تخاصم و دشمنی با آمریکا. آیپک وآیپک ها در همه مناطق سیاسی و جغرافیایی حضور دارند و به اعتقاد نگارنده گاهی اوقات آیپک ها دو یا چند منظوره فعالیت دارند اگر اسراییل متحد استراتژیک آمریکا است، ایران نیز متحد استراتژیک روسیه می باشد و همان تعاملاتی که بین اسراییل و آمریکا برقرار است بین روسیه و ایران هم در جریان است بنابراین نقدی که بر این کتاب وارد است نقش روسیه و تعامل کاربردی پنهان با
اسراییل است 
امید فراغت
+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 و ساعت 20:38 |

نقدی بر کتاب آیپک   
پس از انقلاب و بعد از تسخیر سفارت آمریکا در ایران، خصومت موجود میان دولت آمریکا و ایران شکل گرفت و البته عوامل بیرونی با استفاده از تسخیر زمان و مکان که سرویس های جاسوسی بلوک شرق نیز در آن دخیل بودند توانستند فضای ضد آمریکایی به وجود آورند و عوامل درونی نیز تحت تاثیر این فضا بدون اینکه خود مطالعه ای منطقه ای و بین المللی داشته باشند این موضوعیت را تبدیل به یکی از اصول انقلاب کردند یعنی همان سیاست ضد آمریکایی کشورهایی مانند شوروی سابق و عوامل تابع آن را پیش گرفتند چرا که ایران به عنوان یک کشور استراتژیک و ژُّیوپلتیک می توانست
مناسبات منطقه ای را در جهت معادلات پیدا و پنهان آنان با محوریت تخاصم علیه اسراییل شکل دهد سیاست مداران نو ظهور و کم تجربه ایرانی از کنه وماهیت چنین مقاصدی اطلاعی نداشتند و ناگزیر برای بهبود شرایط داخل و پایه گّذاری ارکان انقلاب نوظهور خود ،تبعات تصمیم سازی و تصمیم گیری آتی خود را نمی دانستند و در واقع بلوک شرق ایران را محور تخاصم و سپر بلای مبارزه خود با غرب کرد و در پشت این سپر مشغول به طرح ریزی معادلات منطقه ای و جهانی حتی با کمک اسراییل شد « بر همین اساس است که مولف کتاب تاثیر آیپک بر کنگره آمریکا علیه ایران ، روابط ایران و آمریکا
را مانند کلاف سر در گم بر می شمارد چرا که در شرایط حال حاضر نیز سیاست مداران ایرانی تحت تاثیر نفوذ آیپک منطقه خاور میانه قرار دارند مبنی بر ادامه تخاصم و دشمنی با آمریکا. آیپک وآیپک ها در همه مناطق سیاسی و جغرافیایی حضور دارند و به اعتقاد نگارنده گاهی اوقات آیپک ها دو یا چند منظوره فعالیت دارند اگر اسراییل متحد استراتژیک آمریکا است، ایران نیز متحد استراتژیک روسیه می باشد و همان تعاملاتی که بین اسراییل و آمریکا برقرار است بین روسیه و ایران هم در جریان است بنابراین نقدی که بر این کتاب وارد است نقش روسیه و تعامل کاربردی پنهان با
اسراییل است 
امید فراغت
+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393 و ساعت 20:38 |

روش وسخن کلی کتاب :

      این کتاب سعی دار با بهره گیری از نظریه سازه انگاری، وتاکید بر موضوع امنیت، ماهیت و موجودیت متغیرمستقلی بنام اسراییل و نقش آن را برسیاست خارجی امریکا علیه ایران را بیان نماید که دراین خصوص از روش توصیفی - تبیینی استفاده نموده و به  طورتخصصی به نقش آیپگ پرداخته و ضمن تشریح اهداف وعملکرد آن تصویرروشنی ازپشت پرده تصمیم گیری سیاستمداران امریکایی در روابط بین الملل را برای مخاطب تداعی می نماید و در آخر با مطرح نمودن پیشنهاداتی در تلاش است راهکاری مناسب  جهت مقابله با دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران ارائه دهد.

 

مواردی که بنا بر تکلیف درسی مبنی بر نقد کتاب قابل ذکر است:(از نظر دانشجو)

1- علی رغم اینکه درابتدای کتاب پژوهشگر عنوان داشته که در این تحقیق از نظریه سازه انگاری بهره جسته است بنظر می رسد لزومی نداشته که وی به  تشریح نظریه  وحتی نظریه برخی از اندیشمندان سازه انگاری بپردازد.

2- در صفحه 46 بخش ماموریت آیپک عیناً ازبخش اهداف آیپک (صفحه 45) کپی شده است.

3- بنظر می رسد با تکراراین موضوع که تعداد اعضای فعال در آیپک بیش از 000/100 هزار نفر بوده و 10 دفتر منطقه ای داشته و در 50 ایالت امریکا فعال می باشند تا حدی بزرگنمایی شده است.(صفحات 45 و 47)

 مبنی بر اینکه آیپک(aipac and congress.2014.p2)از  4- نقل قول صفحه 45 و 46

 یک کمیته اقدام سیاسی نیست با مطالب کتاب تعارض دارد.

5- در صفحه 50 نقل قولی از میر شایمر و والت در مورد انتخابات امریکا ذکر شده مبنی بر اینکه "در فعالیتهای انتخاباتی در ایا لات امریکا حرف اول را پول می زند "که این امرانتخابات امریکا را به عنوان دموکراتیک ترین کشور جهان زیر سئوال می برد.

6- صفحات 60 الی 70 به معرفی کنگره ،تاریخچه،برنامه کاری ،ساختار اجرایی، آن و همچنین معرفی مجلس سنا پرداخته که بنظر غیر ضروری می باشد.

7-در صفحه 71 یک پاراگراف کامل در خصوص نقش رئیس جمهور و وزارت خارجه در حوزه روابط بین الملل عیناً از صفحه قبل بصورت تکراری استفاده شده است.

8-پیدایش دولت ضعیف در امریکا به سه دلیل (بوروکراسی- قدرت قضات- فدرالیسم ) نیازمند توضیح بیشتری می باشد. (صفحه 76) Huss 65-64-2006 

9- نقل قول دیک آرمی در صفحه 104 که گفته " اولویت اول من در سیاست خارجی حمایت از اسراییل است " علی رغم اینکه به نوعی از جانب پژوهشگر تعجب آور جلوه داده شده است ولی این امر را اگر در راستای منافع ملی امریکا در نظر بگیریم می توان انرا امری طبیعی قلمداد نمود.

10-موضوع اهمیت رای یهودیان در انتخابات امریکا (صفحه 114الی 119) با وجود ارائه آمار و ارقام درنهایت جمع بندی مشخصی نشده و مخاطب را دچار اشتباه در درک مطلب می نماید بطوری که پژوهشگر در انتها اذعان می نماید " از این رو مجموعا در تئوری مربوط به اهمیت و وزن رای یهودیان با شک و تردید نگریست."

11- پژوهشگر در بخش آیپک و تحریمهای اقتصادی و تکنولوژیک اظهار می کند "یکی از سیاستهای عمده امریکا علیه ایران در سالهای اخیر ، سیاست تحریم بوده است."  در صورتی که تحریمهای اقتصادی و تکنولوژیک از سال 58 آغاز شده و هر ساله تمدید شده است .

12-موضوع جاسوسی یکی از تحلیل گران پنتاگون بنام لاری فرانکلین به نفع اسراییل که در صفحه 165 ارائه شده درجمله بندی وارائه مطلب ضعیف بنظرمی رسد و در این موضوع نقش آیپک در دفاع از وی بسیار کمرنگ و به نوعی دیده نمی شود.

13- در بخش نتیجه گیری مسائل و موضوعاتی همچون:

-عدم امکان بحث آزاد در باب سیاست خارجی امریکا نسبت به اسراییل

- عدم ارائه یک تحلیل واقعی و نبود درک و شناخت صحیح نسبت به ایران از سوی مقامات امریکا

- و اینکه کارمندان دولت امریکا تنها در پشت در های بسته و مخفیانه می توانند بطور بی طرفانه و منصفانه در خصوص ایران تجزیه و تحلیل کنند

  جای سئوال داشته و می بایست موشکافی و بیشتر مورد تحلیل قرار می گرفت .   

14- غلط املایی (به کرات) و بعضاً جملات و پاراگرافهای تکراری در این پژوهش دیده می شود.  

 

                                                        با تشکر از استاد گرامی  دکتر اطهری

                                                        دانشجو: حمید خداداد بیگی

 

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 و ساعت 20:49 |
 پاشایی عزیز رفت و اندکی تصحیح نوشته ها به تاخیر افتاد.من قبل از سخنرانی ها یم همواره به موسیقی  با صدای بلند گوش می کردم.از بچگی به شدت به موسیقی علاقمند بودم.با حقوق معلمی واکمن خریده بودم و در خوابکاه امیر اباد  دانشگاه تهران موسیقی گوش می کردم. .به هر حال نه مانند روسو  ولی میتوان مسائلی را در مورد انتخابات مطرح کرد.برخی معتقدند خاطرات شکست  نیاز به گفتن ندارد ولی به نظر من داردچون موجب تولید ادبیات می شود.انتخابات دوره ششم در منطقه تالش مانند دوره اول  که بعد از انقلاب 57 فضای باز سیاسی بر ان حاکم بود  شکل خاصی به خود گرفت و امکان حضور گرایشهای سیاسی مختلف را فراهم ساخت.فضایی که بدون شک دانشگاهیان ایران نقش مهمی  در ایجاد ان داشتند.تعدد کاندیداها و گرایشهای سیاسی  انان  به جنا ح ها ی چپ و راست  و  اصلاح طلب و  ملی مذهبی ومستقل قابل مطالعه  بود.  

 ذر منطقه تالش نیز همان گرایشها حاکم بود. بعداز عدم کاندیداتوری در دوره پنجم که فضای سیاسی  و زمان و قدرت اقتصادی و شرایط  اقتصادی ساسی و خانوادگی   همراهی نمی کرددوره ششم از برخی جهات مناسب بود.فضای باز ایجاد شده بود.ما ثبت نام کردیم  اتفاقا یک نفر هم نام خانوادگی  من  قبل از من ثبت نام کرده بود.چنین چیزی در انتخابات دوره نهم مجلس در شهرستان قزوین رخ داد.در بررسی رد صلاحیت شدم. اسامی اعضای بر رسی مشخص بود.نامه محرمانه از فرمانداری نشان دهنده ان بود که بر اساس چه بندهایی رد صلاحیت صورت گفته است. تقریبا هیچ بندی به نفع من نبود.ما می توانستیم در رشت و شورای نگهبان در تهران شکایت کنیم.همین کار را کردیم.در تهران هر کدام از اعضای شورای نگهبان را میدیدیم مثل مرحوم  دکتر حبیبی.علی جنتی و.....یک بار اقای محمود اطهری خود را به  حجت الاسلا م اعلی جنتی رساند و خواستار تایید ما شد بلافاصله پاسداران  وی رادورکردند.او به همراه پسر دایی ام  اقای  حسین حسین زاده همواره جلوی درب

ساختمان شورای نگهبان بودند. در تهران برای اولین بار با رد صلاحیت شده ها   صحبت می کردیم تا تجربه کسب کنیم.یکی از این افراد پوشه ای در ذست گرفته بود و هر لحظه ماشینی از مقامات از جلوی ما رد می شد بدان نزدیک می شد و التماس دعا داشت بعدا فهمیدم اقای عرب سرخی است.  دوستان صمیمی از طریق تلفن تعقیب می کردند.محمد ناصر اشرف هم در عمل کمک می کرد. زنان و  مردان زیادی خواستار بررسی پرونده خود بودند..برای اولین با ر درمسجدحاج سید عزیزاله حاضر شدم.قبلا نام این مسجد را نشنیده بودم,..ایت اله رضوانی در این مسجد امام جما عت بود..به ما گفته شد با این روحانی عضو شورای نگهبان ملاقات کنیم بهتر است.من به همراه اقای محمود اطهری به مسجد رفته ولی به تنهایی  با ایشان ملاقات و تقاضای کتبی ارائه کردم.قبلا از ایشان وقت گرفته شده بود.محافظان ایشان نیز همکاری کردند.اقاه ها ی محمود اطهری مامور گرداوری تاییده ها از روحانیت قم بود.

آیت‌الله رضوانی، از نخستین فقهایی بود که در اول اسفند 1358 با حکم امام به عضویت شورای نگهبان درآمد و به مدت سه سال در این نهاد، انجام وظیفه نمود. پس از این مدت ، طبق قانون اساسی که می بایست سه تن از فقهای دوره نخست شورای نگهبان به قید قرعه از این نهاد خارج می شدند، وی با همین قرعه از این نهاد خارج شد و سپس به ریاست دیوان عدالت اداری منصوب گردید. با رحلت ، حضرت آیت الله سید احمد خوانساری، که در مسجد سید عزیزالله بازار تهران، اقامه نماز می نمود، آیت الله رضوانی به عنوان معتمد  امام خمینی در امور اصناف و بازار تهران و امام جماعت مسجد سید عزیزالله منصوب گردید . 

 

  آیت‌الله رضوانی در سال 1368 با حکم  رهبری  مجددا به عنوان عضو فقهای شورای نگهبان منصوب گردید و تا زمان حیات، در این نهاد بود. 

یک روز اجازه یافتیم وارد حیاط و ساختمان شورای نگهبان شویم.حیاط بسیار بزرگ و ما نماز گزاردیم.دیگر رد صلاخیت شده ها مانند نماز گزاردند.

سوابق کاندیداها  

اقای عنایت اله پورعبادی اصلاح طلب بود.او کارمند اموزش و پرورش بود.مهندس نادر یکتا هم اصلاح طلب و صاحب یک شرکت کامپیو تری  اجاره ای بود.هر دو تحصیل کرده دانشگاهی و از خانواده هایی معتبرو زحمتکش بودند.مهندس یکتا کارشناسی خود را در مدیریت گذرانده بود.

 

بیش ازهمه کاندیداها اقایان اسلام دوست و محمد یاری سابقه حکومتی و کار داشتند.اولی فرماندار تالش بودو قبل از ان نیز در چند شهر استان گیلان بخشدار و فرماندار بودو دومی از سپاه پاسداران به مجلس دوره پنجم رسیده بود.جالب ان بود که اسلام دوست فرماندار اقای محمد یاری بود و بر اثر اختلاف میان ان دو اقای اسلام دوست هم کاندیدا شده بود.در این میان بایستی گفت تمام کسانی که  رقیب  اصلی اقای محمد یاری تا دوره نهم شدند همه  جزو تیم اصلی وی بودند و همه با ما مبارزه کردند در واقع ما دانشگاهیان با چند کاندیدا همزمان  مبارزه می کردیم.انچه جالب توجه است اینکه چقدر تشکیلاتی و عالی کار کرده بودند و چقدر در جذب کادر قوی عمل کرده بودند و چقدر در کادر دولتی منطقه نفوذ داشتند.انها هنوز نگفته اندچرا از وی حمایت می کردند و اکنون چرا تغییر موضع داده ا ند.

نحوه مبارزه 

شیوه پیکار ااز کاندیدایی به کاندیدای دیگر متفاوت بود.یکی از کاندیداها حضور در قبرستانها و مساجد  را به منظور تفقد از خانواده عزیز از رست رفته را باب کرد. فی نفسه کسی نمی تواند این مساله اخلاقی را رد کند.ولی مساله استفاده ابزاری از مرگ در پیکار سیاسی بود.  

بطور کلی در دوره ششم شاخصهای ذیل بیشتر مطرح بود  

1-ملاقات با نخبگان محلی

2-جلسات انتخاباتی 

به منظور ایجاد اگاهی و اعلام حضور در انتخابات و شناسایی گروهای اوانگارد و تیم اصلی معمولا در خانه انان جلسات انتخاباتی بر کزار میشود.در واقع در فقدان تجربه حزبی  و مقرهای حزبی جلسات به درون خانه ها میرود. ما هم قبل از انتخابات از همین روش استفاده کردیم.مهمترین ان به عنوان مثال جلسه در منزل اقای بهجت کلانتری در منطقه پره سر بود وی و همسرش از خانواده اریستو کرات تالش بوده و هستند.خانواده ای ریشه دار که وفادار به عهد هستند.برادرم سید مسلم با ایشان در مدرسه راهنمایی طولارود همکار بود و از طریق ایشان با اقای کلانتری اشنا شدم.

در ماسال جلسه ما در یک باغ بزرگ و زیبا بود.این باغ متعلق به .....بود.جلسه ما 5 ساعت طول کشید.خدای من چقدر با سواد بودند.از هگل و مارکس و محمد >ص.<تا توسعه تالش حرف زدند....یکی از این جوان ها بعدا  برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفت. فکر نمی کنم در ماسال کسی انرژی تمام نشدنی اقای کریم صابر را داشته باشد.اوبه جهل و مبارزه با نادانی و ایجاد اگاهی بیشتراهمیت میدهدتا زخم پاهایش در جنگ یا ریش دل.

در شاندرمن  و شیخ نشین اقای  ناصر بشر دوست  به همراه معلمان و افراد با سواد   چنان بحث اکادمیک می کردند که گویا ما برای تدریس به دانشگاه امده ایم نه انتخابات....یکی از معلمان همراه اقای بشر دوست که  ازدواج خود را به تاخیر انداخته بودبحث های اکا دمیک سنگینی به راه می انداخت. .اسامی را بعد از مجوز  .خواهم نوشت.در شاندر من ...کسانی بوده و هستند که در المان و پاریس تحصیل کرده یا زیسته اند..خدای من انان به راحتی در مورد پست مدرنیزم به زبان ساده صحبت می کردند.

اولم شاندرمن بسیار زیباست این زیبایی با چایی پیری لذت فراوانی داشت.مغازه ای که به نظر اکنون سوپر مارکت شده است.درود بر زن شجاعی که  با عشق در این جا با یک انسان با شخصیت قطع نخائئ................. جلسات در اولم هم زیبا بود.

رر منطقه رضوانشهر و پونل و ضیا برجوانها و متفکران به دنبال نقد بودند انا ن از موضع چپ نو و مکتب فرانکفورت به مسائل نگاه می کردند.بحث ها سنگین و فوق العاده بود.تعداد کارشناسی ارشد این منطقه به نظر از هشتپر و ماسال و شاندرمن در این تاریخ بیشتر بود.

در هشتپر و بخش مرکزی بحث ها روتین و غیر فلسفی و پراگماتیستی بود.بیشتر مسائل روزمره مطرح بود.در چوبر ویزنه و حیران دان و کشلی و خطبه سرا تفکر عمل گرایانه حاکم بود. 

در مجموع دانشگاهیان و  اساتیدومعلمان و دبیران و امو زگاران و دانشجویان و دانش اموزان و وگلا و پزشکان ومهند سین  چوکا و قضات عالیرتبه و نظا میان ملی و با سواد   و بوروکراتها و کارمندان منطقه در واقع طبقه متوسط مدرن  مهمترین گروه اوانگارد خواهند بود.انها تنها گروهی هستندکه نجات دهنده منطقه از پوپو لیسم و موبو کراسی هستند.ولی ائتلاف انها با  بورژوازی و بازار وکارگران اگاه چوکا و نخبگان کارگری و کشاورزی الزامی است.در اعلامیه ای که پس از شکست  در دوره ششم منتشر کرده بودم بین مسائل اشاره کرده بودم. 

شاید تعجب اور باشد که چرا ما بحث های اکادمیک می کردیم.من معتقد به اموزش به عنوان پیش شرط دمکراسی بوده و هستم .کره جنوبی و چین و هند از همین مسیر تحول اجتمایی ایجاد کردتد.

در تمام جلسات با توجه به اشنایی اقای غلام رضا مرحمتی  با منطقه تمام امور رانندگی با ایشان بود.او قادر بود تالشی و گیلکی و ترکی با مخاطب ارتباط برقرار کند.

 

 

3-سخنرانی 

یکی از روشهای تاثیرگذاری در انتخابات در منطقه انجام سخنرانی به منظور ارتباط با مخاطب است.این سخنرانیها در فضای بازو مساجد و میدانها ی اصلی شهر صورت میگرفت.در یک جلسه سخنرانی در منزل ....در خرجگیل بارها برق قطع و وصل می شد سپس با سنگ مورد حمله قرار گرفتیم.ولی سنگها ریز و برای ترساندن بود.در ان شب من از راه دیگری خود را به جاده رساندم. اقای مسعود محمدی بسیار حرفه ای رفتار کرد.هر کس به حرف من گوش نکرد اذیت شد.به این خاطره دوباره باز خواهم گشت.در شب فرار و گریز و وحشت و زیر نور ماشین دیدم چقدر منطقه جنگلی و زیباست.بعدا یاد استادی افتادم که روزگاری  در تالش  مهمانم بود و به من گفته  بود جنگلهای تالش شبیه المان است.این حمله نوش جان بود خوشحال بودم مردم ما می توانند اعتراض کنند.ولی فقط موافق سنگ نبودم.

  با اغاز رقابت که من با تاخیر بدان رسیدم مهمترین و لذت بخش ترین بخش  دوره ششم سخنرانی دکتر سهراب رزاقی به نفع اقای اسلام دوست یکی از کاندیداهای مجلس دوره ششم و علیه ما  در شهر هشتپر در جلوی بانک ملی  در میان مردم  بود. اقای رزاقی  مدیر کل مطا لعات سیاسی وزارت کشور و عضو کمیسیون سیاسی هیات دولت بود. 

با توجه به مطرح شدن شبه دمکراسی  در کشور وی به همراه سایر رفرمیستهای کشور به دنبال حمایت از اصلاح طلبان بودند. صرف نظر از سخنرانی ایشان انجه مهم بود این بود که این گونه سخنرانی ها واسه اگاهی عمومی در منطقه  مناسب بوده و هست و به روشنگری کمک می کند..من سعی خواهم کرد متن سخنرانی وی را اینجا ارائه کنم.   

4-تخریب رقیب 

تخریب در دوره ششم در منطقه تالش وحشتناک بود.ورود رقبا به حوزه خصوصی و خانواده رقیب از جمله انها بود.در واقع این گونه رفتار غیر مدنی بود. تخریب در3 مرحله صورت گرفت.1- فبل از انتخابات.2-در حین برگزاری انتخابات و 3- بعد از انتخابات.قبل از انتخابات روش تخریب نامه نگاری بود.گاهی در این نامه نگاری هاحتی افراد  جرئت می کردند اسم خود را هم بنویسند. محتوا عمدتا مذهبی و نوع رابطه با رژیم و نوع نگاه به سیستم بود.این نامه ها گاهی شانسی به دستم می رسید از میان نامه ها وقتی یکی  از نامه ها را  خواندم   وحشت کردم.چطور انسان ان هم در تالش با مردمی  مهربان می توانند چنین اقدامی کتتد.در این نامه ها من دیندار قلمداد نمی شدم وسیستم را نمی پذیرفتم. نامه ها به شورای نگهبان و مقامات بالای دولتی نوشته می شد.

در حین انتخابات نیز بر اساس اسناد و نوارهای ضبط شده تخریبها جدی بود.در یک متن که در منطقه اسالم پخش شد به شدت در روند انتخابات تاثیر گذاشت. این مطلب در یک روزنامه رادیکال تهران علیه من چاپ شده بود . رقبای من انرا در سطح گسترده منتشر کردند.اکنون یکی از گردانندگان ان روزنامه کارگردان مشهوری شده است.در ماسال مرد محترمی از من پرسید پسرم تو که معلمی چرا بی دین شده ای؟وقتی منبع مطالعه اش را پرسیدم فهمیدم ان نامه ها در جامعه تاثیر گذار است.شخصی به نام اقای بها از شاندرمن وارد بحث با ان مرد محترم شد.ان انسان محترم از من خواست دیندار باشم.

بعد از اتتخابات نیز این تخریبها ادامه یافت.

 

5-انسجام تشکیلاتی 

یکی از متغیرهای مهم در انتخابات انسجام تشکیلاتی است.

 16 گروه اصلاح طلب از جمله دفتر تحکیم وحدت ان زمان ازنامزد خود  اقای اسلام دوست حمایت می کردند.از همین جا مشخص شد که نامزد اصلی اصلاح طلبان کیست. ولی جبهه مشارکت حاضر به حمایت از وی نشد.

در شرایط فقدان ساختار حزبی در کشور به نوعی انتخاب نامزد از بالا صورت می گیرد.در صورتی که انتخاب نامزد بایستی از پایین تحقق یابد.  ولی تمرین حزبی صورت گرفت.شخصیتهای اصلاح طلب منطقه وارد گفتگو با کاندیداها شدند تا تنها یک نامزد معرفی کنند.انها با تمام کاندیداها ی که از نظر انها  اصلاح طلب قلمداد می شدند جلسه گذاشتند.این شخصیتهای منطقه ای برای پیروزی سید محمد خاتمی زحمت کشیده بودند.از میان انها سه نفر از ماسال و شاندرمن و دو نفر از منطقه رضوانشهر و سه نفر از بخش مرکزی بودند.

6-ائتلاف

در این میان ائتلاف یک فردی که بارها در انتخابات شرکت کرده بود ولی به پیروزی نرسیده بود درپیروزی اقای اسلامی نقش ویژه ای داشت.وی قبلا با اقای میر غفاری هم ائتلاف  کرده بود.در تحلیل دوره ششم مجلس در منطقه ما متفکرین منطقه این فاکتور را جدی نگرفته اند.یا کمتر بدان پرداخته اند.فردی که خواستار ان شد که قلب خود را به امام هدیه کند.

 

 

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در سه شنبه بیستم آبان 1393 و ساعت 1:48 |
 انتخابات دوره جهارم مجلس

دلیل شرکت در انتخابات چه بود؟چگونه این تفکر  در من شکل گزفت ؟ایا 28 سالگی تجربه کافی و وافی برای ورود به مجلس بود؟ ؟ایا خانواده در جریان تصمیم گیری قرار گرفت؟ایا پایگاه خانوادگی وجود داشت؟ایا  خانواده از پایگاه اجتماعی برخوردار بود؟ایا فامیلها  و کسانی  که پیوندهای خانوادگی داشتند وعده حمایت مالی یا تبلیغاتی  دادندیا در عمل بدان اقدام کردند؟
اتا جه میزان نظام سیاسی و نظام انتخاباتی ایران را می شناختم. پارادایم فکری حاکم بر کشور چه بود ؟ ایا در لیست احزاب صوری ,باید قرار می گرفتم. شناخت از محیط به چه اندازه بود؟ایا ارزیابی دقیقی از منطقه طوالش به عمل اورده بودم ؟روی چه  نیروهایی میتوانستم حساب کنم.چه   تاکتیکهایی برای رسیدن به هدف انتخاب شد؟ایا ابزارهای مالی را سنجیده بودم و اهمیت توان اقتصادی را در مورد پیروزی در انتخابات می دانستم؟ه از چه راههایی می خواستم و می توانستم افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهم؟به سراغ مردم یا مسئولان یا هردو کدامیک در اولویت بودند؟

درصورت شکست  در انتخابات خانواده تا چه اندازه تحمل مالی داشت؟پیامدهای شکست  برای من و خانواده چه بود؟ 

پاسخ به این سوالها اسان نبود.بدون نظر خانواده افدام کردم. و هرگز با انها مشورت نکردم. چرا که  از نظر کی یر که گور لحظه  تصمیم گیری دیوانگی است ....من  انها را به دنبال  خود کشیدم. بعد از انتخابات از نظر مالی خانواده ام  منهدم شد.ولی خانواده کشاورز من اجازه نمی داد کسی بفهمد.مادر .پدر برادر و خواهرم سالها روزها و ساعتها با کار کشاورزی وحشتناک زندگی ما را ساخته بودند.دقیقا یک ماه بامشکل تغذیه روبرو شدیم. بچه های کشاورز  و کارگر برای رسیدن به اهداف باید پایگاه مالی  خانوادگی را مد نظر داشته باشندو از خودخواهانی مثل من درس بگیرند.

 فهمید م که نمی‌تونم به عنوان یک آکادمسین  صرف به اهداف خود  که پیشرفت ایران ومنطقه بود برسم  ومنشاء مشکلات در ایران  سیاسی بود و نیاز به اصلاح با ابزارهای سیاسی داشت.بنا بر این راه از میان جامعه مدنی می گذشت. می خواستم ازادانه عمل کنم. می دانستم که هنوز به جوان ها اعتمادی نیست.به تحصیل کردگان همچنین.دوره اول مجلس بعد از انقلا ب دکتر رهنمایی 800تا رای اورده بود در حا لی که تحصیل کرده المان بود...تحصیل کردگان دیگر کمتر از وی رای اورده بودند.

هر چند عقب ماندگی منطقه بیشتر مرا ازار میداد و هنوز می دهد.چرا که نمایندگان نامو فق بودند. به عنوان مثال وقتی برای اولین بار به شاندرمن رفتم مردمی دیدم بسیار مهربان و عاطفی اتعجب می کردم که چرا به مردم این  منطقه خدمات چندانی ارائه نشده است.این منطقه و ماسال علیرغم تاریخی بودن  مانند پره سب ر . پونل .لیسار .لاب .ویزنه .رضوانشهر .چوبر .کشلی نیاز به توجه بیشتر داشتند.از هنرمندمنطقه  طی  سخنرانیها  خواهش کردم فقر تالش را به تصویر  کشندو هنر و موسیقی را رواج دهند و به گروه های حاشیه ای نیز توجه کنند.

دانشجویان دبیران,اموزش و پرورش وو دانشحویان و دانش اموزان نقش تشویق برای انتخابات بازی کردند .بویژه منطقه روشنفکری خطبه سرا که اولین دبستان منطقه تالش را از منظر تاریخی به خود اختصاص داده بودو افراد اکادمیک غیر دولتی زیادی  را پرورش داد ه بود.شغل معلمی مرا بیشتر ب توده ها .و غم و شادی انها اشنا ساخت.

هنوز تعجب میکنم با توجه به خجالتی بودن چگونه به درون جمعیت پرتاب شدم.چطور بر انزوا که واقعیت وجودی من است غلبه کرده بودم.به نظرم روشنفکری و مسئولیت ناشی از ان در این پرتاب نقش داشت.

سن 28 سال مناسب است چرا که اجازه تحرک می دهد به شرطی که با نهادهای قدرت و تصمیم گیری اشنایی وجو د داشته باشد و یا به نوعی کشور شناسی صورت گرفته باشد.

از نظر پایگاه ارزیابی‌های ذهنی نسبت به خانواده منفی ارزیابی نمی کنم.و احترام اجتماعی نیز منفی نبود.ولی از نظر دارایی و ثروت چنین چیزی واقعیت نداشت.ما فاقد انها به معنای معمول بودیم.در مورد کمکها کسی قول یا وعده ای نداد.ولی یک خانواده  در عمل حداقل کمک را ارائه کرد.در بین خانواده اطهری فقط یک نفر م.جباری عروس  کمک کرد.

نظام سیاسی و انتخاباتی ایران را در دانشگاه تهران گذرانده بودم و اندکی اشنایی داشتم.پارادایم فکری گذار از چپ بود.در هیچ لیستی نبودم.در واقع مستقل شرکت کردم.ارزیابی نسبی  از منطقه داشتم. ولی پیچیدگی ان را نمی دانستم.ولی زیبایی ان و تساهل مذهبی و دینی ان می تواند مدلی برای شهرهایی باشد که در انها پلورالیسم مذهبی و قومی حاکم است.تاکتیکها بر اساس منطقه عوض می شد.ابزارهای مالی مهم بودند.حضور میدانی و سخنرانی از راههای تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی بود.در ضمن ما به سراغ مردم رفتیم,ولی نقد جدی نیز بر دولتمردان داشتیم.شبیه به چیزی تحت عنوان متفکر و سیاستمدار.

پروژه گذار دمکراتیک با توجه به نقش  نخبگان بود.در دوره چهارم فکر می کردم این کارگزار است که قادر است ساختار را تحت تاثیر قرار دهد.همچنین مایل به تزریق روشنفکران به بدنه بوروکراسی بودم که به شدت در مقابل نیروهای جدید مقاومت می کردند.خطر ارتش بیکاران تحصیل کرده را حس می کردم.  در سطح منطقه امریکا ئی ها و کاناداییها و کشور سوئد با تاسیس کارخانه چوکا در صددایجاد ...بودند.ا.چند هزار نفر در کارخانه چوکا و در  اسالم و شفارود کار را هر چند با تاخیر اغاز کردند.سال 1365کار خانه به سه قسمته  اصلی تقسیم شد.....صنایع چوب اسالم ، شرکت صنایع چوب و کاغذ ایران و شرکت جنگل شفارود.

اولین گام 

شناسایی کاندیدا و به رسمیت شناختن ان یک مرحله اساسی بود.من باید کاری می کردم چرا که قبلا  روشنفکران نتوانسته بودند جایگاهی  در منطقه بدست اورند. ضمن انکه من سمتی دولتی وفوق العاده نداشتم.تا خود را به مردم نشان دهم. 

در  گام اولیه  در سطح فرو ملی در انتخابات استراتژی انتخاباتی محدود  به این است که تقریبا همه روزه تا قبل از شروع رسمی در محلی پر جمعیت و عام مانند بازار حاضر شده و با هر فردی که از خودش تما یل نشان دهددست داده و خود را معرفی کند.ما هم همین راه را انتخاب کردیم.بازار و کافه خانه ها و مساجد و  محافل تجمعات عمومی و مراکز ورزشی و مکانهای مراسم  شادی مکان معرفی مان بود.یک بار برادرم در شفارود پیشنهاد کرد که از کاغذ برای معرفی استفاده کنیم.کارت ویزیت را گروه ما تجویز نمی کردو می گفتند معنی ان تخلف انتخاباتی است. ما هم چنین کردیم

در گام بعدی اشنایی و گفتگو  و جلسه با برخی نخبگان محلی را در دستور کار خود قرار دادم. برخی از این نخبگان را پدرم معرفی کرد.

در گفتگو با مرحوم حاج   لطیف رهنما  در منزل   او در خودی محله وی از من خواست تاریخ انتخابات تالش را مورد مطالعه قرار دهم. او از تجر بیات و نشستهای خود با رامبد گفت.همچنین تاکید کرد که مواظب تهران با شم.بعد از این ملاقات دریافتم در جاده سختی قدم گذاشته ام. اسامی سران شهر هشتپر را در بخش مرکزی بدست اوردم ..انها  را از طریق انسانهای امین به خانه مان دعوت کردم. .این شخصیتها عبارت بودند از 

1-مرحوم حاج لطیف رهنما 2- مرحوم حاج اقا اسکندری  3- مرحوم حاج صالح پلنگی معروف به مجید نیا 4- مرحوم کدخدا غلام جوادی نژاد  5-مرحوم حاجی پیرزاد 6- جهان  مقدم حسین زاده 7- جناب اقای سلیمان زیارتی 8-مرحوم  حیدر بیگ حقیقی مرد  متشخصی بود که  در بیشتر سخنرانیها همراه من می امد.و از سخنرانی ها باکی نداشت.

نواری قبلا  در مورد اهد اف ما در انتخا بات ضبط شده بود و حضار گوش کردند.با برخی بیش از 40 سال فاصله سنی داشتم.انها بسیار حرفه ای با رامبد و حاج یونس عرفانی و مجتبی عرفانی کار کرده بودند.هر کدام از انها سوالاتی به عمل اوردند.این سولات بیشتر به اهداف شرکت من در انتخابات مربوط می شد.در این میان مرد سن دار  جلسه از حا ضران خواست اگر قولی می دهند وفادار باشند.اما ایا خود وی وفادار ماند؟ پاسخ ان را خواهم  نوشت.

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در شنبه هفدهم آبان 1393 و ساعت 22:56 |
د 

 

اطلاعات این خاطرات در مورد انتخابات دوره  نمایندگان دور چهارم مجلس شورای اسلامی که انتخابات آن در ۲۱ فروردین ۱۳۷۱ برگزار و اولین جلسه آن در ۷ خرداد ۱۳۷۱ به تعداد ۳۳۳ نفر بودند  تشکیل شد می باشد  که اغلب از سنخ بررسی هاي تاریخی و نظري هستند و از راه مشاهده

 

 و مطالعه اي نسبتاً دقیق بر روي اسناد و از طریق ارتباط با اشخاص ذي ربط و ذی نفوذ و روابط رو در رو  فراهم

 

آمده اند،  روزآمد و معتبر هستند و پژوهشگران می توانند

 

به عنوان مرجعی مستند براي پژوهش استفاده کنند.

در دوره چهارم انتخابات مجلس شورا در سال 1370با جمعی از دانشجو یان  از رشته های مختلف در منزل پدری اقای حاج سید یوسف اطهری مریان در کوچه گل سرخ  شهر هشتپر طوالش که عمدتا مردمی از طبقه پایین جامعه  یا طبقات متوسط رو به افول را تشکیل می دادند جمع شدیم.اپدر و مادرم با کار کشاورزی وحشتناک و طاقت فرسا  ان هم بعد از 15 سال توانسته بو دند این خانه گلی را با کمک برادرم بسازند.گرچه سازندگان این خانه ایجاد اشپز خانه , و را فراموش کرده بودند اکنون نیز این خانه علیرغم کهولت سن فاقد اشپز خانه است. پدر و مادر از رنگریز خانه در 3 کیلو متری تالش به  شهر هشتپر امده بودند.روستا فاقذ هرگونه امکاناتی بود.از رودخا نه ها به عنوان حمام ویا ....استفاده میشد.برق نبود.اب لوله  کشی نبود.پدر کامل کوچ نکرد زمان مزرعه دوباره بر می گشتیم.در امد از زمین بود.انان خداوندان  کار بر روی زمین بودند.فکر نمی کنم در دنیا شغلی سخت تر از کشاورزی باشد.غذا خوردن کنار مزرعه و بزرگ کردن کودک در کنار کارو شیر دان بچه داخل مزرعه و کار در زیر بارش بارش باران و افتاب سوزان ...

 به هر حال با دانشجویان و تحصیل کردگان جلسه گذاشتیم انها اکنون  یا استاددانشگاه و یا پزشک یا  ور زشکار و یا معلم اموز ش و پرورشند. برخی بوروکرات بر جسته شدند برخی  انها نیز یا کاندیدای مجلس شدند یا کاندیدای شورای شهر. برخی از انها حتی رئیس  دانشگاه شدند و هستند.. بعضی به سازمانهای بورو کراتیک پیوستند والبته برخی به خارج از کشور رفتند و عده ای نیز تغییر جهت دادند. ویا راه انزوا بر گزیدند.اتغییر بیعت دهنده ها کم بودند.این خود نشان دهنده صلابت طبقه متوسط یا طبقه متوسط رو به افول بود.  .,,... . 

در واقع انجه در دانشگاه تهران و مکتب دانشگاه تهران  از سال  1363 یاد گرفته بودم می خواستم با کمک دانشجویان و تحصیل کردگان  و طبقه متوسط  به عنوان گروه اوانگارد  به زیر پوست جامعه ببرم .شعار  ما جامعه مدنی بود.هدف تعریف جدیدی از اسلام توسط طبقه متوسط مدرن در منطقه و نهایتان تا جغرافیای گیلان و اردبیل بود. به عنوان سند در روزدر نامه جمهوری اسلامی  ان زمان نیز این شعار از سوی ما درج شد سابقه کارم به کار

معلمی در اموزش و پرورش و وزارت کشور بر می گشت.  

ما می خواستیم در خیال خام خود جانشین

سردارمنصور (میرزا فتح الله خان) یا سپهدار رشتی

حاج شیخ محمد حسین

حاج آقا رضا رفیع

محسن همراز (فاضل الملک)

سید حسین معینی

حاج سید مصطفی مصطفوی کاشانی فرزند آیه الله کاشانی

هلاکو رامبد

مرحوم حجه الاسلام سید میر یونس عرفانی

سید مجتبی عرفانی و

سید ابراهیم میر غفاری شویم.

در مقابل ما دلبستگان نظم کهن .انقلابیون  و انقلابیون رادیکال .تشکیلات منظم  جامعه روحانیت تحت عنوان جامعه روحانیت  به رهبری امام جمعه  وقت .انجمن اصناف بازار و بلوک سرمایه داری کهن  نهادهای انقلابی و نهادهای جدید در چارچوب تشکیلات اتحادیه های کارگری مانند  انجمن های اسلامی کارخانه چوکا  .تشکیلات بوروکراتیک چوکا به رهبری عبد الغفار شجاع . تشکیلات بورو کراسی دولتی طرفداران سر سخت  نماینده دو دوره قبل مجلس جناب اقای مجتبی عرفانی و  .نخبگان محلی  و جوانان انقلابی قرار داشت.پدر اقای عرفانی روحانی خوشنامی بود که نماینده دوره اول مجلس شده بود ولی بر اثر تصادف فوت کرد.او موفق شده بود خشونت را از جامعه تالش دور کند.حتی سفر ایت الله خلخالی به منطقه تالش نتوانست تفکر ایت اله عرفانی را تغییر دهد.ابه این ترتیب مجتبی عرفانی راه پدرش را ادامه داد .پدری که موفق شده بود در دوره اول مجلس بعد از انقلاب 22 بهمن 57  کاندیدا هایی همچون حسن ما سالی از شهر باستانی ماسال  عضو فعال کنفدراسیون دانشجویان ایرانی در  اروپا .دکتر محمد تقی رهنمایی  و کاندیداهای گروههای  چریکی وانقلابی  فدا ئیان و مجاهدین را به هر ترتیب شکست دهد.اقای ماسالی  بر اساس برخی منا بع به جناح چپ جبهه ملی تعلق خاطر داشت.و اکنون حسن ماسالی فعال سیاسی چپگرا، نماینده برون مرزی جبهه دموکراتیک ایران و مسئول امور ایران در حزب سبزهای آلمان است.کتاب وی تحت عنوان سیر تحول جنبش چپ ایران و عوامل بحران مداوم آن انتقادات زیادی را به  همرا داشته است. 

  لازم به ذکر است که انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی در اسفند ۵۸ برگزار شد و مجلس شورای ملی خرداد ۱۳۵۹ شروع به کار کرد. 
ترکیب مجلس عمدتا از ائتلاف جامعه روحانیت مبارز و حزب جمهوری اسلامی که به ائتلاف بزرگ مشهور بود، نهضت آزادی که تحت عنوان گروه همنام در انتخابات شرکت کرده بود، دفتر همکاری مردم با رییس‌جمهوری، حزب جاما یا جنبش انقلاب مردم مسلمان ایران و جنبش مسلمانان مبارز تشکیل می‌شد.

از میان کاندیداها ی دوره اول منطقه  طوالش  فقط دو نفر از پایگاه اشراف زمیندار بودند.که تفکرات انها بر خلاف پایگاه اقتصادی بود.انها در مقابل یک روحانی انقلابی بدون اینکه ائتلاف کنند شکست خوردند.البته رای ماسالی بسیار با لا بود.دوره دوم و سوم نیز عرفانی به راحتی به مجلس راه یافته بود.از این نظرسابقه اقای عرفانی به کمک وی می شتافت.و رقابت را بر ما سخت می ساخت.

+ نوشته شده توسط سید اسد الله اطهری مریان در جمعه شانزدهم آبان 1393 و ساعت 9:24 |